چند مسأله در مورد
اعتکاف:
۱- حكم اعتكاف زنی كه مستحاضه شده است، چیست؟
و آيا فرقي بين استحاضه در روزهاي قبل از اعتکاف
یا روز اول و دوم و سوم اعتکاف وجود دارد؟
اگر زنی که استحاضه دیده است به وظیفهی مستحاضه نسبت به روزهاش عمل كند و اعمال مستحاضه را به جا آورد، اعتكافش صحیح است و ميتواند معتکف شود، چه قبل از اعتکاف مستحاضه بوده باشد و يا در حين اعتکاف مستحاضه شود و چون خارج شدن از مسجد به جهت ضرورت عقلی، عرفی و شرعی جایز است، برای غسل کردن که یک ضرورت شرعی است میتواند از مسجد خارج شود و تهیه مكانی در داخل مسجد برای غسل نیز واجب نیست.[1]
۲- آیا برای رفتن به نماز جمعه، می توان از محل اعتکاف خارج شد؟
آری، جایز است.
تبصره- البته باید حداقل زمان لازم رعایت شود تا شکل و صورت اعتکاف، به هم نخورد و به نظر برخی از مراجع محترم در رفت و آمد، احتياط مستحب آن است که زير سايه نرود. [2]
۳- آیا اعتكاف در غیر از مساجد چهارگانه جایز است؟ نیت آن چگونه است؟
اعتكاف در غیر از مساجد چهارگانه به قصد رجای مطلوبیت (به امید این كه مطلوب خداوند واقع شود) مانعی ندارد. [3]
توجه: با توجه به این که بیشتر مراجع، اعتکاف را تنها در مساجد جامع جایز می دانند؛ دانشجویان میتوانند برای استفاده از فیض روزه و عبادت در این ایام با توجه به محدودیت مکانی، نذر کنند که سه روز در مسجد دانشگاه خود اجتماع کنند و در این مدت به طور معمول به نماز و روزه و عبادت و اجرای برنامه های دینی بپردازند، همین طور می توانند روزهای عبادت و یا ساعت حضور را نیز با توجه به نذری که میکنند، تغییر دهند.
[1] پاسخ این مسئله منطبق با فتوای مقام معظم رهبری تنظیم شده است.
[۲] پاسخ این مسئله منطبق با فتوای مقام معظم رهبری تنظیم شده است.
[۳] پاسخ این مسئله منطبق با فتوای مقام معظم رهبری تنظیم شده است.
آیت الله العظمی مکارم: با مراجعه به ادلّه مسئله و روايات متعدّدى كه در اين باره در منابع روايى وارد شده، روشن مىشود كه در تمام مساجدى كه در آن نماز جماعت به طور مرتّب بر پا مىشود، اعتكاف جايز است. بنابراين محدوديّت خاصّى در اين گونه مساجد نيست.
احادیثی از کتاب شریف کامل الزیارات
در اهمیت و ثواب زیارت امام رضا علیه السلام
نصر بزنطى گوید: در كتاب حضرت ابى الحسن الرضا عليه السّلام خواندم كه آن حضرت مرقوم فرموده بودند: برسان به شيعيانم كه زيارت من نزد خدا معادل با هزار حجّ است. مىگويد: به حضرت ابى جعفر عليه السّلام عرض كردم: معادل با هزار حج است؟! حضرت فرمودند:
بلى به خدا قسم بلكه كسى كه ايشان را زيارت كند در حالى كه عارف به حقّش باشد ثواب يك ميليون حج به او داده مىشود.[1]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حمدان ديوانى نقل نموده كه گفت:
داخل شدم بر حضرت ابو جعفر ثانى عليه السّلام و محضرش عرض كردم: اجر كسى كه پدر شما را در طوس زيارت كند چيست؟
حضرت فرمودند:
كسى كه قبر پدرم را در طوس زيارت كند خداوند گناهان سابق و لاحقش را بيامرزد.
حمدان مىگويد: پس از آن با ايّوب بن نوح بن درّاج ملاقات كردم و به او گفتم:
اى ابا حسين من از مولاى خود حضرت ابا جعفر عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود:
كسى كه قبر پدرم را در طوس زيارت كند خداوند گناهان سابق و لاحقش را مىآمرزد.
ايّوب گفت: مىخواهى اضافهتر از اين را برايت بگويم؟
گفتم: آرى.
ايّوب گفت: شنيدم از آن حضرت كه اين فقره را مىفرمودند و اضافه كرده و مىگفتند: هنگامى كه روز قيامت شود منبرى براى او (زائر پدرم) در مقابل منبر رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نصب مىشود تا مردم از حساب فارغ شوند.[2]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ابراهيم بن اسحق نهاوندى گفت كه حضرت ابو الحسن الرّضا عليه السّلام فرمودند:
كسى كه من را زيارت كند در حالى كه خانهام دور و مزارم بعيد است من روز قيامت در سه موطن به نزدش آمده تا او را از ترسها و هولهاى قيامت برهانم:
هنگامى كه كتابها (نامههاى اعمال) به دستهاى راست و چپ داده مىشوند.
در هنگام عبور از صراط.
در وقت نهادن اعمال را در ميزان.[3]
[1] - كامل الزيارات- باب صد و يكم.
[2] - كامل الزيارات- باب صد و يكم.
[3] - كامل الزيارات- باب صد و يكم.
احادیثی از کتاب شریف کامل الزیارات[1]
در اهمیت و ثواب زیارت امام حسین علیه السلام
امام صادق علیه السلام فرمودند:
كسى كه خداوند خير را براى او اراده كرده باشد در قلبش محبّت امام حسين عليه السّلام را قرار داده و در دلش محبت زيارت آن جناب را مىاندازد و كسى كه خداوند سوء و بدى را برايش بخواهد در قلبش بغض امام حسين عليه السّلام قرار داده و در دلش بغض زيارت آن حضرت را مىاندازد.[2]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امام صادق علیه السلام فرمودند:
كسى كه در آب فرات غسل كند و قبر حسين عليه السّلام را زيارت نمايد مانند روزى است كه مادر او را خالى از گناهان زائيده اگر چه مرتكب گناهان كبيره هم شده باشد و ما دوست داريم كه شخص وقتى به زيارت قبر حضرت امام حسين عليه السّلام مىرود غسل كرده و هنگام وداع غسل نكند بلكه دستش را بر صورتش بكشد. [3]
ــــــــــــــــــــــــــــــ
ابى خديجه، از حضرت امام صادق علیه السلام نقل می کند:
از آن حضرت راجع به زيارت قبر حضرت حسين بن على عليهما السّلام پرسيدم؟
حضرت فرمودند:
زيارت آن جناب افضل اعمال مىباشد.[4]
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
امام صادق علیه السلام فرمودند:
ايّام زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام جزء عمر زائر شمرده نشده و از اجلشان محسوب نمىگردد.[5]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از زيد شحّام مىگويد:
محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام عرض كردم: ثواب كسى كه يكى از شما اهل بيت را زيارت كند چيست؟ حضرت فرمودند:
مثل اين است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را زيارت كرده است.[6]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امام صادق علیه السلام فرمودند:
كسى كه حضرت امام حسين عليه السّلام را زيارت كند خداوند متعال برايش هشتاد حجّ مقبول منظور مىدارد.[7]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هارون بن ابى خارجه مىگويد:
محضر حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام عرض كردم: مردم روايت نقل مىكنند كه اگر كسى حسين عليه السّلام را زيارت كند ثواب يك حج و يك عمره براى او منظور مىشود، شما در اين باره چه مىفرمائيد؟
حضرت فرمودند: به خدا قسم كسى كه آن حضرت را زيارت كند و عارف به حقّش باشد تمام گناهان گذشته و آيندهاش آمرزيده مىشود.[8]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ابى بصير، مىگويد: از امام صادق عليه السّلام يا امام باقر عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود:
كسى كه دوست دارد مسكن و جايگاهش در بهشت باشد نبايد زيارت مظلوم را ترك كند.
عرض كردم: مظلوم كيست؟
حضرت فرمودند:
مظلوم حضرت حسين بن على عليهما السّلام بوده كه صاحب كربلاء مىباشد، كسى كه از روى شوق به آن حضرت و بجهت محبّت به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و به امير المؤمنين عليه السّلام و به فاطمه زهراء عليها السّلام به زيارت آن حضرت برود خداوند متعال او را بر سر سفرههاى بهشتى مىنشاند كه با رسول خدا و امير المؤمنين و فاطمه زهرا عليهم السّلام هم غذا بوده در حالى كه مردم در حال حساب مىباشند.[9]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــت
زيد شحّام مىگويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمودند:
كسى كه از روى شوق و ذوق به زيارت قبر حضرت حسين بن على سلام اللَّه عليهما برود روز قيامت خداوند متعال او را از جمله آمنين مىنويسد و محسوب مىفرمايد و كتابش (نامه اعمال او) را به دست راستش دهد و در زير پرچم حسين عليه السّلام بوده تا داخل بهشت شود پس حق تعالى او را در درجه و مرتبه خودش مكان داده بدرستى كه خداوند متعال عزيز و حكيم مىباشد.[10]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امام باقرعلیه السلام فرمودند:
اگر مردم مىدانستند كه در زيارت قبر حضرت حسين بن على عليهما السّلام چه فضل و ثوابى است حتما از شوق و ذوق قالب تهى مىكردند و بخاطر حسرتها نفسهايشان به شماره افتاده و قطع خواهد شد.
راوى مىگويد: عرض كردم: در زيارت آن حضرت چه اجر و ثوابى مىباشد.
حضرت فرمودند: كسى كه از روى شوق و ذوق به زيارت آن حضرت رود خداوند متعال هزار حجّ و هزار عمره قبول شده برايش مىنويسد و اجر و ثواب هزار شهيد از شهداء بدر و اجر هزار روزهدار و ثواب هزار صدقه قبول شده و ثواب آزاد نمودن هزار بنده كه در راه خدا آزاد شده باشند برايش منظور مىشود و پيوسته در طول ايام سال از هر آفتى كه كمترين آن شيطان باشد محفوظ مانده و خداوند متعال فرشته كريمى را بر او موكّل كرده كه وى را از جلو و پشت سر و راست و چپ و بالا و زير قدم نگهدارش باشد و اگر در اثناء سال فوت كرد فرشتگان رحمت الهى بر سرش حاضر شده و او را غسل داده و كفن نموده و برايش استغفار و طلب آمرزش كرده و تا قبرش مشايعتش نموده و به مقدار طول شعاع چشم در قبرش وسعت و گشايش ايجاد كرده و از فشار قبر در امانش قرار داده و از خوف و ترس دو فرشته منكر و نكير بر حذرش مىدارند و برايش دربى به بهشت مىگشايند و كتابش را به دست راستش مىدهند و در روز قيامت نورى به وى اعطاء مىشود كه بين مغرب و مشرق از پرتو آن روشن مىگردد و منادى نداء مىكند:
اين كسى است كه از روى شوق و ذوق حضرت امام حسين عليه السّلام را زيارت كرده و پس از اين نداء احدى در قيامت باقى نمىماند مگر آنكه تمنّا و آرزو مىكند كه كاش از زوّار حضرت ابا عبد اللَّه الحسين عليه السّلام مىبود.[11]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هارون بن خارجه، از حضرت امام صادق علیه السلام نقل كرده:
محضر مباركش عرضه داشتم: فدايت شوم ثواب كسى كه قبر حضرت امام حسين عليه السّلام را زيارت كند در حالى كه عارف به حق آن حضرت بوده و زيارتش براى خدا و سراى آخرت باشد چيست؟
حضرت به او فرمودند:
اى هارون كسى كه به زيارت آن حضرت رفته در حالى كه به حق حضرتش عارف بوده و زيارتش براى خدا و سراى آخرت باشد به خدا سوگند حق تعالى گناهان گذشته و آيندهاش را مىآمرزد. راوى مىگويد:
سپس حضرت سه مرتبه به من فرمودند:
آيا براى تو قسم نخوردم، آيا براى تو قسم نخوردم، آيا براى تو قسم نخوردم؟!.[12]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امام باقرعلیه السلام فرمودند:
امر كنيد شيعيان ما را به زيارت قبر حضرت حسن بن على عليهما السّلام چه آنكه زيارت آن حضرت رزق و روزى را زياد و عمر را طولانى كرده و امورى كه بدى و شر را جلب مىكنند دفع مىنمايد.
و زيارت آن حضرت بر هر مؤمنى كه اقرار به امامت حضرتش از طرف حق تعالى دارد واجب و لازم است.[13]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منصور بن حازم مىگويد: از آن حضرت شنيدم كه مىفرمود:
كسى كه سال بر او بگذارد و به زيارت قبر حضرت حسين بن على عليهما السّلام نرود خداوند تبارك و تعالى يك سال از عمرش كسر مىكند و اگر بگويم پارهاى از شماها سى سال قبل از اجل و عمر طبيعى از دنيا مىروند هر آينه صادق مىباشم زيرا زيارت حسين عليه السّلام را ترك مىكنيد، بنا بر اين زيارت آن حضرت را رها نكنيد تا حق تعالى عمر شما را زياد نموده و روزىتان را فراخ فرمايد و بدانيد هر گاه زيارت آن جناب را ترك كنيد زيرا حضرت ابا عبد اللَّه الحسين شاهد شما است در نزد خدا و رسولش و نزد حضرت فاطمه و امير المؤمنين عليهم السّلام.[14]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امام صادق علیه السلام فرمودند:
زائر حسين عليه السّلام گناهانش را پلى بر درب خانهاش قرار داده كه از آن عبور مىكند همان طورى كه يكى از شما وقتى از پل عبور نموديد آن را عقب سر مىگذاريد.
يعنى زيارت سيّد الشهداء سلام اللَّه عليه سبب مىشود كه گناهان محو و زائل گردند.[15]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یکی از اصحاب از حضرت رضا عليه السّلام سؤال كرد و پرسيد:
كسى كه به زيارت قبر حضرت امام حسين عليه السّلام برود ثوابش چه مقدار است؟
حضرت فرمودند:
ثوابش معادل ثواب يك عمره مىباشد.[16]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امّ سعيد احمسيّه گفت: از حضرت أبا عبد اللَّه عليه السّلام سؤال كرده و از زيارت قبر حضرت امام حسين عليه السّلام پرسيدم؟
حضرت فرمودند:
زيارت آن حضرت معادل با يك حجّ و يك عمره مىباشد و از اعمال خير و پسنديده معادل و مساوى با چنان و چنان است. سپس با دست اشاره به عدد آن اعمال خير فرمودند.[17]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتت
سيف تمّار می گوید: شنيدم حضرت امام صادق عليه السّلام مىفرمودند:
زائر امام حسين عليه السّلام در روز قيامت صد نفر كه همگى اهل دوزخ بوده و در دنيا از مسرفين بودند را شفاعت مىكند.[18]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امام صادق علیه السلام فرمودند:
در طرف شما قبرى است كه هيچ حزين و اندوهگينى آن را زيارت نمىكند مگر آنكه حق تعالى حزن و اندوهش را برطرف كرده و حاجتش را روا مىسازد.[19]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امام صادق علیه السلام فرمودند:
اى ابن بكير خداوند متعال از بقاع و اماكن روى زمين شش بقعه را اختيار فرموده:
بيت الحرام، حرم، مقابر انبياء، مقابر اوصياء، مقابر شهداء، و مساجدى كه نام خدا در آنها برده مىشود.
اى ابن بكير، آيا مىدانى اجر كسى كه قبر حضرت ابى عبد اللَّه الحسين عليه السّلام را زيارت كند چيست؟
هيچ صبح و بامدادى نيست مگر آنكه هاتفى از فرشتگان بالاى قبر آن حضرت فرياد مىكند: اى خواستاران خير رو كنيد به برگزيده خدا و كوچ كنيد بطرف ارجمندى و بزرگى و بدين ترتيب از ندامت و حسرت در امان باشيد.
اهل مشرق و مغرب نداء اين هاتف را مىشنوند مگر جنّ و انس و در زمين هيچ فرشتهاى از فرشتگان حافظ و نگهبان در وقتى كه بندگان خواب هستند باقى نمىماند مگر آنكه به قبر مطهّر روى آورده و هجوم مىكنند تا در آن مكان مقدّس حقتعالى را تسبيح نموده و از درگاه جلالش بخواهند تا از آنها راضى گردد و هيچ فرشتهاى در هوا باقى نمىماند كه نداء هاتف را شنيده مگر آنكه در جواب آن حق تعالى را تقديس مىكند و بدين ترتيب اصوات و صداهاى فرشتگان بلند و قوى شده پس اهل و سكنه آسمان دنيا به آنها جواب داده و در نتيجه اصوات و صداى فرشتگان و سكنه آسمان دنيا تشديد يافته به حدّى كه طنين آن به اهل و سكنه آسمان هفتم رسيده و بدين ترتيب انبياء عظام صداهاى ايشان را استماع كرده پس رحمت و صلوات بر حضرت امام حسين عليه السّلام فرستاده و زائرين آن حضرت را دعاء مىكنند.[20]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امام صادق علیه السلام:
خداوند متعال هفتاد هزار فرشته را بر قبر حضرت حسين بن على عليهما السّلام موكّل ساخته كه او را نزد قبر عبادت كنند، يك نماز از يك نفر آنها معادل با هزار نماز آدميان مىباشد و ثواب نمازشان براى زوار قبر حضرت امام حسين عليه السّلام و وزر و وبال براى قاتل آن حضرت كه لعنت خدا و ملائكه و مردم اجمعين بر او باد محسوب مىگردد.[21]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امام صادق علیه السلام فرمودند:
خداوند متعال هفتاد هزار فرشته را بر قبر حضرت امام حسين عليه السّلام موكّل ساخته كه همگى ژوليده و غمگين بوده و هر روز بر آن حضرت صلوات فرستاده و زائرينش را دعاء كرده و مىگويند:
پروردگارا، اين جماعت زائرين حسين عليه السّلام هستند با ايشان چنين و چنان نما.[22]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هارون ابن خارجه، از حضرت امام صادق عليه السّلام، نقل می کند که:
از امام عليه السّلام راجع به كسى كه بدون علّت زيارت حضرت ابا عبد اللَّه عليه السّلام را ترك مىكند سؤال كردم؟ حضرت فرمودند:
چنين كسى از اهل جهنّم مىباشد.[23]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
على بن ميمون می گوید از حضرت امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمودند:
اگر يكى از شما هزار مرتبه به حج رود ولى به زيارت قبر حضرت حسين بن على عليهما السّلام نرود مسلّما حقّى از حقوق خداوند تعالى را ترك كرده و قيامت از آن مورد سؤال و باز خواست واقع مىشود، سپس حضرت فرمودند: حق امام حسين عليه السّلام بر هر مسلمانى واجب و لازم است.
[1] -این کتاب تالیف شيخ ابو القاسم، جعفر بن محمد بن جعفر بن موسى بن مسرور بن قولويه قمى است که از برجستهترين چهرههاى راويان شيعه در قرن چهارم هجرى می باشد. وى يكى از بهترين شاگردان محمد بن يعقوب كلينى و از برجستهترين مشايخ شيخ مفيد به شمار مىآيد.
[2] - كامل الزيارات-باب پنجاه و پنجم.
[3] - كامل الزيارات-باب هفتاد و پنجم .
[4] - كامل الزيارات- باب پنجاه و هشتم.
[5] - كامل الزيارات- باب پنجاه و يكم .
[6] - كامل الزيارات- باب شصتم.
[7] - كامل الزيارات- باب شصت و ششم.
[8] - كامل الزيارات- باب پنجاه و چهارم.
[9] - كامل الزيارات- باب پنجاه و پنجم.
[10] - كامل الزيارات- باب پنجاه و ششم.
[11] - كامل الزيارات- باب پنجاه و ششم.
[12] - كامل الزيارات- باب پنجاه هفتم .
[13] - كامل الزيارات- باب شصت و يكم.
[14] - كامل الزيارات- باب شصت و يكم.
[15] - كامل الزيارات- باب شصت و دوم.
[16] - كامل الزيارات- باب شصت و سوم.
[17] - كامل الزيارات- باب شصت و پنجم.
[18] - كامل الزيارات- باب شصت و هشتم.
[19] - كامل الزيارات- باب شصت و نهم
[20] - كامل الزيارات- باب چهل و چهارم.
[21] - كامل الزيارات- باب چهل و دوم.
[22] - كامل الزيارات- باب چهل و يكم.
[23] - كامل الزيارات- باب هفتاد و هشتم.
[24] - كامل الزيارات- باب هفتاد و هشتم.
ذِكرُ الموتِ جَلاءُ القلوب.
امیر مومنان علی علیه السلام:
مَن أكثر مِن ذكر الموت نجا من خداع الدّنيا.
هر كه بسیار به ياد مرگ باشد از مكر دنيا رستگارى يابد.
امیر مومنان علی علیه السلام:
يَا بُنَيَّ أَكْثِرْ مِنْ ذِكْرِ الْمَوْتِ وَ ذِكْرِ مَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ وَ تُفْضِي بَعْدَ الْمَوْتِ إِلَيْهِ حَتَّى يَأْتِيَكَ وَ قَدْ أَخَذْتَ مِنْهُ حِذْرَكَ ، وَ شَدَدْتَ لَهُ أَزْرَكَ، وَ لَا يَأْتِيَكَ بَغْتَةً فَيَبْهَرَكَ. وَ إِيَّاكَ أَنْ تَغْتَرَّ بِمَا تَرَى مِنْ إِخْلَادِ أَهْلِ الدُّنْيَا إِلَيْهَا.[2]
اى فرزند عزيزم، بسيار ياد مرگ كن و بسيار به یاد آنچه ناگهان بر آن وارد ميشوى و بعد از مرگ بآن ميرسى باش و مرگ را در پيش روى خود قرار ده به طورى كه آن را ببينى، تا اينكه چون ترا دريابد براى آن مهيا و آماده باشى كه ناگهان بر تو وارد نشود و بر تو غالب گردد و در حالى كه مغرور به دنيا هستى ترا فرو گيرد.
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع:حَدِّثْنِي بِمَا أَنْتَفِعُ بِهِ فَقَالَ يَا أَبَا عُبَيْدَةَ أَكْثِرْ ذِكْرَ الْمَوْتِ فَإِنَّهُ لَمْ يُكْثِرْ إِنْسَانٌ ذِكْرَ الْمَوْتِ إِلَّا زَهِدَ فِي الدُّنْيَا.[3]
ابو عبيده حذاء گويد: به امام باقر عليه السلام عرض كردم: حديثى به من بفرمایید كه از آن سود برم. حضرت فرمود: اى ابا عبيده، بسيار ياد مرگ كن، زيرا کسی زیاد از مرگ ياد نكند، جز آن كه به دنيا بىرغبت شود.
[1] - شرح آقا جمال الدين خوانسارى بر غرر الحكم، ج5 ، ص : 309.
[2] - كشف المحجة لثمرة المهجة ، الفصل الرابع و الخمسون و المائة: وصية الإمام علي(ع) لولده الإمام الحسن(ع) ، ص : 218.
بخش خبری الف
۰۲ تير ۱۳۸۸
مصاحبه مجله تایم با مهندس موسوی روز قبل از رایگیری
مردی که ممکن است احمدینژاد را شکست دهد
تایم (جوکلین و ناهید صیام دوست، ترجمه فضلالله توکلی، منتشر شده در 12 ژوئن 2009 - 22 خرداد 1388):
روز قبل از انتخابات، میرحسین موسوی، کاندیدای اصلی اصلاحطلبان درخواست مصاحبهی تایم را پذیرفت. مصاحبه در ساختمانی انجام شد که موسوی ـ معمار و هنرمند - خودش آن را طراحی کرده بود: یک هنرستان و گالری در مرکز تهران. موسوی که چندان کاریزماتیک نیست، اما به جای آن به معنای واقعی کلمه روشنفکر ـ هنرمند به چشم میآید به آرامی وارد یک اتاق کنفرانس ساده شد. محافظت چندانی نداشت و تنها چند مشاور او را همراهی میکردند و کتوشلواری سیاه و پیراهن راهراه آبی به تن کرده بود. به نظر میرسید سوالات ما را که به زبان انگلیسی بیان میشد درک میکند، هرچند به فارسی پاسخ میداد.
موسوی به آرام سخن گفتن شهرت دارد، اما این مبالغهآمیز است. سخن گفتن او به پچپچ شبیهتر است. پاسخهای او به ما محتاطانه، دقیق و البته گاهی به نحو شگفتآوری صاف و پوستکنده بود. او هنگامی که از شیوهی تبلیغاتی احمدینژاد سخن میگفت بسیار با تاکید و محکم حرف میزد. شیوهای که حملهی مستقیمی به همسر موسوی، زهرا رهنورد که هنرمند و از فعالان اجتماعی سیاسی است، در برداشت. «من فکر میکنم که او (احمدینژاد) از هنجارهای اجتماعی فراتر رفت و به همین دلیل یک موج بر علیهی خودش به راه انداخت. در کشور ما، در برابر یک مرد به همسرش اهانت نمیکنند. ضمن اینکه از یک رییس جمهور انتظار نمیرود به چنین مسایل خردی توجه نشان دهد.»
او همچنین از ادبیات تنشآفرینی احمدینژاد در مسایل بینالمللی مانند اسرائیل و هولوکاست انتقاد کرد: «در سیاست خارجی ما مسایل بنیادین را که در حوزهی منافع ملی ما قرار میگیرند با جنجالطلبی خلط کردهایم که بیشتر مصرف داخلی دارد.»
موسوی به طور غیر منتظرهای از ارادهاش نسبت به مذاکره در باب ماهیت برنامهی هستهای ایران به صراحت سخن گفت.
او گفت که دو مساله وجود دارد: استفادهی صلح آمیز از انرژی هستهای که بر مبنای NTP حق ایران است و دیگری استفادهی تسلیحاتی احتمالی «بشخصه من وجه دوم را که هم ابعاد فنی و هم ابعاد سیاسی دارد قابل مذاکره میدانم اما نمیپذیرم که کشورمان از حق بهرهبرداری صلح آمیز از انرژی هستهای محروم شود.»
در جایگاه ریاست جمهوری، موسوی طبعاً کما بیش به اندازهی رهبر معظم آیتالله علی خامنهای قدرت نخواهد داشت. به خصوص در حوزهی سیاست خارجی و امنیت ملی. اما او موکداً ابراز داشت که تجمعات خیابانی چشمگیر هفتههای گذشته احتمالاً ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین دگرگون خواهد ساخت و در واقع این اتفاق با فشار بر رهبر نسبت به پذیرش بیشتر افکار عمومی رخ خواهد داد. ما پرسیدیم اگر انتخابات را ببازد، آن وقت چه میشود. [او پاسخ داد:] «تغییر از مدتی قبل آغاز شده است. تنها بخشی از آن به پیروزی در انتخابات مربوط میشود و بخشهای دیگر ادامه خواهند یافت و هیچ عقبگردی در کار نخواهد بود.»
• تایم: شما بخشی از انقلاب بودید. شما درباره تغییرات کشور از آن زمان تاکنون چه نظری دارید؟ و به نظر شما امام خمینی در برابر این تغییرات چه موضعی میداشت؟
• موسوی: امام خمینی همیشه از تغییرات استقبال میکرد. او معمولاً تغییرات را میپذیرفت و آنگاه تلاش میکرد تا آن را مدیریت کند.
• آیا تغییرات در کشور شما را شگفتزده میکند و آیا این همان چیزی است که شما در زمان انقلاب انتظارش را داشتید؟
• تغییرات زیادی هم در بعد داخلی و هم در بعد بینالمللی رخ داده. اما چون برخی از این تغییرات سرکوب شدند. اکنون به نحو غیرمنتظرهای سر بر آوردهاند
• آیا انتظار داشتید که این چنین غیره منتظره سربرآورند؟
• من در نخستین سخنرانیام در دانشگاه تهران گفتم که مردم میتوانند حالتی دوگانه داشته باشند. آنها در عین حال که به ارزشهای انقلابی احترام میگذارند، نگاهی به جلو، به سوی تغییرات مدرن دارند، اگر شما به خیابان ولیعصر نگاه کنید در تمام مسیر از شمال تا جنوب مردمی با هر نوع پیش زمینه و با هر نوع پوشش و آداب و رسومی میبینید، اما همهی آنها میتوانند به خاطر یک هدف مشترک گردهم آیند.
• کدام یک از دو جنبهی این دوگانگی در ایران امروز برجستهتر است؟
• این دوگانگی یک موضع اعتراضی و تقابلی به نمایشگاهی گذارد که اگر پذیرفته شود میتواند فرصتهای ممتازی برای کشور خلق کند اما اگر پذیرفته نشود و سرکوب شود میتواند به یک تهدید مبدل شود.
• آیا شیوهی مبارزات انتخاباتی محمود احمدینژاد در قبال شما و همسرتان، شما را شگفت زده کرده است و شما چه توضیحی درباره رفتار او دارید؟
• او سبک خاصی در پیش گرفت اما من فکر نمیکنم تا اینجا پیش برود.
• و به نظر شما چرا این کار را کرد؟
• من فکر میکنم او مرزهای جامعه ما را پشت سر گذاشت و این علتی شد که موجی علیه او راه بیفتد. در جامعه ما مقابل یک مرد به همسرش اهانت روا نمیدارند. ضمن اینکه از جایگاه ریاست جمهوری انتظار نمیرود که به چنین امور جزیی و کم اهمیتی توجه نشان دهد. همچنین انتظار میرفت او بر مبنای آمار و ارقام سخن بگوید.
• این مصاحبه بعد از انتخابات منتشر میشود و شما ممکن است در آن هنگام رییس جمهور باشید. آخرین رییس جمهور اصلاح طلب محمد خاتمی که اکنون از شما حمایت میکند روزهای سختی در تعامل با رهبری سپری کرد. آیا فکر میکنید اوضاع برای شما فرق میکند؟
• ارکان مختلف در سیستم قدرت در جامعه وجود دارد که باید به نحو شایستهای باهم در تعامل باشند. این واقعیت نظام ماست.و من در پی آنم که این ارتباط را چه در گفتگوها و چه در اجرای مسوولیتهای قانونیام برقرار سازم. من معتقدم که میتوانم این تعامل را به نقطهی توازن برسانم.
• آیا شما معتقدید که اصلاح طلبان خیلی پیش رفتند و به این نقطهی توازن توجه کافی نشان ندادند؟
• دورهی خاتمی بعد از هشت سال به پایان رسید، اما او اگر در قدرت میماند کسی چه میداند شاید توازن بین رهبر و قوای دیگر سرانجام برقرار میشد. اما ما یک سیستم تقسیم قدرت خاصی در ایران داریم. رهبر قدرت و اختیارات مشخصی دارد و رییس جمهور اختیارات دیگری و تعادل بین این قدرتها امکان پذیر است.
• شما و رهبر هر دو اهل خامنه هستید. وقتی شما نخست وزیر بودید، این گونه به گوش میرسید که در روابطتان با ایشان اختلاف نظر و اصطحکاک دارید. آیا فکر نمیکنید این مساله در صورت پیروزی شما، مشکل ساز شود؟
• اختلاف ما در آن زمان در قانون اساسی ریشه داشت.اما الان حیطهی اختیارات به نحو چشمگیری شفافتر و روشنتر در قانون اساسی (اصلاح شده) بیان شده است. فضای بسیار بیشتری برای هماهنگ شدن وجود دارد.
• شما در خلال مبارزات انتخاباتی در باب سیاست خارجی خیلی حرف نزدهاید. اگر شما انتخاب شوید. آیا سیاست خارجی شما با آنچه اکنون جریان دارد ـ به خصوص در قبال آمریکا ـ متفاوت خواهد بود؟
• معنای سیاست خارجی تنها رابطه با یک کشور نیست. آمریکا یکی از کشورهاست. انتقادی که من داشتهام این بوده که ما از پتانسیل عظیمی که برای ایجاد دیپلماسی موثر داریم، استفاده نکردهایم. در سیاست خارجیمان مسایل و موضوعات بنیادینی را که در شمار منافع ملی ما هستند با جنجال آفرینی که بیشتر مصرف داخلی دارد، خلط کردهایم.
• با تغییر دولت آیا به نظر شما در موضع ایران در برنامهی انرژی هستهای تغییری به وجود میآید؟
• ممکن است روشها را تغییر دهیم. راجع به انرژی هستهای دو مقوله وجود دارد: یکی حقها برای استفاده از انرژی هستهای که قابل مذاکره نیست. دیگری به نگرانیهای مربوط میشود که نسبت به انحراف برنامهی هستهای به سمت تسلیحاتی شدن وجود دارد. من بهشخصه اعتقاد دارم که مقوله دوم که هم فنی و هم سیاسی است قابل مذاکر است. ما از حق کشورمان نسبت به انرژی هستهای چشمپوشی نخواهیم کرد.
• به نظر شما باراک اوباما برای برقراری روابط بهتر بین ایران و امریکا جدیت بیشتری دارد؟ و اگر شما این امر را امکان پذیر میدانید برای دستیابی به آن چه باید کرد؟
• اوباما دغدغههای خود را چندین بار تکرار کرده است و این به خودی خود فضای خوبی برای تلقی این مسایل به وجود آورده است. ما امیدواریم کته این صحبتها با اقدامات عملی همراه شوند و ادامه یابند.
• چه نوع اقداماتی انتظار دارید از طرف مقابل ببینید؟
• من شنیده ام که او نسبت به کودتای 1953 (28 مرداد 32) ابراز تاسف کرده است. و این خود یک قدم مثبت است. چون ذهنیتهای منفیای که در مردم ما وجود دارد، کاهش خواهد داد.
• چهار سال بعد، اگر شما انتخاب رییس جمهور منتخب باشید، دوست دارید مردم راجع به موسوی چه بگویند؟ دوست دارید چه یادگاری از خود بر جای گذارید؟
• وقتی انقلاب شد، من یک روستایی بودم. انقلاب مرا بالا برد و الان افراد زیادی مرا از خود جدا نمیبینند. اگر من رییس جمهور شود، امیدوارم مردم همان احساسی را نسبت به من داشته باشند که آن هنگام نسبت به من به عنوان فرزند خود داشتند. کسی که با اخلاص تام سعی خود را میکند که برای آنها کار کند. من این را امتحان کردهام: مردم بیشتر از آنکه به نتایج توجه کنند به درستکاری اهمیت میدهند.
• اگر شما پیروز نشوید، به این همه جوان که در خیابانها رقص کنان و لبخند بر لب و شادند، چه خواهید گفت؟ به تمام طرفداران خود اگر پیروز نشوید، چه خواهید گفت؟
• پیام من قبلاً به آنها رسیده است. تغییر از مدتی قبل آغاز شده است. تنها بخشی از این تغییر به پیروزی در انتخابات مربوط میشود. بخشهای دیگر ادامه خواهند یافت و هیچ عقبگردی در کار نیست.
• در کابینه شما چند زن حضور خواهند داشت؟
• عددش را نمیدانم، اما وزیران زن خواهم داشت. اگر رییس جمهور شوم به آنها اعلام خواهم کرد.
• آیا همسر شما یکی از آنها خواهد بود؟
• همسر من از پستهای سیاسی فرار میکند. من فکر نمیکنم که اصلاً و ابداً او به داشتن یک جایگاه سیاسی علاقهمند باشد. اما البته او همیشه در کنار من به عنوان یک مشاور حضور داشته و خواهند داشت.
گزيدهاي از فرمايشات بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (ره) درباره تمكين مسئولان ، احزاب و گروهها به قانون و فصلالخطاب بودن قانون اساسي و شوراي نگهبان به شرح ذيل است:
* من باز به همه اين آقاياني كه ميخواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نميدانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام ميكنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ، بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اينطور نباشد، مسئله طور ديگر خواهد شد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
*نميشود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط ميكني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نميتواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند ميشود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ، من قانون اساسي را قبول ندارم ،من مجلس را قبول ندارم ، من رئيسجمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ، ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اينكه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 378)
* اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابانها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند، اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفتهام قدم به قدم پيش ميرود، اين همان ديكتاتوري است كه به هيتلر مبدل ميشود انسان،اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل ميكند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود ، كساني كه ميخواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمدهاند يا به صورت آزادي و امثال اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را ميكنند كه ما طرفدار قوانين هستيم ، اينها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روي قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف راي من هم بود من خاضع ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضعام ،ديگر دعوايي پيش نميآيد؛ هياهو پيش نميآيد.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
* قانون معنايش اين است كه{ همه} چيزها {را} به حسب قانون اسلامي ، به حسب قانون كشوري كه منطبق با قوانين اسلام است ، همه را ،وظيفهاشان را قانون معين كرده. بعد از اين كه قانون وظيفه را معين كرد ، هر کس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند، اين يك ديكتاتوري است كه حالا به صورت مظلومانه پيش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پيش خواهد آمد و بعد اين كشور را به تباهي خواهد كشيد و اين كشور وقتي به تباهي كشيده شد و اين مردم متفرق و مختلف با هم شدند ، اين همان وظيفه اي است كه براي ابرقدرتها بايد انجام بدهد اين آدم انجام داده، ولو خودش نمي فهمد، اگر بفهمد كه ديگر مصيبت بالاتر است،لكن خودشان ملتفت نيستند.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
آقای...
ادب مرد به ز دولت اوست.
آیا افشاگریهاي دکتر احمدی نژاد بر خلاف اخلاق و معارف اسلام بود؟
شنيده شد برخي اشخاص، كه قالباً از دوستان گروههای مخالف دولت بوده و يا در انتخابات 1384 به حمايت از هاشمي رفسنجاني برخواسته بودند، تنها چند ساعت بعد از اتمام مناظره تاریخی ایشان، برای پاک کردن صورت مسأله و انحراف افکار عمومی از فساد مالی خاندان هاشمی و دیگران، افشاگريهاي رياست محترم جمهوري را از نظر اسلام و شرع مقدس، تهمت و آبروريزي دانسته و آن را عملي زشت و منكري صريح و گناهی کبیره دانستند.
متاسفانه برخی از آنان در لباس علمای دین* بودند که یا ولایت فقیه را منحصر به امام معنا می کردند و پس از امام تنها در جایی حامی انقلاب بودند که مخالفان نظام و رهبری، انقلابی می شدند،
(هوای نفس) : ( عالمان بی عمل)
و یا از اوضاع خاندان هاشمی اطلاع نداشتند، یا به اسم اخلاق و عرفان، اخلاق فردی را با اخلاق حکومتی جابجا می فهمیدند، یا سادگی آنان در میان آشنایان شهره شده بود و به دفعات موجبات نارضایتی رهبری را با حرف های نسنجیده فراهم کرده بودند و در روزهای پایانی انتخابات هم علی رغم این که حدود هشتاد درصد از علما، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم و بسیاری از طلاب شهرستان ها ، حامی دولت اسلامی بوده و بیانیه هایی نیز در حمایت از دولت صادر نمو ده اند، عده ای از آقایان این افشاگری ها را بر خلاف دین و نظام می نامند. آیا واقعاً كشور در خطر است، اين آقايان بدانند كه كشور، اسلام و روحانیت در خطر نيست بلكه منافع يك عده پرخور و زورگو در خطر افتاده است. چرا فکر می کنید هاشمی یعنی روحانیت چرا فکر می کنید انقلاب یعنی هاشمی ؟
چرا وقتی طلبه ای در همین حوزه علمیه قم شروع به اعتراض از هاشمی کرد و او را به باد کتک گرفتند کسی برای روحانیت احساس خطر نکرد؟
چرا وقتی بعضی از روحانی نمایان خائن، به رهبری جسارت کردند آقایان تهمت را گناه کبیره اعلام نکردند؟
چرا به سخنان امام توجه نمی کنید؟
مگر امام نفرمود که اسلام مخالف اشرافی گری است.
امام خمینی(ره):
از اهم مسائلى که باید تذکر بدهم، مسئلهاى است که به همه روحانیت و دست اندرکاران کشور مربوط مىشود، و همیشه نگران آن هستم که مبادا این مردمى که همه چیزشان را فدا کردند و به اسلام خدمت نموده و به ما منّت گذاشتند، به واسطه اعمال ما از ما نگران بشوند، زیرا آن چیزى که مردم از ما توقع داشته و دارند و به واسطه آن دنبال ما و شما آمدهاند و اسلام را ترویج نموده و جمهورى اسلامى را بپا کردند و طاغوت را از میان بردند، کیفیت زندگى اهل علم است. اگر خداى نخواسته، مردم ببینند که آقایان وضع خودشان را تغییر دادهاند، عمارت درست کردهاند و رفت و آمدهایشان مناسب شأن روحانیت نیست، و آن چیزى را که نسبت به روحانیت در دلشان بوده است از دست بدهند، از دست دادن آن همان و از بین رفتن اسلام و جمهورى اسلامى همان.البته من این نکته را عرض کنم، یک دستهاى که در معرض خطر هستند باید خودشان را حفظ کنند، ولى همینها هم باید مواظب باشند که زاید بر میزان نباشد. شما گمان نکنید که اگر با چندین اتومبیل بیرون بیایید وجههتان پیش مردم بزرگ مىشود، آن چیزى که مردم به آن توجه دارند و موافق مذاق عامه است، اینکه زندگى شما ساده باشد، همان طورى که سران اسلام و پیغمبر اسلام و امیرالمؤمنین و ائمه ما زندگىشان ساده و عادى بود بلکه پایینتر از عادى. آنها هم که جمهورى اسلامى را بپا کردند، مردم عادى هستند، و کسانى که بالابالاها نشستهاند، هیچ دخالتى در این مسائل نداشته و ندارند. این مردم بازار و کشاورز و کارگران کارخانهها و طبقات ضعیف- به حسب دنیا و قوى به حسب آخرت- هستند که این توقع را دارند که اگر خداى نخواسته، نفوس این مردم از ما منحرف بشود، ضرر آن براى ما تنها نیست، بلکه براى اسلام است. و ما باید حفظ کنیم آنهایى را که اسلام و جمهورى اسلامى را نگه داشتهاند و بعد از این هم نگه خواهند داشت، و حفظ آن به این است که زندگى ما ساده و عادى باشد. آنهایى هم که مىخواهند خودشان را حفظ کنند، باید بدانند که گاهى با یک اتومبیل پیکان بهتر مىتوانند محفوظ باشند تا وسیله دیگر. و ائمه جمعه و جماعاتى که اگر عادى بیرون بیایند ممکن است از بین بروند، باید به آن مقدارى حفظ کنند که زیاد نباشد. و اینطور نباشد که امام جمعهاى وقتى در خیابان مىآید، خیابان را خلوت کنند و هیاهو به راه بیندازند، اینطور چیزها حیثیتشان را در جامعه ساقط مىکند. بزرگى شما آقایان به دنیا نیست، بزرگى شما به آخرت است، و اینکه پیش خدا آبرومند باشید. و این یک مسئله مهمى است که دخالت در حفظ جمهورى اسلامى دارد و ما باید خیلى مواظب باشیم، و اهل علم و دولت و دست اندرکاران بیشتر باید مواظب باشند، چرا که همه دنبال این هستند که نقطه ضعفى، خصوصاً از اهل علم پیدا کنند و در همه جا مطرح سازند. و ما باید به گونهاى زندگى کنیم که اگر چنانچه آن را از ما گرفتند، حسرت نخوریم، نه اینکه مثل رئیس جمهور امریکا که اگر این مقام را از او بگیرند شاید از حسرت دق کند!.
( صحیفه امام، ج19، ص: 318)
همچنین مراجعه کنید به : صحیفه امام، ج21، ص: 440؛ صحیفه امام، ج16، ص: 443؛ صحیفه امام، ج5، ص: 547 ؛ صحیفه امام، ج18، ص: 30؛ صحیفه امام، ج18، ص: 29و...
اینها گوشه ای از فرمایشات امام (ره) است که همه شما به این جملات که می رسید دیگر از امام خرج نمی کنید و خودتان صاحب نظر می شوید.
آیا شما نمی دانید که در داخل کشور و در میان توده های مردم به خاطر چپاول ثروتهای عمومی و جابه جایی و تحریف ارزش های دینی نسبت به انقلاب بدبینی ایجاد شده؟
اگر مانند کبک سرمان را زیر برف نکنیم شاهد خواهیم بود که از سال 60 زمزمه های فراوانی در مورد فساد مالی مسوولان و آقازاده ها در میان خانواده های مسلمان مطرح است و انقلاب در میان توده مردم هر روز مورد انتقاد قرار می گیرد، این در شرایطی است که ثروتمندانی هم که توجهی به اسلام نداشتند از فرصت بدست آمده بر ضد نظام استفاده می کردند و انقلابیون نیز به خاطر شخصِ ِرهبری سکوت میکردند؛ ولی اینک دیگر جای سکوت نیست، چرا که هاشمیان آمدهاند تا با مقدم هچینی برای تشکیل شورای رهبری به ریاست هاشمی رفسنجانی و مدیریتی طاغوتی تغییر ارزش ها را سرعت دهند و عبارت علی الاسلام السلام را معنا کنند.
به راستی چه شده که وقتی واقعیاتی در بین توده مردم مبنی بر فساد مالی خاندان هاشمی و اطرافیان وی مطرح بود، کسی دم از نظام و انقلاب وشورش داخلی نمی زد و آقایان سکوت می کردند؟ چرا آقای هاشمی در یک بیانیه رسمی تکذیب نکرد و چرا حرف ها و سوالات مردم روز به روز بیشتر شد و کمتر نشد؟ در تمام دنیا رسوایی مالی ، یک ننگ غیرقابل تحمل است به گونه ای که در برخی از کشورها ، عوامل فساد ، پس از رسوایی ، بهترین راه برای فرار از مجازاتهای قانونی و شماتت مردم را در خودکشی می بینند .مگر مواضع آنان به خطر افتاده که از دین مردم برای از بین رفتن مبانی دینی مایه میگذارند؟ آیا آقای احمدی نژاد که در مقام اجرایی کشور ، به عنوان شخص اول مدیریت اجرایی و شخص دوم سیاست خارجی ، بسیاری از اخبار و اطلاعات نظام را می داند باید دروغگو جلوه داده شود؟
مگر نه این است که رهبر معظم انقلاب در مورد دولت نهم فرمودند:
با روی کار آمدن دولت نهم انقلاب در مسیر واقعی خود قرار گرفت.
آقایان لطفاْ برای فهم شاخص های دولت اسلامی اینجا را کلیک کنید
به راستی چرا حجاريان تئوریسین اصلاحات و مسوول ایجاد جنگ روانی جبهه هاشمیون می گوید : ماندن این دولت برای 4 سال دیگر برای كشور فاجعهبار است. او کسی است که در روزهای گذشته خطاب به موسوی گفت: آنقدر بگو احمدی نژاد دروغگو است که اگر گفت ماست سفید است دیگر مردم باور نکنند.[1] آیا آقایان هم باید به جبهه مخالف بپیوندند.
رییس جمهوری که بسیار مورد تایید رهبری و همه علمای راستین اخلاق و قشر درد کشیده است و به عنوان شخصی با تقوا از او یاد می شود، چرا باید مورد اتهام بی مانند عده ای فاسد معلوم الحال قرار بگیرد؟
افکار و اعمال او به رهبری نزدیک تر است یا احمدی نژاد؟ چرا آقایان اینطور بی منطق از او دفاع می کنند؟
مقام معظم رهبری:
ميان آقاي هاشمي و رئيس جمهور نيز از سال 84 اختلاف نظرهاي متعددي درباره مسائل خارجي، نحوه اجراي عدالت اجتماعي و برخي مسائل فرهنگي وجود دارد كه البته نظر رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است.
به نامه اخیر هاشمی به رهبری توجه کنید تا جایگاهی را که برای خود قائل است در بیاناتش بفهمید ؟ آیا ایشان خود را فرمانبردار ولی فقیه می داند؟*
آیا واقعا خاندان هاشمی و دوستان وی پاک ترین زندگی را دارد؟
ما خود شاهد بودیم که وقتی دکتر احمدی نژاد افشاگری کرد این بغض فروخرده مردم بود که منفجر شد ، نه چیز دیگری، هاشمی از چه نگران است؟ عده ای از آقایان علما از چه نگرانند؟ از آبرویی که سال ها پیش از دست رفت، از مال و ثروتی که باید به بیت المال بازگردد؟
راستی بعد از مناظره چه اتفاقی افتاد؟ یکی میگفت پسران هاشمی و عتیقه، یکی می گفت فائزه و کانادا، یکی می گفت مترو تهران و هاشمی، یکی صنعت نفت، یکی کیش، یکی هواپیمایی، یکی کشتی سازی، یکی سوارکاری و دیگری هاشمی و شورای رهبری .... آری این عقده فرو ريخته حزبالله و مردم انقلابي ايران بود.
خانواده هاشمی چرا به مخالفان دولت کمک می کنند؟
فائزه هاشمی در همایش حامیان موسوی به احمدينژاد توهین می کند.
او ستاد دختران حامی موسوی را سامان می دهد. مهدی هاشمی نماینده پدر در جمع اصلاحطلبان حامی موسوی است. فاطمه هاشمی برای میرحسین در استان ها سخنرانی می کند. محمد هاشمی احمدينژاد را بنی صدر خطاب می کند. حسین مرعشی کارگزاران را پشت سر موسوی بسیج کرده است. کرباسچی از تریبون کروبی به احمدی نژاد می تازد. پول تکنوکرات ها به "شعارهای سبزی" تبدیل می شود که در خیابان ها علیه احمدی نژاد سر داده می شود. دعوا بر سر چیست؟
سایت های متعلق به خانواده هاشمی را مرور کنید تا مطمئن شوید که با چه کسانی هم دست هستند:
ما نبايد چشم را روي واقعيتهايي كه موجود است بگذاريم.
اين يك واقعيت تلخ است كه بايد اعتراف كنيم.
خطاب به آن عده از روحانیونی که در مقابل سیل خروشان فضلا و علمای حوزه علمیه قم و سراسر کشور هستند عرض می کنیم: آیا عامل اصلي انحراف صدر اسلام و تبديل خلافت اسلامي به سلطنت اموي همان دنياگرايي و ثروت اندوزي بزرگان انقلاب محمدي (ص) نبود.
در مُرُوج الذهب مسعودي يك فهرست سرسام آوري از كساني كه از صحابه در صدر اسلام صاحب خانهها و زمين و مال و اموال شدند ميآورد که از جمله آنها كساني هستند كه در مقابل امام علي (ع) قرار گرفتند و با آن مظهر عدالت جنگيدند. آنها در طول 25 سال صاحب هزاران رأس اسب و شتر و گوسفند و هزاران درهم و دينار و املاك و كاخها شدند. در مورد بعضي نوشته است هنگام مرگ شمشهاي طلاي آنها با تبر شكسته و تقسيم شد. آنها با علي جنگيدند، از معاويه حمايت كردند و نقش اساسي را در تغيير حكومت اسلامي به سلطنت اموي و مرواني داشتند. آنها اين اموال را جز از راه نزديكي و ارتباط با حكومت به دست نياوردند.
در آن مقطع تاریخی تنها يك نفر زبان به اعتراض گشود و آن ابوذر بود. اگر اصحاب ديگر از ابوذر حمايت ميكردند، قطعاً ريشه انحراف خشكيده ميشد. ولی ابوذر به تبعيد رفت و تنها علي و حسين علیهما السلام او را بدرقه كردند. آری، فاصله گرفتن از مردم موجب عدم تشخیص درست حق و باطل می شود و بدبینی مردم را به کارگزاران و اصل نظام و حکومت ایجاد می کند. و سرنگونی اکثر حکومت ها ی دنیا نیز ناشی از مخالفت های مردمی و فاصله طبقاتی است.
حضرت علی علیه السلام میفرمایند:
«الناس بامرائهم اشبه منهم بابائهم[2].
مردم به زمامدارانشان بیش از پدرانشان شباهت دارند .»
اگر زمامداران اهل خیر باشند آنان نیز آنگونه خواهند شد و اگر به دنبال منافع خود باشند دیگر چه انتظاری از مردم داریم؟
امام علی علیه السلام در نخستین روز بیعت خود در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله، بر بالای منبر رفته و برنامههای خود را بدون پردهپوشی چنین اعلام کرد:
«هان، بدانید که اوضاع و احوال جامعه شما به همان گونهای بازگشته است که در روز بعثت پیامبر بود . سوگند به آن که او را برانگیخت تا حق را بگستراند و برقرار سازد، باید سخت زیر و رو و آزموده شوید . سپس بیخته و از هم جدا گردید و بر هم زده شوید; چنان که کفگیر در ته دیگ طعام زنند; بدان سان که هر که پایین افتاده فرا رود و هر که فرا رفته به زیر آید . باید پیش افتادگانی که عقب ماندهاند، پیش افتند و پس افتادگانی که به ناروا سبقت جسته و برتر شدهاند، به عقب کشانده شوند . به خدا سوگند، نه به اندازه سر سوزنی حقیقت را پنهان کردم و نه هیچ نوع دروغی گفتم .» [3]
حضرت امیر علیه السلام بهطور پنهانی و یا آشکار به حسابرسی کارگزاران خود میپرداخت؛ چنانکه میبینیم برای آگاهی از اوضاع و احوال زیاد بن ابیه که کارگزار آن حضرت در فارس بود، ماموری را فرستاد و به او دستور داد پس از حسابرسی کامل، آنچه را که زیاد گرد آورده است، نزد من بیاور . زیاد گزارش نادرستی به مامور داد . امام از طریق دیگر ماموران خویش دانست که زیاد گزارش نادرستبه مامور او داده است از اینرو، نامهای به وی نوشت:
«ای زیاد! به خدا سوگند تو دروغ گفتهای و اگر خراج و مالیاتی را که از مردم گرفتهای کامل نزد ما نفرستی، بر تو بسیار سخت خواهیم گرفت و مجازات سختی خواهی دید، مگر اینکه آنچه گزارش دادهای محتمل باشد .[4]
در جای دیگری فرمود:
«وَ الله لو وَجدته قَد تَزوج بِه النّسآء وَ ملک بِه الاماء لرددته الى بِیت المال فَاِنّ فى العَدْل سعة و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق؛
به خدا سوگند اگر بیابم که ( اموال عمومی) به مهر زنان در آمده یا بهاى کنیزکان شده، آن را به بیت المال بازمى گردانم، همانا در عدالت گشایشى است و کسى که عدالت بر او تنگ آید پس ستم بر او تنگ تر است.»
همچنین وقتی علی بن هَرَمه که ناظر بازار اهواز بود و از بازاریان رشوه گرفت، حضرت نامهای به رفاعة بن شداد قاضی منصوب خود در اهواز میفرستد و مرقوم میدارد وقتی نامهام به تو رسید ابن هرمه را از بازار برکنار کن و به مردم اعلام کن و او را زندانی کن و حکم من را به کارگزارانت اعلام کن و هر گونه غفلت و تفریطی موجب هلاکت در نزد خداوند خواهد شد. در این نامه حکم عزل رفاعه نیز صادر میشود.
در زیر ، برخی دیگر از توصیه های امام علی (ع) در ارتباط با دست اندازی به بیت المال و برخورد با رانت خواران مورد اشاره قرار گرفته است :
۱- کسی که امانت را خوار شمرد و در خیانت گام بردارد و خود و دینش را از آن منزه نسازد، درهای ذلت و رسوایی را در دنیا به روی خود گشوده و در قیامت خوارتر و رسواتر خواهد بود. (نهج البلاغه – حکمت ۷۳)
۲- بزرگترین خیانت ، خیانت به امت است و رسواترین تقلب ، تقلب حاکمان است. (نهج البلاغه –رساله ۲۶-انساب الاشراف)
۳- خداوند بر پیشوایان عدل واجب کرده است که زندگی خود را با توده ضعیف مردم هم اندازه سازند تا فشار فقر بر آنان باعث نافرمانی از خداوند نشود. (مستدرک نهج البلاغه ص۱۸۱)
آقایان هاشمی، کروبی، موسوی و رضایی ، آیا بعد از انقلاب طعم فقر را چشیده اید؟
آقای کروبی که جدیداً آیت الله هم شده ای ، شما مایه ننگ روحانیت هسی.
راستی قضیه زندان بنیاد شهید را جواب ندادید؟
۴- شبی عقیل به عنوان مهمان بر حضرت علی (ع) در کوفه وارد شد. آنحضرت ، مقدم برادر را گرامی شمرد و او را احترام کرد. امام حسن مجتبی علیه السلام به اشاره پدرش یک پیراهن و یک ردا، از مال خود به عقیل اهدا کرد. هوا گرم بود، علی و عقیل روی بام دارالاماره کوفه نشسته بودند. عقیل انتظار سفره رنگینی داشت، بر خلاف انتظارش غذای ساده ای بیش نبود. عقیل حاجت خود را اظهار کرد و گفت: زودتر باید به خانه ام برگردم و خیلی مقروضم. آمده ام شما دستور بدهید قرض من را بدهند. فرمود: چقدرمقروضی؟ گفت: صدهزار درهم. فرمود: چقدر زیاد! بعد فرمود: متأسفم که اینقدر تمکن ندارم که همه قرضهای تو را بدهم ولی همینکه موقع حقوق و تقسیم سهمیه ها شد من از سهم خودم تا آن اندازه ای که مقدور است خواهم داد. عقیل گفت: سهم تو که چیزی نیست، چقدرش را می خواهی خودت برداری و چقدرش را به من بدهی، دستور بده از بیت المال بدهند. فرمود: بیت المال که ملک شخصی من نیست، من امین مال مردمم ، نمی توانم از بیت المال به تو بدهم. بعد که دید عقیل خیلی سماجت می کند از همان پشت بام که به بازار مشرف بود و صندوقهای تجار دیده می شد به صندوقها اشاره کرد و فرمود: من یک پیشنهاد به تو می کنم که اگر عمل کنی همه قرضها را می دهی و آن اینکه این مردم تدریجا به خانه ها می روند و اینجا خلوت می شود و صندوقهاشان که پر از درهم و دینار است اینجا هست، همینکه خلوت شد برو و این صندوقها را خالی کن و قرض هایت را بده. عقیل گفت برادرجان سر به سر من می گذاری، به من پیشنهاد دزدی می کنی، مگر من دزدم که بروم مال مردم بیچاره ای را که راحت درخانه های خود خوابیده اند بزنم؟! فرمود: چه فرق می کند که از بیت المال به ناحق بگیری و یا این صندوقها را بزنی، هر دو دزدی است. بعد فرمود: پیشنهاد دیگری به تو می کنم. در این نزدیکی کوفه شهر قدیمی حیره است و مرکز بازرگانان و ثروتمندان عمده ای است. شبانه دو نفری می رویم و بر یکی از آنها شبیخون می زنیم. عقیل گفت: برادرجان من از بیت المال مسلمین کمک می خواهم وتو این حرفها را به من می زنی؟! فرمود: اتفاقا اگر مال یک نفر را بدزدی بهتر است از این که مال صدها هزار نفر را بدزدی. چطور است که ربودن مال یک نفر اسم دزدی دارد و ربودن اموال عمومی دزدی نیست؟
۵- علی بن رافع در دوران حکومت حضرت علی (ع) ، مسوول بیت المال و کاتب امام بود. در آن زمان در بیت المال، گردنبندی از لؤلؤ وجود داشت که از غنیمتهای جنگ جمل بود.
یکی از دختران امیرالمؤمنین علیه السلام به علی بن رافع پیغام داد که گردنبند را به او امانت بدهد تا در عید قربان به گردن بیندازد و پس از سه روز برگرداند، با این ضمانت که اگر خسارتی دید، بهایش را بپردازد.
امیرالمؤمنین گردنبند را به گردن دخترش دید، آن را شناخت و از او پرسید:« این را از کجا آوردی؟!» او پاسخ داد:« از علی بن ابی رافع، عاریه گرفتم تا در عید از آن استفاده کنم و بعداً به او برگردانم».
امام، علی بن رافع را احضار کرد و به او فرمود:« آیا به مسلمانان خیانت میکنی؟» او جواب داد:« از خیانت به مسلمانان به خدا پناه میبرم».
امام فرمود:« پس چگونه بدون اجازه من و رضایت مسلمانان، گردنبندی را که در بیت المال بود به او عاریه دادی؟».
علی بن رافع گفت:« ای امیرالمؤمنین، او دختر توست؛ از من درخواست کرد که گردنبند را برای روز عید به او امانت بدهم؛ من هم دادم و خود نیز ضمانت کردم که آن را سالم به جایش برگردانم».
امام به او فرمود:« گردنبند را همین امروز به جایش برگردان و حواست باشد دیگر از این کارها نکنی که تنبیه میشوی. دخترم نیز اگر گردنبند را به عاریه و با ضمانت نگرفته بود، سزاوار بود دستش به خاطر دزدی قطع شود؛ و در این صورت، او اولین زن از بنی هاشم بود که دستش به دلیل دزدی قطع میشد.
وقتی خبر به گوش دختر امیرالمؤمنین رسید، به پدرش گفت:« ای امیرالمؤمنین ، من دختر تو و پاره تن تو هستم. برای استفاده از این گردنبند، چه کسی سزاوارتر از من است؟».
امام به او فرمود: ای دختر علی بن ابی طالب، خودت را از مرز حق خارج نساز. آیا تمام زنان مهاجر در این عید میتوانند مثل تو از چنین زینتی استفاده کنند؟».
سرانجام، علی بن ابی رافع گردنبند را از دختر امیرالمؤمنین گرفت و به بیت المال برگرداند.
۶- امام علی (ع) در نامه چهلم خطاب به برخی از کارگزاران می فرماید: به من خبر رسیده که کشت زمینها را برداشته و آنچه را که می توانستی گرفته و آنچه در اختیار داشتی به خیانت خورده ای ! پس هرچه زودتر حساب اموالت را برای من بفرست ! و بدان که حسابرسی خداوند از حسابرسی مردم سخت تر است.
۷- حضرت علی (ع) در نامه چهل و سوم که بر اساس گزارشی رسیده از مصقله بن هبیره شیبانی کارگزار آن حضرت در منطقه اردشیر خره (فیروزآباد فارس) صادر شده او را بر رعایت نکردن عدالت توبیخ می کند و می نویسد: در باره تو به من گزارشی داده اند که اگر چنان کرده باشی خدای خود را به خشم آورده ای و امام خویش را نافرمانی کرده ای. خبر رسید که تو غنیمت (بیت المال) مسلمانان را که نیزه ها و اسبهایشان گرد آورده و با ریخته شدن خونهایشان به دست آمده به عربهایی که خویشاوندان تو هستند و تو را گزیده اند پخش می کنی ! به خدایی که دانه را شکافت و پدیده ها را آفرید! اگر این گزارش درست باشد در نزد من خوار و منزلت تو سبک گردیده است. پس حق پروردگارت را لبیک شمار و دنیای خود را با نابودی دین آباد مکن که زیانکارترین انسانی.
۸- امام علی علیه السلام در امر نظارت بر حرکات و رفتار کارگزاران حتی مسایل معمولی و پیش پا افتاده را نادیده نمی گرفت و از آنان بازخواست می کرد. از این رو در نامه به عثمان بن حنیف ، وی را به جهت شرکت در میهمانی بعضی اشراف بصره مورد توبیخ و سرزنش قرار می دهد و می گوید: گمان نمی کردم میهمانی شخصی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده و ثروتمندان آنان بر سر سفره و دعوت شده اند! بنگر در کجایی و بر سر کدام سفره می خوری ! پس آن غذایی که حلال و حرام بودنش را نمی دانی دور بیفکن و آنچه را به پاکیزگی و حلال بودنش یقین داری مصرف کن.
۹- امام علی (ع) دوستی در بصره به نام علا ابن زیاد (۴۸) دارد. او مریض می شود و امام به عیادت او می رود. مولا علی (ع) هنگامی که خانه عریض و طویل او را می بیند خطاب به او می گوید: با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. علا سپس شکایت برادرش عاصم را که گوشه گیری را انتخاب کرده و لباسهای مندرس پوشیده به علی علیه السلام می کند. مولا فرمان می دهد که او را احضار کنند. وقتی او را می آورند خطاب به او می گوید: ای دشمنک جان خویش! شیطان بر تو راه یافته و تورا صید کرده آیا به خانواده ات رحم نمی کنی… عاصم بن زیاد عرض کرد: «یا علی ! من از تو پیروی می کنم.» امام علی (ع) در جواب گفت: خداوند متعال بر پیشوایان عدل و حق واجب کرده است که برخود سخت گیرند و شیوه زندگی را هماهنگ با وضع زندگی طبقه ضعیف مردم قرار دهند تا ناداری و فقر فقیر را از جا به در نبرد.
ابن ابی الحدید در این باره می نویسد: پس از فرمایش امام علی (ع) به عاصم وی از مکانی که در آن نشسته بود حرکت نکرد مگر اینکه عاصم لباسهای کهنه و مندرس را به در کرد و لباس نو پوشید.
۱۰- عبدالله بن ابى رافع گوید: طلحه و زبیر نزد امیرمؤمنان على(ع)آمدند و گفتند: «عمر» در تقسیم بیت المال با ما اینگونه رفتار نمى کرد. على(ع) فرمود: پیامبر با شما چگونه رفتار مى کرد؟ اینان ساکت شدند. حضرت فرمود: آیا پیامبر خدا بیت المال را به تساوى بین مسلمانان تقسیم نمى کرد؟! گفتند: بلى. على(ع) فرمود: آیا شیوه پیامبر سزاوارتر به پیروى است یا شیوه عمر؟! گفتند: شیوه رسول خداسزاوارتر است. ولى اى امیرمؤمنان ما داراى سوابق (انقلابى!) هستیم و زحمت و مشقت کشیده ایم و در راه اسلام رنج برده ایم و از نزدیکان پیامبریم!
على(ع)فرمود: آیا سابقه شما بیشتر است یا من؟ گفتند: سابقه تو. فرمود: آیا نزدیکى شما به پیامبر بیشتر است یا نزدیکى من؟ گفتند: نزدیکى تو. فرمود: آیا شما بیشتر در راه اسلام رنج بردید یا من؟ گفتند: شما. فرمود: فَوَاللهِ ما أنَا و أَجیرى هذا إلّا بِمَنزِلَة واحِدَة;
پس بخدا قسم من و این اجیرم مساوى هستیم.
۱۱- امام على(ع) روز اول حکومت خود اولین برنامه اش را مصادره اموال خائنان بیت المال اعلام مى کند و بدین ترتیب لرزه بر اندام قارونهاى به ظاهر مسلمانى مى اندازد که با چپاول بیت المال به ثروت انبوه رسیده بودند. همین على(ع) مو به مو عدالت را نسبت به خود و نزدیکترین نزدیکانش نیز اجرا مى کند. هنگام تقسیم بیت المال کودکى از نوه هاى امام آمد و چیزى برداشت و رفت. امام سراسیمه بدنبال وى دوید و آن را از دستش گرفت و به بیت المال برگردانید. مردم به حضرت گفتند: این کودک هم سهمى دارد. امام فرمود: هرگز! بلکه تنها پدرش سهم دارد آن هم بقدر سهم هر مسلمان عادى; هرگاه آن را گرفت هر قدر که لازم بداند به آن طفل نیز خواهد داد»
او حقوقى یکسان به همه مى داد. خواهرش، ام هانى، ۲۰ درهم حقوق مى گرفت; کنیزش نیز ۲۰ درهم! این امر مورد اعتراض ام هانى قرار گرفت و فوق العاده ناراحت شد. حضرت فرمود: در کتاب خدا تبعیضهاى نژادى ظالمانه و نارواست.
۱۲- روزى امام على (ع) یکى از خویشاوندان خود را که به بیتالمال خیانت کرده بود تهدید نمود و خطاب به وى فرمود: «به خدا سوگند، اگر حسن و حسین هم دست به چنین خیانتى مىزدند، هرگز از آنان هواخواهى و پشتیبانى نمىکردم و ذرّهاى در تصمیمگیرى من تأثیر نمىگذاشت.»
۱۳- امام علی (ع) با صدور بخشنامههاى مختلف، مدیران و مسئولان حکومتى را از ثروتاندوزى و سوء استفاده از بیتالمال برحذر می داشت. افزون بر آن، با متخلفان اقتصادى برخورد می نمود و مهمتر از همه، به توزیع عادلانه ثروتها و اموال عمومى براى همه مردم و شهرها می پرداخت. نکته قابل توجه آن است که امام (ع) خود از هرگونه ثروتاندوزى پرهیز نمود و زهدگرایى خویش را به نمایش گذاشت. پارسایى و زندگى ساده امام به گونهاى بود که عملکرد خلفاى پیشین نزد مردم زیر سؤال رفت. آن حضرت درباره وضع زندگى خود خطاب به مردم کوفه فرمود: «اى مردم! اگر من از شهر شما با چیزى بیش از مرکب سوارى و بار و بُنه و غلام خود بیرون روم، به شما خیانت کردهام.»
علی در راه خدا از کسی ملاحظه نداشت بلکه اگر به کسی عنایت می ورزید و از کسی ملاحظه می کرد به خاطر خدا بود. قهرا این حالت دشمن ساز است و روح های پرطمع و پر آرزو را رنجیده می کند و به درد می آورد. در میان اصحاب پیغمبر هیچکس مانند علی دوستانی فداکار نداشت، همچنانکه هیچکس مانند او دشمنانی اینچنین جسور و خطرناک نداشت. مردی بود که حتی بعد از مرگ، جنازه اش مورد هجوم دشمنان واقع گشت. او خود از این جریان آگاه بود و آن را پیش بینی می کرد و لذا وصیت کرد که قبرش مخفی باشد و جز فرزندانش دیگران ندانند، تا آنکه حدود یک قرن گذشت و دولت امویان منقرض گشت، خوارج نیز منقرض شدند و یا سخت ناتوان گشتند، کینه ها و کینه توزیها کم شد و به دست امام صادق تربت مقدسش اعلان گشت.
سراسر وجود علی، تاریخ و سیرت علی، خلق و خوی علی، رنگ و بوی علی، سخن و گفتگوی علی درس است و سرمشق است و تعلیم است و رهبری است. همچنان که جذبهای علی برای ما آموزنده و درس است، دفعهای او نیز چنین است.
برادرانی که امروز همه اخلاق اسلامی را معنا نموده و القا می کنید که افشاگری ها خلاف اخلاق بود، آیا اگر احکام اسلام زیر پا گذاشته شود باز چنین بیانیه هایی صادر می کنید؟ یا از مرحله احکام گذشته اید و فقط مشکل بر سر اخلاق جامعه است؟
آیا اصل اسلام را رها کرده اید و افشاگری را چنان چه خودتان می خواهید معنا می کنید و اجتهادتان را به رخ می کشید.
این عبارات را یک طلبه درس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم مینویسد نه یک فرد عامی که به رگبار بی اطلاعی متهم شود.
آیا واقعا ًموسوی که خود را حامی و یار و دوست دار اصول می داند شخصی انقلابی می دانید؟ و به همین اکتفا می کنید؟
آیا انتخاب اصلح واجب نیست؟ کلیک کنید
اصلح کیست؟ آیا بیانات رهبری را در مورد اصلح تا به حال نشنیده اید؟
مگر اصلح نباید لااقل اسلام را بشناسد .
به اصل ولایت فقیه التزام عملی داشته باشد.
دشمن شاد کن نباشد.
مگر نه اینکه در روایات ما می فرمایند میخواهی کسی را بشناسی از دوستانش بشناس؟
دوستان آقایان موسوی و کروبی و رضایی کیانند؟
آیا موسوی به حرف هایی که می زند اعتقاد دارد؟
آیا او قانون گراست؟
آیندگان خواهند فهمید که موسوی کیست
و چه خیانتی به ملت کرده است؟
چرا موسوی دائما دم از قانون می زند؟
راه تحقیق باز است.
با مروری به سوابق حامیان و حال فعلی آنان به روشنی دست های پلید انحراف رو خواهد شد. اگر وقت داشتید به کارنامه گذشته و حال برخی از حامیان موسوی مراجعه کنید : شیخ یوسف صانعی، اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد موسوی خوئینیها، سید محمد خاتمی، مهدی کروبی ( به شرط تصدی چند وزارتخانه کلیدی)، عزتآلله سحابی، بهزاد نبوی، هاشم آقاجری، مصطفی تاجزاده، سعید حجاریان، حمید رضا جلائیپور، الهه کولایی، ، مصطفی معین، مرتضی الویری، مجید انصاری. و محسن مخملباف، اعظم طالقانی .
لیست حامیان آقایان کروبی و رضایی را خودتان بررسی کنید و ببینید عقایدشان چیست؟
آیا همبستگی احزاب رسوا شده همچون مشارکت، سازمان مجاهدین، نهضت آزادی و ... با میرحسین موسوی، بخش دیگری از انحراف از انقلاب و اسلام نیست. کسی سوال کند: آقایانی که اصلاح طلبی هستید که به اصول برمی گردید کی می خواهید به اصول برگردید.
براساس آیه 51 سوره کهف:
ما كنت متخذ المضلين عضدا:
و من هیچ گاه گمراه کنندگان را دستیار خود قرار نمی دهم.
نباید نفوذ اطرافیان را دست کم گرفت.
آری گناه احمدی نژاد این است که بر خلاف موسوی که با احزاب منحرف از اسلام اعلام همبستگی کرده، دست دوستی به آنان نداد.
از آقای میر حسین موسوی در مورد دین و احترام به مراجع تقلید فقط یک سوال میپرسیم: کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان که هم شما و هم همسرتان قرار است تصویب کنید نظر مرجعیت دینی است؟
آیا موسوی واقعا اصول گرا شده یا این که از اصول توبه کرده است؟
کدامیک صحیح است:
آقایان اساتید اخلاقی که افشاگری را گناه کبیره می دانید آیا افشاگری حرام است حتی اگر نظام اسلامی را از خطر نجات دهد؛ مگر شما نمی گویید انتخاب اصلح واجب است، چون اگر این آقا فردا رییس جمهور شد و گناهی کرد و ما می دانستیم که او کیست و چه کاره است ، هر گناهی که می کند به اسم من و شما هم ثبت می شود؟
آقایان: حرمت انقلاب بيش از همه افراد است.
آقایانی که هر وقت کم می آورید دم از امام و رهبری می زنید:
آیا استعفای نابهنگام آقای محسن رضایی از سپاه مورد رضایت رهبری بود؟
سایت وابسته به رضایی را هم مرور کنید
آیا میر حسین موسوی با اجازه ولی فقیه که اطاعتش بر همگان واجب است در جلسات تشخیص مصلحت غایب است؟
راستی ملی مذهبی هارا هم حتما طبق نظر امام و رهبری به خیمه تان راه می دهید.
شما که با آنان کاری نداشتید پس چطور شده اعظم طالقانی در قم به حمایت از شما سخنرانی می کند؟
ایا شما افکار ملی مذهبی ها را نمی دانید یا خود را به ...؟
آیا آقای کروبی با رضایت رهبری قربان صدقه آقای عبدالکریم سروش می رود؟
اصلاْ شما می دانید سروش چه عقایدی دارد؟
آیا شما واقعاْ آنقدر توان علمی دارید که بتوانید تشخیص دهید که حرف های سروش حق است یا باطل؟
اگر نمی داانید لااقل به علمای بزرگ و مراجع تقلید مراجعه کنید تا سروش را به شما معرفی کنند.
آقای کروبی کلیک کنید
باز هم کلیک کنید
و...
چرا بعضی ها این گونه سطحی نگرند که هنوز اخلاق حکومتی را با اخلاق فردی تشخیص نمی دهند .باید بگوییم که گاهی باعث این انحراف خواص جامعه و علما هستند. مگر طلحه و زبیر از اصحاب و عالمان امت نبودند.
آری حرفهای احمدینژاد «اخلاقی» نبود! چون اخلاق رفت.
آنها که ۴سال، هر روز و هر شب تمام مرزهای اخلاقی و اعتقادی را زیر پا گذاشتند و از هر ابزاری برای تخریب و توهین و تهمت به منتخب ملت دریغ نکردند، آنهایی که به قد و قواره و قیافه و خانواده احمدینژاد هم رحم نکردند، آنهایی که در میان حامیان سبزپوش خود، منتخب یک ملت هفتاد میلیونی را «کوتوله» نامیدند و وی را با بدترین وضع تحقیر نمودند، اکنون پرچمدار احترام و تکریم و اخلاق و انسانیت شدهاند! از خوانندگان عزیز این مطلب را میپرسیم: کدامیک بیادبانهتر است؛ چهل و پنج دقیقه افشاگری یا چهارسال تهمت و توهین؟
شکر خدا همگی هم یادمان رفته که رهبری فرمودند:
این فضای بی بند وباری در حرف زدن و اظهار نظر علیه دولت مسائلی نیست که خداوند به آسانی از آن ها بگذرد.
آری در این قبیل امور حمایت از فرمایش رهبری و بیانیه دادن خیلی مهم نیست ولی حالا که مواضع بعضی ها به خطر افتاده همه اهل اخلاق و عرفان و سیر وسلوک شده اند.
آری احمدی نژاد نباید اسم میبرد!
کسانی که چهارسال احمدینژاد را به بلوفزدن و دروغگفتن درباره مفاسد اقتصادی متهم میکردند و میگفتند اگر دکتر راست میگوید چرا اسم نمیبرد؛ اکنون ناراحتند که چرا احمدینژاد اسم چند نفر را برده است! مشخص نیست احمدینژاد بالاخره در راه مبارزه با مفاسد اقتصادی، باید اسم اشخاص را ببرد یا نبرد!
کسانی که حیثیت چند آقازاده مفسد را با حیثیت نظام گره میزنند و افشاگریهای احمدینژاد را، هتک حرمت نظام میخوانند بدانند که آبروی شهدا و امام شهدا، هرگز با رسوایی چند مفسد خدشهدار نخواهد شد. آنهایی هم که به بهانه ارتباط چند شخص با رهبری، حرکت احمدینژاد را تهمت به شخص رهبری میدانند، فراموش نکنند که منصوبین رهبری در مجمع تشخیص مصلحت و دفتر بازرسی و…، معصوم نیستند و فرزندانشان میتوانند دست به هر خطا و مفسدهای بزنند (که در این سالها زدهاند). فساد آقازادهها در همهجای دنیا اتفاق میافتد؛ با این تفاوت که در کشورهای پیشرفته، شخص فاسد را محاکمه میکنند، نه اینکه به بهانه زیر سوال رفتن کل سیستم، جلوی افشای مفاسد را بگیرند.
ملاک تشخیص صحت هر سخنی نظر رهبر ی نظام است. به نظر بنده مشکل در فهم ولایت فقیه و حمایت عملی از ایشان است.
مگر رهبری معظم به اندازه هاشمی از مسائل مطلع نیست که هاشمی بخواهد به او تذکر دهد.
آقایان اساتید اخلاق! اگر احمدي نژاد نميگفت، تاريخ مينوشت و نسلهاي بعدي بر سكوت همگان نفرين ميكردند.
احمدی نژاد بغض فروخورده محرومان را منفجر کرد.
احمدینژاد ماهیت غبارگونهی این هیاهوی سبز را شناخت و تنها کاری که کرد، فرونشاندن این غبار بود. ماهیت حبابوار این هیاهوی سبز ایجاب میکرد که با سر سوزنی فرونشیند و با سر سوزنی فرونشست.
آقایان: احمدینژاد حتی در افشاگری خویش نیز سخن تازهای نگفت. او تنها سخنانی را که در یک محفل خانوادگی، یک جمع 5 نفره در تاکسی و یا یک صف چند نفره مقابل مغازه نانوایی مطرح میشود، باز گو کرد. او از شبکه قدرت و ثروتی سخن گفت که بارها و بارها موضوع بحث جمعهای کوچک مردم بوده است، با این تفاوت که او در جایگاه نماینده ملت، نه بر مبنای شنیدهها، که اینک از روی شواهد، ناگفتههای ملت را از زبان آنان و به نمایندگی از آنان مطالبه میکرد.
البته هر جراحي تب هم دارد، نقاهت هم خواهد داشت ولي اين انقلاب انقلاب خميني(ره) است. اين انقلاب بر آمده از ارواح پاكي است هيچ واژهاي جز خلوص الهي تفسير كننده آن نيست و بايد هر چه بيشتر پيش رود، خالصتر و پاكتر شود و مطمئن هستیم در اين مقطع زماني بايد تصفيه شويم، آزمايش شويم و مردان و زنان پاك به حركت ادامه دهند و نسل پاك تر انقلاب اين امانت را تحويل بگيرند و خالصها بمانند.
اما آنچه تفسیر به رای شد و باعث شگفتی مجامع علمی و برخی علمای دین و فضلای آگاه به مبانی دین و حکومت اسلامی بود این نکته است که آیا واقعا افشاگری در همه جا حرام است. برای آگاهی از انحراف و اشتباه در این مساله با هم به چند مساله فقهی توجه کنیم:
1- شرط لزوم اشاعهی فحشا:
اگر مصلحت اهمی که مقدم بر مفسدهی اشاعهی فحشا است، جلو آید، آن کار جایز بلکه در بعضی از موارد لازم است؛ نظیر این که اگر اشاعهی فحشا نکند، جان او یا ناموس او در خطر واقع شود و یا به واسطهی اشاعهی فحشا بتواند جانی یا ناموسی را نجات دهد و یا بتواند کسی را که مضّر برای دین است، رسوا و کارش را خنثی کند؛ در این موارد و نظایر آن اشاعهی فحشا جایز بلکه لازم است.
اعتقاد ما این است که نه تنها مال و آبرو و ثروت مردم در خطر است بلکه آبروی اسلام و ناموس شیعه به خطر افتاده است.
در روایات ما آمده است که حکومت ها با کفر ممکن است بماند ولی با ظلم نمی ماند.
2- شرط وجوب تهمت زدن:
اگر مصلحت اهمی که مقدم بر مفسدهی تهمت باشد، پیش آید، آن تهمت جایز بلکه در بعضی موارد واجب میشود؛ مثلاً اگر کسی مضر برای اسلام است و مردم را از دین منحرف میکند و چارهای جز تهمت برای اسکات او نباشد، تهمت به اندازهای که او را ساکت کند، جایز بلکه واجب است؛
3- شرط وجوب غیبت کردن:
اگر مصلحت اهمی که بر مفسدهی غیبت مقدم باشد، مترتب بر غیبت شود، آن غیبت جایز بلکه در بعضی از موارد لازم است؛ مثلاً شکایت مظلوم از ظالم نزد افرادی که قدرت بر رفع آن داشته باشند، جایز است؛ چنان که غیبت افرادی که ضرر برای دین یا جامعهی اسلامی دارند، جایز بلکه واجب است. و همچنین اگر کسی بداند ازدواج یا رفاقت کسی موجب ضرر و زیان مالی یا دینی یا اخلاقی برای شخصی است، جایز بلکه لازم است که به آن شخص تذکر دهد؛ زیرا ارشاد جاهل جایز بلکه لازم است، خصوصاً اگر از او مشورت شود و برای تحقیق از او سؤال شود. و همچنین تضعیف گفتههای علمی و تضعیف راویان روایات معصومین علیهمالسلام به مقداری که حق ظاهر شود، جایز است.
4- شرط وجوب فتنهگری:
اگر مصلحت اهمی که بتواند مقدم بر مفسده نمامی باشد پیش آید، نمامی جایز بلکه گاهی واجب میشود، مثلاً اگر بتواند به واسطه فتنهگری شخص مفسدی را از پست کلیدی که دارد بر کنار کند، آن نمامی جایز بلکه واجب است، و همچنین اگر بتواند به واسطه نمامی رابطه بین دو اجنبی را که تماس نامشروع دارند قطع کند، آن نمامی جایز بلکه از باب نهی از منکر واجب است، و همچنین اگر بتواند به واسطه نمامی، جانی یا ناموسی را از خطر نجات دهد و یا اگر نمامی نکند جانی یا ناموسی در خطر واقع میشود، آن نمامی جایز بلکه واجب است.
از همه عزیزان تقاضا داریم با رجوع به فتاوا و استفتائات مراجع معظم تقلید اخلاق اسلامی را بشناسند و به اساتید جدید اخلاق یادآوری کنند.
آقایان:در قرآن کریم تجسس یکی از عوامل اختلاف نامبرده شده، اما اشاره گردیده كه وقتی در ارتباط با حکومت و مصلحت عمومی جامعه باشد باید افشا گردد و این عین اسلام است.
چطور ممکن است در جامعه اسلامی دزد فقیری که 50 هزار تومان سرقت می کند روانه زندان شود ولی سارقان اموال میلیاردی به خاطر مصلحت معرفی و محکوم نشوند.
در پایان، ما معتقدیم اگر افشاگری دکتر احمدی نژاد نبود و همین اخلاق اسلامی که تعریف می کنند در فضای جامعه باقی می ماند دستگاه قضایی نمی توانست با قاطعیت و جسارت، اتهامات بیان شده را پیگیری کند؛
چنانچه مقام معظم رهبری فرمودند:
به اعتقاد من مرکزی که باید مبارزه با مفاسد اقتصادی را دنبال کند دولت است و قوه قضاییه در مرحله آخر قرار می گیرد. باید دولت سینه سپر کند و به میدان بیاید و مبارزه با مفاسد را به جد بخواهد.
لذا ما احمدی نژاد را جهاد گر دهه چهارم انقلاب مینامیم.[5]
[1] - خاطر نشان می شود که از سوی هر سه کندیدای ریاست جمهوری مقابل دکتر احمدی نژاد لفظ دروغگو بودن او تکرار می شود و در سایت ها و مقالات و روزنامه ها دائما در حال تکرارا ست.
[2] - تحف العقول، ابن شعبه حرانی، ص 144 .
[3] - کافی، محمدبن یعقوب کلینی، ج8، ص67; نهج البلاغه، خطبه 16 .
[4] - انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، ج2، ص390 .
[5] - حجت الاسلام سید سلمان ذاکر کارشناس حقوق اسلامی و عضو کمیسیون حقوق قضایی مجلس شورای اسلامی گفت: همین که در جامعه اسلامی نتوانیم افرادی که چشم طمع به اموال دارند با افرادی که خالص هستند تفکیک و محاکمه کنیم، قطعا به ضرر جامعه خواهد بود از این رو سزاوار است موارد عنوان شده از سوی رییس جمهور نسبت به مفسدین اقتصادی پس از پایان انتخابات و هیاهوی انتخاباتی با جدیت مورد ارزیابی و رسیدگی قرار بگیرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*پیوست به مطالب بالا جهت مطالعه امت اسلامی
نامه جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه خطاب به رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام:
چرا حاضر نیستید با روش امام(ره) در باره شما عمل شود
خبرگزاری رسا ـ در پی انتشار نامه حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی به مقام معظم رهبری، جمعی از طلاب و فضلای حوره علمیه قم در نامه ای سرگشاده به وی مطالبی را تشریح کردند.
بسم الله الرحمن الرحیم دوستدار ، ارادتمند و مرید دیروز و انشاء الله فردای شما محمود مقدمی مدیر کل فرهنگی حوزه ... مبادا بگذاريم تحت عنوان به اصطلاح افشاگري، آبرو و عظمت و فداکاري هاي مسئولان عالي رتبه که ارکان نظام مي باشند، بلکه خود نظام و دوران امام امت و دفاع مقدس مورد هجمه غير اخلاقي و غير اسلامي قرار بگيرد که خود، تکرار تاريخ و زنگ خطري براي اضمحلال بُعد اسلاميت و جمهوريت نظام و موجب حاکميت استبداد و ديکتاتوري، آن هم به نحو بسيار غيراخلاقي و غيرانساني، مي باشد و تمام زحمات چندين ساله نهضت و انقلاب به هدر برود و مستبدان و مستکبران به هدف خود برسند. همگان مي دانيم کساني را که مفسد مي پنداريم، بايد همراه با مدارک به محاکم دادگستري جمهوري اسلامي سپرد و افشا نمودن خودسرانه بدون ثبوت در محکمه و اجازه اعلان جزئيات و ايجاد ناامني نسبت به عِرض و آبروي مردم که از جان آن ها در اسلام بالاتر است، کاري بسيار زشت و ناپسند است. بعلاوه که اين حرکات مذبوحانه موجب ايجاد ناامني فکري و سوء ظن که عامل تفرقه و بدبختي است، مي گردد. البته ایشان همیشه برای نظام احساس خطر می کنند، مخصوصا وقتی عرصه برای حزبشان تنگ شود!!!! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ النصر من الله و الفتح قریب
نامه شما متأسفانه دارای تناقضات و ابهامات فراوانی است که لازم است از سوی شما روشن شود؛ لذا به منظور تنویر افکار عمومی سؤالات ذیل را پاسخ دهید تا با روشن شدن ابعاد واقعینامه امکان اظهار نظر فراهم آید:
1. همچنان که خود در نامه اشاره دارید، آقای احمدینژاد در آن مناظره به 3 مطالب اشاره کردهاند:
الف) تماس شما با یکی از سران عرب
ب) کارگردانی مبارزات انتخاباتی رقبای آقای احمدینژاد
ج) سؤال از فعالیتهای فرزندان شما
و در ادامه ادعا کردهاید که آقای احمدینژاد تصمیمات امام راحل و تلاشهای ایشان و مردم و روحانیون را زیر سؤال بردهاند. سخنان آقای احمدینژاد یا تأیید میشود یا نه؛ امّا ارتباط آن با زیر سؤال بردن تصمیمات حضرت امام و تلاشهای ایشان و مردم و روحانیون در چیست؟
2. در ابتدای نامه تهمتهای به خود را در سه مقطع ابتدای انقلاب، ابتدای مجلس ششم و انتخابات دوره نهم عنوان کردیدهاید و در ادامه ذکر نمودهاید برای مقطع اول صبر و برای مقطع 5 سال اخیر دندان روی جگر گذاشتهاید؛ امّا چرا در مورد تخریبکنندگان مجلس ششم سخنی به میان نیاوردهاید؟ دلیل این سکوت چیست؟
3. در قسمتی دیگر از نامهتان به ناگفتههای خود از انتخابات اشاره داشته و وعدة افشای آنها را دادید. اگر منظور انتخابات جاری است که هنوز برگزار نشده و اگر منظور انتخابات دورة نهم است که توسط دولت آقای خاتمی انجام گرفت و به گفته ایشان سالمترین انتخابات در کشور بوده است.
4. نوشتهاید که اگر من هم سکوت کنم، مردم، احزاب و جریانهای سیاسی بیش از این برنمیتابند و آتشفشانهایی که از درون سینههای سوزان تغذیه میشود در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونههای آن را در اجتماعات انتخاباتی میبینیم و ... .
آقای هاشمی انتخابات در این دوره از هیجان بسیار بالایی برخوردار است. طرفداران کاندیداها تا سحرگاهان در خیابانها و اجتماعات، در کنار هم به بحث و گفتگو مینشینند، اما هیچ نشانی از آتشفشان دیده نمیشود؛ البته شاید برخی احزاب و جریانهای منتسب به شما برنامههایی داشته باشند که شما از آن باخبر باشید.
5. تصریح دارید که حضرت امام(ره) برای حل یکی از مشکلات که اتفاقاً به شبههای نزد برخی از مردم تبدیل شده بوده، کمیتهی حقیقت یاب تشکیل دادند. چرا شما حاضر نیستید و اجازه نمیدهید براساس روش امام راحل در این باره عمل شود و کمیتهای به بررسی عملکرد خانوادهی شما بپردازد و به گفتههای آقای احمدینژاد درباره عملکرد فرزندانتان رسیدگی کند؟ در این حال دعوت از مقام معظم رهبری برای دخالت در این امر، به چه معناست؟
6. در نامهی خود آوردهاید اگر نظام نخواهد یا نتواند با این پدیده برخورد کند، چگونه میتوانیم خود را از پیروان نظام مقدس اسلامی بدانیم؟
جناب آقای هاشمی برفرض که سخنان آقای احمدینژاد واقعیت نداشته باشد، آیا این اولین بار است که علیه شهروندان، مسئولان و بزرگان کشور سخنی گفته میشود؟ امتیاز خانواده حضرتعالی بر سایر شهروندان و مسئولان در چیست؟ این سخن چگونه با ادعای پیروی از نظام اسلامی سازگاراست؟
7. در نامهیتان خطاب به مقام معظم رهبری آوردهاید: اکنون که امام راحل(ره) به دیار باقی شتافتند، شما ماندهاید و من و معدودی از یاران و همفکران قدیم.
آقای هاشمی جایگاه ملت بزرگ ایران کجاست؟ به راستی مراجع عظام تقلید، علمای بزرگ، اعضاء خبرگان رهبری، اندیشمندان و نخبگان در نظر شما از چه جایگاهی برخوردارند؟
از «شما ماندهاید و من» سخن گفتهاید. حضرتعالی زحمات فراوانی برای انقلاب کشیدهاید و دارای جایگاه ویژهای هستید، اما آیا میتوانید ادعای همسنگی و برابری با ولیامر مسلمین داشته باشید؟ آیا ایشان ولی امر و شما فرمان بردار نیستید؟
8. آقای هاشمی آنچه در روایات و فقه پویای شیعه آمده است نصیحت به امام مسلمین است. آیا ارسال نامه سرگشاده، تعرض و فضاسازی علیه نظام و رهبری نصیحت به امام مسلمین است؟
9. آقای هاشمی ما قصد نداریم شما را مثل آقای منتظری معرفی کنیم و یا سرنوشتی شبیه او را برای شما ببینیم، بلکه مقصود این است که مانع گرفتار شدن شما در سرنوشتی شبیه به سرنوشت او گردیم. چرا که از طرفی جایگاه علمی و سوابق مبارزاتی و مسئولیت قائم مقامی وی قابل مقایسه با شما نیست و از طرف دیگر عاقبت تکان دهندهی وی از شخصیت برجسته شما به دور است؛ اما آیا وقت آن نرسیده است تا تکلیف خود را با برخی اطرافیانتان که زیر سابقه و جایگاه شما جمع شدهاند و هر چه در توان دارند برای تضعیف انقلاب به کار میگیرند، روشن کنید؟
الیس الصبح بقریب
جمعی از فضلا و طلاب حوزه علمیه قم
مبادا نام نیک شما بواسطه حمایت از افراد مسألهدار خدشهدار شود
شماری از بانوان طلبه در نامه ای خطاب به رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار داشتند: ما نمیخواهیم نام نیکی که از شما در تاریخ انقلاب مانده است بواسطه حمایت از افراد مسألهدار خدشهدار شود.
«انتشار نامه شما به مقام معظم رهبری که موجب سوء استفاده بسیاری از عناصر بیمار دل و منافق گردید موجب تأثر و تعجب جامعه روحانیتی شد که شما نیز از آنهایید. از شما که یار دیرین امام(ره) بودهاید بعید بود که چنین به ولی امر خود نامه بنویسید.
آقای هاشمی برخلاف ادعای شما هیچ سینهای آتشفشان نیست مگر سینه مغرضین و مفسدینی که منافع خویش را در خطر میبینند و اگر احساس شما دود این آتش را در آسمان مشاهده میکند به خاطر تأثیراتی است که شما از این گروه پذیرفتهاید.
آقای هاشمی چرا شما تهمتها را فقط از لسان مخالفین خود میبینید؟ آیا شایستهتر نیست که شما تهمتها و دروغها را ابتدا از لسان فرزندان و اطرافیان خود دور نموده، بعد نگران نظام باشید؟ حضرت آقا؛ ما تأسف میخوریم از اینکه یکی از یاران صدیق امام اینچنین مشی و روش خود را فراموش کرده و از کسانی حمایت میکند که روزگاری این مملکت را بنا به گفته خود شما به لجن کشیده بودند. ما نمیخواهیم نام نیکی که از شما در تاریخ انقلاب مانده است بواسطه حمایت از افراد مسألهدار خدشهدار شود.
ما آنچه را که صلاح بود گفتیم حال شما خود میدانید و نامی که به راحتی آن را دستمایه دیگران قرار دادهاید. جناب آقای هاشمی حرف و سخن بسیار است اما مجال ما اندک. اما خود بهتر میدانید که العاقل یکفیه الاشاره. ما اندکی را گفتیم و شما خود حدیث مفصل بخوانید از این مجمل».
www.rasanews.com
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آقای هاشمی رفسنجانی
نامهام را با سلام آغاز نمیکنم زیرا شما در نامه خود سلام به رهبری را فراموش کردهاید یا عمداً آن را ترک کردهای. آقای هاشمی؛ از متن نامه و تهدیدهای شما به نظر نمیرسد این سلام نکردن از روی فراموشی باشد.
آقای هاشمی قطعاً کسی باور نمیکند که شما بعد از سی سال کار اجرایی، نامه نگاری اداری را بلد نباشی آیا در اثر پیری آن را فراموش کرده و ندانی "زید عزه" را برای چه کسی به کار میبرند و ندانی بعد از اسم رهبری و مراجع عظام چه باید نوشت.
آقای هاشمی؛ شما در نامه خود سخنان رییس جمهور را "دروغپردازی و خلافگوییهایی دانستهاید که خلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف است" آیا سخنان سال های اخیر شما در نماز جمعه و مجامع مختلف به طریق اولی دارای همین صفات نیست و سخنان مهرههای بیارادهای که به عنوان کاندید ریاست جمهوری معرفی کردهای موافق اخلاق و شرع و قانون و انصاف است، به قول طلبه ها "بائک تجر و باتی لا تجر" .
چرا شما و فرزندان و طرفداران و حزبهایی که ساختهای وکاندیدایی که معرفی کردهاید حق دارید هر چه خواستید بگویید اما اگر رییس جمهور بعد از مدتها پاسخ دهد خلاف شرع و قانون اخلاق و انصاف می شود؟
آقای هاشمی؛ گفتهاید که سخنان رییس جمهور محترم "افتخارات نظام اسلامی را نشانه گرفته بود"، آیا مثل شما، مثل مورچهای نیست که در آب افتاده بود و میگفت دنیا را آب برده است. آیا شما و فرزندانت تمام افتخارات نظام هستید.
آقای هاشمی؛ شما سخنان رییس جمهور را "زیر سئوال بردن تصمیمات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و تلاش امام راحل (ره)" دانستهای اما نگفتهای چه ربطی بین اموال پسر شما و تصمیمات بنیانگذار جمهوری اسلامی هست؟ آیا این سخن مغالطهای آشکار نیست.
آقای هاشمی؛ گفتهاید رییس جمهور "غیر مستقیم مقام ولایت و رهبر معظم انقلاب را نشانه رفته است" آیا این سخن شما مصداق کاسه داغ تر از آش نیست. آیا شما به خاطر رهبری، این عکس العمل را نشان دادهاید؟ آیا این تهدید به بحران و آشوب حمایت از رهبری است؟
آقای هاشمی؛ یاد از گذشته کردهاید و از دورانی نام بردهاید که شما و شهید مظلوم بهشتی و رهبر معظم انقلاب را با عنوان "سه یاور خمینی" میشناختند ولی خوب میدانید که امام (ره) معیار را حال فعلی افراد میدانستند. شما هم میدانید انقلابی بودن کافی نیست؛ انقلابی ماندن مهم است. قرآن کریم میفرماید: "من جاء بالحسنه فله عشر امثالها" معلوم میشود انجام حسنه مهم نیست آنچه ارزشمند است حفظ حسنات تا قبر و قیامت است.
آقای هاشمی؛ شما در همین انقلاب کسان زیادی را دیدهاید که روزی در کنار امام بودند و روزی دیگر درمقابل امام ایستادند و سپس زیر چرخهای قدرتمند انقلاب له شدند.
آقای هاشمی؛ شما شریعتمداریها، بنی صدرها، منتظری ها، آذری قمیها و... را دیده اید. شما سرگذشت طلحه و زبیر و بسیاری دیگر از اصحاب پیامبر را شنیدهاید. مراقب باشید که عاقبت به خیری از هر چیزی مهمتر است.
آقای هاشمی؛ گفته اید دو پیشنهاد دادهاید "ولی عملاً پذیرفته نشده و رهبر معظم صلاح را در سکوتشان دیدند" اگر چنین است و شما از نظر و مصلحت سنجی مقام معظم رهبری خبر دارید و معتقد به ولایت فقیه هستید چرا برخلاف نظر ایشان عمل کردید؟ چرا از ولی فقیه اطاعت و پیروی نمیکنید؟
جناب آقای هاشمی؛ گفته اید "اکثر مردم متعهد و انقلابیمان کمتر تحت تاثیر خلاف گویی ها قرار می گیرند و دلیل آن آراء افتخار آمیز مردم به این جانب در آخرین انتخابات مجلس خبرگان رهبری است" .
البته بخش اول سخن شما کاملا صحیح است و قبول داریم که مردم کمتر تحت تاثیر خلاف گوییها قرار میگیرند، اما رای ندادن به شما در انتخابات نهم ریاست جمهوری و انتخابات ششم مجلس شورای اسلامی نشانه چیست؟
آقای هاشمی؛ گفتهاید از هیچ یک از کاندیداها حمایت نکردهاید و دست نشانده بودن کاندیداها را تهمت میدانید، پس چرا آقای موسوی گفت شما از او حمایت کردهاید و به آن حمایت افتخار میکند. و اگر آقای موسوی دروغ گفته است چرا شما انکار وتکذیب نکردید؟ علاوه بر آن چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.
آقای هاشمی؛ گفتهاید "من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام وکشور نمیدانم" سئوال اینجاست که وقتی مردم به کسی رای دادهاند و رهبری رای مردم را تنفیذ کرده، شما چه کاره این نظام هستید که بخواهید ادامه وضع موجود را به صلاح بدانید یا ندانید؟ نکند خود را قیم این مردم و مملکت میدانید؟ یا فکر میکنید عضو شورای رهبری هستید؟ یا بنا برآنچه از دختر تان نقل شده، معتقدید که شما مقام معظم رهبری را به ولایت رساندهای و ایشان باید زحمت شمارا جبران کند؟
جناب آقای هاشمی؛ گفته ای "بی شک بخشی از مردم و احزاب و جریان ها این وضع را بیش از این بر نمی تابند" و با تشبیه طرفداران خود به "آتش فشان" که با سرهای برهنه و وضعیت زننده در خیابان ها رقص وپایکوبی می کنند ، رهبری را به آشوب وشورش خیابانی تهدیدکردهای. آیا تجربه بنی صدر ومنتظری و دیگران برای شما کافی نیست؟
جناب آقای هاشمی؛ آیا فکر میکنی پسران ژیگول و دختران جوان که به بهانههای مختلف به خیابان آمدهاند طاقت غرش امت حزب الله قهرمان را دارند؟
آیا در شأن شماست که به عنوان یک روحانی انقلابی پناه خدا را رها کرده و برای چند روز قدر ت در پناه دخترکان بزک کرده سنگر بگیری.
جناب آقای هاشمی؛ شما امروز به زمین نخوردی و حرف رییس جمهور محبوب شما را به ذلت نکشید ، ذلت آن است كه در فیلم تبلیغاتی خود دختران بزک کرده را لابلای پسران جوان بنشانی و همراه آنان به بازی گری و نمایش بپردازی و در برابر دوربین اشک مصنوعی بریزی.
جناب آقای هاشمی؛ مطمئن باش نه شما و نه نیروهای بزک کرده شما، که این روزها آنان را به خیابان کشاندهای، تاب و توان خشم بسیج ، طلاب غیرتمند و نیروهای وفادار به انقلاب را ندارید .
جناب آقای هاشمی؛ به یاد داری داستان مرد زاهدی را که با شیطان کشتی گرفت و شیطان را به خاک انداخت و شیطان وعده داد اگر مرا رها کنی هر روز سکهای در یافت خواهی کرد ، مدتی شیطان سکهها را میداد و دیری نپایید که جریان سکهها قطع شد و چون بار دیگر زاهد به مصاف شیطان رفت، شکست خورد؛ چرا که سکه های شیطان کار خود را کرده بود.
جناب آقای هاشمی؛ میدانی و میدانیم هاشمی امروز هاشمی دیروز نیست مگر اینکه توبه کرده و به گذشته پر افتخار خود باز گردد.
جناب آقای هاشمی؛ هنوز دیر نیست هیچ کس از شکست شما خوشحال نمیشود مطمئن باشید وهستید که ما دوستان دیروز شما بودهایم ولی اگر احساس کنیم که در مقابل رهبری ایستادهاید در مقابل شما میایستیم و میدانید در مقابل هر که بایستیم او را میشکنیم و البته اگر روزی مجبور به شکستن شما شویم مشتی محکم و چشمی اشکبار خواهیم داشت.
جناب آقای هاشمی؛ سخن شما را برای خودتان تکرار می کنم :
سر چشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گرفتن به پیل
ملت ايران؛ در اين رابطه لازم است با بيان يک وظيفه و حکم شرعي؛ يعني وجوب نهي از منکر و رفع و دفع فسادي که ممکن است دامن همه را بگيرد به شما و علاقه مندان به نظام مي گويم که اولين قدم نهي از منکر
و جلوگيري از فساد نسبت به نظام و انقلاب، حضور آگاهانه تک تک شما ملت عزيز در روز 22خرداد در پاي صندوق هاي رأي مي باشد.
يوسف صانعي
20/3/1388
بسم الله الرحمن الرحیم
هنر مردم این است که در انتخابات کسی را انتخاب کنند که به فکر دین و دنیا و فرهنگ ملت باشد و بتواند بار عظیم پیگیری اهداف مادی و معنوی نظام را بر دوش گیرد که این امر خطیر، از عهده کسی بر میآید که با نشاط، پر حوصله، با همّت، مقتدر و هوشمند باشد.
مقام معظم رهبری(مدظله العالی)
بیانیه جمعی از اساتید، طلاب و فضلای استان قزوین
در حمایت از دولت اسلامی
به زودی برگی دیگر از تاریخ پر افتخار انقلاب اسلامی رقم خواهد خورد و حماسه ای الهی از قلبهای پاک ملت مؤمن و آزاده بر خواهد خواست که چشمان حیرت زده جهانیان را بار دیگر به خود معطوف کرده و قدم های استکبار پوشالی و ابر قدرت رو به افول غرب را به لرزه خواهد انداخت.
در آستانه این رویداد عزّتمندانه و پر شکوه، جمع زیادی از اساتید، فضلا و طلاب استان قزوین – که در حوزههای علمیه قزوین، قم و تهران، خوشه چین معارف ناب اهل بیت علیهم السلام می باشند – ضمن دعوت از آحاد ملت شهید پرور و انقلابی به حضوری گسترده در دهمین انتخابات ریاست جمهوری، از مواضع مدبّرانه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در معرفی کاندیدای اصلح تشکر نموده و با قاطعیت و آگاهی کامل، جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد را دارای شرایط مطلوب برای ادامه حرکت جهادی و عالمانه در امور اجرایی کشور و چهرهای اصول گرا، شجاع، معتقد به مبانی نظام و ولایت فقیه، انفعال ناپذیر در مقابل مستکبران و پایبند به ارزش های والای انقلاب اسلامی و اصلح معرفی می نمایند.
والسلام علی عباد الله الصالحین
۸۸/۳/۱۵
سوء استفاده از مقام مرجعیت در تبلیغات انتخاباتی
و جذب آرای متدینین برای خیانت به اسلام
آنچه میر حسین موسوی و همسرش در شعارهای انتخاباتی اعلام کردند:
« به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان می پیوندیم.»
این کلی گویی ها درست مانند همان شعارهای فریبنده ای است که دولت اصلاحات سر میداد و حال بار دیگر پس از سال ها صدای آن از حنجره همان گروه ؛ ولی با لباس اصلاح طلب اصول گرا برخواسته، واقعا اینان به دنبال چه هستند؟ آیا می خواهند اسلام را سربلند کنند یا لااقل ایران را ؟ من که گمان نمی کنم این ها جز خواری و دوری از اسلام و انقلاب و تباهی ایران و ملت چیزی از دستشان برآید. دروغ های تبلیغاتی و هزینه های میلیاردی با تمسک به هر حرکت ناشایستی برای پیروزی در انتخابات در مقابل دولتی که این همه از جانب رهبری نظام اسلامی مورد توجه قرار گرفت به طوری که ایشان فرمودند:
با روی کار آمدن دولت نهم انقلاب در مسیر واقعی خود قرار گرفت.
بهتر است نظر مراجع معظم تقلید را بررسی کنیم و ببینیم که ایشان چقدر التزام عملی و پیروی از مرجعیت را در سرلوحه بیانات و اعمالش قرار می دهد:
مراجع تقلید و كنوانسيون رفع هر گونه تبعيض عليه زنان
كنوانسيون رفع هر گونه تبعيض عليه زنان مشتمل بر يك مقدمه و سي ماده مي باشد. در ماده اول آن توضيح داده شده كه مقصود از عبارت "محو تبعيض عليه زنان" محو هر گونه تمايز، استثناء يا محدوديت بر اساس جنسيت است. مواد دوم تا شانزدهم بر تساوي زنان و مردان در تمامي زمينه ها تأكيد فراوان دارد. لازم به ذكر است كه محتواي اصلي اين كنوانسيون در مواد يكم تا شانزدهم گنجانده شده است و مواد مذكور با بيش از بيست آيه قرآن كريم ، صدها حكم فقهي و موادي از قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، قانون مدني، قانون مجازات اسلامي ، قانون كار و برخي ديگر از مقررات جمهوري اسلامي ايران ، آشكارا در تعارض است.
لازم به ذكر است بر اساس آخرين گزارش سازمان ملل تا تاريخ 12 آوريل 2008، تعداد 185 كشور، بالغ بر 90% اعضاي سازمان ملل متحد، كنوانسيون مذكور را تصويب نموده و يا به آن ملحق شده اند. همچنين تعداد 8 كشور عضو سازمان ملل تاكنون به كنوانسيون نپيوسته اند. كشورهاي نائرو، پالائو و تونگا و 5 كشور مسلمان شامل ايران، سودان، سومالي، فلسطيــن و قطر عضو كنوانسيون نمي باشند. همچنين كشور ايالات متحده آمريكا عليرغم امضاء كنوانسيون در 17 جولاي 1980، هنوز آن را تصويب نكرده است.
نظر برخي از فقها در رابطه با الحاق به كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان :
مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنهاي:
پيوستن به معاهده مذكور براي مسلمانان و دولتهاي اسلامي جايز نيست مگر آنكه موارد تعارض اصلاح شود.
آيت الله مكارم شيرازي:
" بي شك اين معاهده مخالف تعليمات اسلام است و قيودي مانند تحفظ بر تعليمـات اسلامي و عدم مخالفت با شرع، مشكلي را حل نمي كند. زيرا در اين معاهده با صراحت گفته شده شروطي كه مخالف روح اين معاهده است قابل قبول نيست و به اين ترتيب پس از امضاي آن فشارهايي از خارج براي حذف اين شرط كه مخالف روح معاهده است وارد خواهد شد و ايادي داخلي نيز هر روز به بهانه اي به آن دامن مي زنند و مطالبات نامشروع خود را مي طلبند ... غربيها به هر بهانه اي شده مي خواهند فرهنگ غير مذهبي خود را بر ما تحميل كنند، دولتمردان ما بايد بيدار باشند و ننگ تسليم را نپذيرند."
بايد اين معنا براي مجامع جهاني تبيين گردد كه ملتها نمي توانند با فرهنگ و مذهب خود وداع گويند و چشم و گوش بسته تسليم مقرراتي شوند كه نه در تصويب آنها حضور داشته اند و نه از نظر وجدان و منطق قطعيت دارد. چه خوب است كه مسلمانان جهان براي حفظ مكتب خود از موضع انفعالي با اين گونه امور برخورد نكنند و به جاي خودباختگي در برابر قراردادهاي تحميلي، علماي بزرگ آنها گرد هم بنشينند و آنچه مورد اتفاق و اجماع است تبيين كنند و موارد اختلافي آن را به اجتهاد مجتهدين واگذارند و براي هميشه تحميل كنندگان فرهنگها و مقررات بيگانه را از سازش به قيمت مخالفت با ضروريات اسلام مأيوس سازند.
آيت الله فاضل لنكراني:
" الحاق به معاهده مذكور متضمن موارد خلاف شرع مبين است. جايز نيست و تقييد به قيد مذكور از دايره لفظ تعدي نمي كند و در مقام عمل همان هدف سوئي كه از چنين اموري دارد پياده خواهد شد. خداوند مسلمانان را از شرور شياطين حفظ نمايد."
آيت الله ميرزا جواد تبريزي:
" هر قانون و قراردادي كه مخالف احكام شرع مقدس اسلام باشد يا مطابقت با مصالح مسلمين نداشته يا عزت اسلام و مسلمين را در خطر بيندازد، شرعاً اعتباري نداشته و اطاعت از آن جايز نيست و خود به خود ملغي است و گمان نشود كه با اين موافقتها مستكبرين و اهل كفر راضي مي شوند. آنان به كمتر از محو كامل اسلام راضي نخواهند شد و آنان كه موافق اين امور هستند بايد بدانند كه اسلام هميشه پيروز بوده و هست و ياران واقعي امام زمان در مملكت آن حضرت دين خدا را ياري خواهند كرد."
آيت الله صافي گلپايگاني:
اين عهدنامه در موارد بسياري با احكام مقدسه شرعيه مغايرت دارد و الحاق به آن حتي به طور مشروط، معارضه با اسلام و حرام است.
آيت الله نوري همداني :
به طور مطلق عهدنامه مغاير با شرع و فقه اهل بيت عصمت و طهارت است.
آيت الله استادي :
در اسلام در پاره اي از حقوق و احكام بين زن و مرد تفاوت و يا به تعبير ديگر فرق وجود دارد و اين تفاوت ها و فرقها مبتني بر مصالح عامه و نيز مصلحت خود زنهاست و نبايد آنها را تبعيض ناميد. پيشنهاد مي كنم جمهوري اسلامي ايران با جلب توافق ساير دولتهاي اسلامي" عهدنامه تساوي مرد و زن در كرامتها و ارزشهاي انساني و يكسان نبودن مرد و زن در بخشي از احكام و حقوق" را تنظيم و به تصويب دولتهاي اسلامي برساند. "الاسلام يعلو و لايعلي عليه".
در تأييد اين حركت ناب اسلامي، مي توان نياز جهاني نسبت به آشنايي با اسلام را نيز متذكر شد. امروزه جهان خسته از مكاتب صرفاً مادي يا مسلك هاي صرفاً ماوراء ماده ، تشنه پيامي است كه ماده و معنا را در هم آميزد و با نگاهي چند جانبه و عميق پاسخگوي مسائل اساسي بشريت از جمله مسائل زنان باشد. تدوين اعلاميه حقوق زنان از ديدگاه اسلامي، مي تواند پاسخگوي بخشي از اين نياز باشد و به يقين مورد توجه انديشمندان مختلف قرار خواهد گرفت.
منبع: كتاب بررسي سند بين المللي حقوق جهاني زنان
(كنوانسيون رفع انواع تبعيض عليه زنان)
تأليف: عبدالرسول هاجري ، ميترا كاوه مريان ، زهرا آيت اللهي
مجله نداى صادق، شماره 29، م . رئيسي؛
همچنین رجوع کنید: کلیک کنید
برخي از مواد كنوانسيون که با احكام ضروري اسلام مخالفت صريح دارد:
1.وجوب حجاب براي زنان مذكور در سوره نور آيه 31 و احزاب آيه 59
(تعارض با ماده 1 و 15)
2.حرمت نظر به جنس مخالف در سوره نور آيه 30
(تعارض با ماده 1)
3.محدوديت در قبول شهادت زن در سوره بقره آيه 282
(تعارض با ماده 1 و 15)
4.اختلاف زن و مرد در ميزان ديه
(تعارض با ماده 1 و 15)
5.اختلاف در نحوه اجراي حكم رجم
(تعارض با ماده 1 و 15)
6.جواز قتل همسر(زن) در صورت مشاهده وي و شخص اجنبي در حال زنا (م 1 و 15)
7.قصاص مادر به جهت اقدام به قتل فرزند و عدم قصاص پدر در مورد مشابه (تعارض با ماده 1 و 15)
8.اختلاف دختر و پسر در سن بلوغ
(تعارض با ماده 1 و 16)
9.اختصاص حكم لعان به مرد
(تعارض با ماده 1 و 15)
و حرمت ابدي مترتب بر آن
(تعارض با ماده 16)
10. عدم جواز ازدواج مسلمه با غير مسلم
(تعارض با ماده 1 و 16)
11. اختلاف زن و مرد در ارث بري
(تعارض با ماده 1 و 15)
12. لزوم تبعيت زن از مرد در محل اقامت
(تعارض با ماده 1 و 15)
13. ولايت انحصاري پدر و جد پدري بر صغير
(تعارض با ماده 1 و 15)
14. موكول بودن ازدواج دختر باكره به اذن پدر
(تعارض با ماده 1 و 15 و 16)
15. حرمت ازدواج با محارم
(با ماده 16)
16. حرمت ازدواج با خواهر همسر
(با ماده 16)
17. منوطبودن ازدواج با دختر برادر همسر و يا دختر خواهر وي با اجازه زن
(با ماده 16)
18. حرمت عقد در حال احرام
(با ماده 16)
19. حرام بودن ابدي ازدواج با زن شوهر دار در صورت زنا با وي
(با ماده 16)
20. حرمت ازدواج با زن پس از 3 طلاق و حرمت ابدي پس از 9 طلاق
(با ماده 16)
21. جواز منع كردن همسر (زن) به جهت خروج از منزل يا انجام فعاليتي كه منافي حقوق همسر باشد
(تعارض با ماده 1 و 16)
22. انحصار جواز تعدد زوجات براي مرد
(ماده 1 و 16)
23. اختلاف زن و مرد در عيوب موجب فسخ
(ماده 1 و 16)
24. انحصار حكم طلاق بدست مرد
(ماده 1 و 16)
25. لزوم نگهداري عده براي زن
(ماده 1 و 16)
26. جواز انحصاري رجوع مرد به همسر در زمان نگهداري عده
(ماده 1 و 16)
27. اختلاف زن و شوهر در حضانت فرزند
(ماده 1 و 16)
28. حرمت سقط جنين
(ماده 16)
29. موكول بودن استفاده از راههاي مجاز پيشگيري به رضايت شوهر
(ماده 1 و 16)
30. اختصاص انگشتري، كتاب و شمشير ميت بر پسر بزرگ خانواده
(ماده 1 و 16)
31. ارث نبردن زوجه از عين اموال غير منقول
(ماده 1 و 16)
32. ولايت پدر و جد پدري بر صغير در مسأله ازدواج
(ماده 1 و 16)
33. حرمت لمس، مصافحه، معانقه با زن اجنبي
(ماده 1)
34. حرمت پوشيدن لباسهاي مخصوص مردان توسط زنان و بالعكس
(ماده 1)
35. اختصاص منصب قضاوت به مرد بر طبق نظر اكثريت قريب به اتفاق فقها (تعارض با ماده 1 و 11)
36. اولويت شوهر نسبت به امور شخصي متون كه در حالت عكس موجود نيست (تعارض با ماده 1)
37. عدم جواز امامت زنان براي مردان
(با ماده 1)
38. باطل شدن ازدواج زن و مرد به جهت شير دادن مادر زن به فرزند آن دو. چنين حكمي در مورد شير دادن به نوه پسري جاري نيست و از اين جهت حكمي بر اساس جنسيت طبقه واسطه است
(با ماده 1)
39. اختصاص منصب ولايت امت به مرد
(ماده 1 و 7)
40. حرمت آموزش مختلط به جهت آنكه مقدمه مفاسد اخلاقي ميگردد.
(با ماده 10)
41. اختصاص حرمت تبرج به زن
(با ماده 1)
42. حرمت آوازخواني زن براي مرد با صداي ترقيقشده كه زمينه ساز فساد باشد
(با ماده1)
43. وجوب تبليغ احكام اسلامي – از جمله احكام مبتني بر تمايزات جنسيتي – كه با ماده 5 كه تعديل الگوهاي فرهنگي و از ميان برداشتن تعصبات، روشهاي سنتي و غيره را مطرح ميكند، منافي است.
44. لزوم انتساب شخص هاشمي(سيد) از ناحيه پدر و عدم كفايت انتساب از ناحيه مادر
(تعارض با ماده 1 و 9)
شما قضاوت کنید آیا واقعاْ میرحسین می خواهد به اصول بازگردد؟ کدام اصول؟
آیا عکس ها و تبلیغات او با مراجع تقلید برای عملی کردن فرمایشات مرجعیت است؟
آیا چاپ کتابچه های دیدار میر حسین با مراجع در تیراژ.... نشانه احترام او به مرجعیت است؟
آیا میر حسین واقعاْ مورد رضایت امام (ره) بود؟
آیا این ها دروغ های بی مانندی برای تصاحب قدرت و چپاول اسلام و ثروت ملی نیست؟
همسر کانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در بخش ديگري از يادداشت خود آورده است: «نخستين اقدامي که ميبايست در جمهوري اسلامي درباره زنان انجام شود تا رفع تبعيض را ميسر سازد، بازبيني قوانين با نگاهي مدرن و امروزي است و در اين مسير اطمينان قاطع دارم که دين مبين اسلام پاسخگوي هر گونه شرايط نويني خواهد بود .
اين استاد دانشگاه ادامه داده است: «در اين مسير پيوستن به کنوانسيونهاي بين المللي زنان در جهت رفع تبعيض، نه حاکي از ضعف، بلکه حاکي از قدرت و پويندگي ديدگاههاي اسلاميست. و چه بسا بتوان راه حلهاي برتري نيز براي جهانيان عرضه نمود.
رهنورد ابراز اميدواري کرده است، رئيس جمهور آينده، هر کس که باشد، موفق شود، فشار سهمگين تبعيض و نابرابري را از دوش هر فرد، هر جنس، هر طبقه حذف نمايد و به فرموده حضرت محمد (ص) «مردم چون دندانههاي شانه، با يکديگر برابر باشند».
این هم استدلال این خانم هنرمند محترم که چگونه از یک روایت به این راحتی می شود احکام اسلام را استنباط کرد، باید به ایشان آفرین گفت که واقعاْ ره صد ساله را یک روزه پیمود. اگر استنباط احکام و فهم دین به همین راحتی است و نه فهم زبان عرب می خواهد و نه تشخیص صحت سند روایت و نه درایت و نه شناخت فضای صدور و نه حل تعارضات و شناخت مطلق و مقید و عام و خاص و... چه نیازی به دروس حوزوی و سال ها رنج و زحمت. ایشان که واقعاْ هنرمند است.
باید به ایشان ژیشنهاد شود که بیایند و با حاج آقای موسوی محض رضای خدا به اصول مراجعه کنند.
شاخص هاي مهم انتخاب اصلح
از دیدگاه مقام معظم رهبری :
کسي را برگزينيد که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند و از درد مردم احساس درد کند، با مردم يگانه و صميمي باشد، سادهزيست باشد و خود و خانواده و نزديکانش از فساد و اشرافي گري و اسراف دور باشند چرا که گرايش مسئولان به اشراف و تجمل آفت بزرگي است.
اردیبهشت ۸۸ در جمع مردم استان کردستان
آیت الله سید محمدرضا مدرسی یزدی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و عضو موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت و گوی تلفنی با خبرنگار خبرگزاری رسا با اشاره به انتشار نامه رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت:به نظر من باید این نامه به طور خصوص مطرح میشد و انتشار آن شایسته نظام نیست. همچنان که رهبر معظم انقلاب نسبت به ایشان توصیههایی داشتند که هرگز آن را در سطح رسانهها مطرح نمیکردند و تذکرات را کاملا خصوصی و دوستانه میگفتند.
حریم شکنی آقای هاشمی !؟
آیت الله ممدوحی در واکنش به نامه رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: این نامه خود حریم شکنی بود که انصافا از آقای هاشمی بعید به نظر میرسد.
آیت الله حسن ممدوحی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری رسا در واکنش به نامه رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام به مقام معظم رهبری گفت: این نامه خود حریم شکنی دومی بود که انصافا از آقای هاشمی بعید بود و نمیبایست این گونه طرح شود.
وی افزود: حریم شکنی موجب میشود همه حریمها بشکند و این کار بسیار کار غیرمتعارفی بود که رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام رعایت نکرد.
آیت الله ممدوحی با اشاره به سخن گفتن از «آتشفشان درون سینههای سوزان» و «آتشی که دودش در فضا قابل مشاهده است» در این نامه اظهار داشت: این ادبیات تهدید است و ما به هیچ وجه چنین سخنی را از آقای هاشمی نمیپسندیم و حق نبود چنین کاری را انجام دهند.
وی تاکید کرد: هماینک این نامه موجب شده برخی را تحریک کرده تا علیه وی نامه بنویسند. این کارشان باعث شده که عدهای زیادی از علما و طلاب علیهشان تجمع کنند.
وی در مورد دلیل نوشتن این نامه، عنوان کرد: گاهی انسان عصبانی که میشود اگر بخواهد معتدل حرف بزند بسیار سخت است؛ مانند این که فنری در فشار قرار دارد و زمانی که انسان آن را رها کند این فنر حساب نشده عمل میکند و سخن گفتن در زمان عصبانیت به همین مصداق بر میگردد.
آیت الله ممدوحی تاکید کرد: به همه مردم عزیز کشورمان توصیه می کنیم با رعایت نظم و به دور از هرگونه التهاب در این انتخابات کاری کنید که دشمنان خوشحال نشوند.
منبع: خبرگزاری رسا .
حجت الاسلام و المسلمین محمود عبداللهی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری رسا : متاسفانه در روزهای اخیر نامههای جعلی مبنی بر منصرف شدن حمایت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از دكتر احمدی نژاد منتشر شده که خلاف واقع و مخالف اخلاق انتخاباتی است و باید تبلیغات انتخاباتی براساس موازین عقلی و شرعی صورت گیرد.
|
حمايت آيت الله خوشوقت ( حفظه الله) از دکتر احمدي نژاد |
|
|
|
|
|
|
|
به گزارش سحرنيوز آيت الله خوشوقت از اساتيد برجسته
اخلاق حمايت كامل و محكم خود را از احمدي نژاد اعلام كرد.
ايشان فرمودند:
مديون خون شهدا هستيم اگر به ادامه راهشان
رأي ندهيم.
|
آیا افشاگریهاي دکتر احمدی نژاد
بر خلاف اخلاق و معارف اسلامی
و به ضرر نظام جمهوری اسلامی بود؟
ادامه مطلب...
تحریف واقعیت در دیدار
دکتر احمدی نژاد با آیت الله جوادی آملی
توضیحات یکی از حاضران در جلسه آیت الله جوادی آملی
با رییس جمهور در مورد هاله نور
خبرگزاری رسا ـ یكی از حاضران در دیدار آیت الله جوادی آملی با رییس جمهور كه در آن موضوع هاله نور مطرح شده است، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری رسا توضیحاتی در این مورد بیان كرد.
یکی از حاضران در جلسه دکتر محمود احمدی نژاد با آیت الله جوادی آملی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری رسا توضیحاتی در این مورد داد.
وی ضمن اظهار تاسف از مطالبی که در روزهای گذشته در مورد این دیدار در رسانه ها و توسط برخی کاندیداهای ریاست جمهوری بیان شده است گفت: فیلمی که از این ماجرا در سایت ها و میان مردم منتشر شده، گزیده ناقصی از این جلسه بوده و در آن با مونتاژ سعی شده است که مطالبی غیر واقعی به آیت الله جوادی آملی و نیز دکتر احمدی نژاد نسبت داده شود.
وی ضمن اشاره به آنچه که حتی در همان فیلم گزینشی نیز مشخص است تاکید کرد: آیت الله جوادی آملی وقتی رییس جمهور مطلبی را در مورد فضای معنوی ایجاد شده در جلسه سازمان ملل، با گفتن مرتب جمله الحمدلله سخنان دکتر احمدی نژاد را تایید می کردند و در پایان سخنان دکتر احمدی نژاد نیز با گفتن این جمله که «صاحب کار کس دیگری است» نظر خود را نسبت به این سخنان بیان کردند.
این مقام آگاه پیرامون سخنان آیت جوادی آملی که در این فیلم آمده است گفت: متاسفانه برخی سعی دارند با مونتاژ غیر واقعی سخنان آیت الله جوادی در پایان جلسه را به توضیحات دکتر احمدی نژاد ربط دهند در حالی که توصیه های آیت الله جوادی مبنی بر دوری از دروغ و فریب مربوط به بخش پایانی سخنان ایشان و بعد از بیان مطالبی در مورد حقوق بشر غربی و نقد آن است نه سخنان دکتر احمدی نژاد.وی همچنین از کسانی که دم از اخلاق می زنند اما در عمل آن را رعایت نمی کنند انتقاد کرده و افزود: از این افراد تعجب می کنم که با شیوه هایی غیر اخلاقی به دنبال احیای اخلاق در جامعه هستند!این فعال دینی و سیاسی در پایان به تحریف کنندگان و سازندگان قطعه فیلم مورد نظر توصیه کرد که در صورت صداقت، تصویر کامل این دیدار را منتشر کنند تا مردم خود در این مورد قضاوت کنند.
انتخاب اصلح واجب است چون...
مشاركت در انتخابات به معني شريك شدن در نتايج رفتار شخصي است كه انتخاب ميشود. به عبارت ديگر، رأي ما به هر يک از نامزدها به اين معني است که از الان رفتارهايي را که به صورت قطعي و يقيني يا بر اساس ظن و گمان پيشبيني ميكنيم در آينده، پس از به دست گرفتن قدرت، توسط آن شخص انجام شود، امضاء و تاييد كردهايم و ما هم در ثواب و عقاب آنها شريك هستيم.
متأسفانه اين مطلب به درستي تبيين نشده و حتي بسياري از افراد متدين تصور ميكنند رأي مثل مالي است که متعلق به کسي است و ميتواند هرگونه مايل است از آن استفاده کند؛ حتي ميتواند آن را آتش بزند يا در دريا بريزد. در صورتي كه چنين نيست؛ ما تكليف واجب شرعي داريم كه فرد اصلح را شناسايي كنيم و به او رأي بدهيم و اگر در شناسايي اصلح كوتاهي كنيم يا بعد از شناختن او به ديگري رأي بدهيم، گناه بزرگي مرتكب شدهايم. بر خلاف تصور رايج، رأي ملك شخصي افراد نيست که آن را به هر کس مايل باشند واگذار کنند. اين تصور ناشي از فرهنگ غلط الحادي غربي است که بر اساس آن انسان مالک همه چيز است و حتي خداي خودش است و بر همين اساس ميتواند حاکمي را با هر شرايطي که خواست تعيين و اختياراتي را به او واگذار کند؛ گويا اين اختيارات ارثي است که به او رسيده و ميتواند آن را به هر كه خواست، بدهد.
بر اساس بينش اسلامي که در نقطه مقابل اين تصور است، تمام اختيارات، اصالتاً متعلق به خداست و به ما دستور دادهاند كمك كنيم كه فرد اصلح سركار بيايد و اين تكاليف را بر عهده بگيرد و اين کار از باب اعانت بر تقواست؛ نه اينكه ما اختياري داريم که آن را به رئيسجمهور ميبخشيم. ما از خود، چيزي نداريم كه بتوانيم آن را ببخشيم. مگر حكومت حق ماست، که آن را به ديگري ببخشيم؟
بر اساس اومانيسم غربي که انسان را خدا و همه چيز را براي او ميداند، انسان ميتواند به هر كه خواست رأي بدهد، هر كه را مايل است حاكم كند و هر كه را نپسنديد عزل كند. ليبرال دمكراسي نتيجه فرهنگ اومانيستي است و در اين فرهنگ همه امور تابع رأي مردم است و انسان ميتواند هر قانوني را به هر نحوي که مايل است وضع كند.
ولي در فرهنگ اسلامي بر خلاف فرهنگ اومانيسم، حكم مخصوص خداست؛ «ان الحكم الا لله»1 در آيه ديگري هم پس از نقل ادعاي گروهي از کافران در خصوص حلال يا حرام بودن نعمتهاي خدا، ميفرمايد: «قل آلله أذن لكم، أم علي الله تفترون»2؛ آيا خدوند به شما اجازه داده که چيزي را حلال يا حرام کنيد يا بر خدا افترا ميبنديد؟ به عبارت ديگر، کسي بدون اجازه خدا حق ندارد كاري را جايز يا ممنوع بداند. امر و نهي و وضع كردن قانون حق خداست و انسان از پيش خود اختياري در اين زمينه ندارد. اختيار وليفقيه در امر و نهي هم اولاً در چارچوب احكامي است که خدا وضع کرده؛ ثانياً اين اختيار به اذن خداست که به بواسطه فرمايش امام معصوم(ع) که فرمود «فإني قد جعلته عليكم حاكماً»3 به ما رسيده و اگر چنين اجازهاي نبود ما هيچگاه چنين حقي را براي وليفقيه قايل نبوديم. چون او هم از جهت اين که اصالتاً اختيار و حقي ندارد، مثل ساير مردم است.
بنابراين، اين تصور غلط است كه رأيْ ملك شخصي ما و مثل مالي است که ميتوانيم آن را به هر نحو که خواستيم صرف کنيم. هر چند ما در خصوص اموال خود هم اجازه اسراف، تبذير و استفاده در امور حرام نداريم. ما هيچ چيزي از خود نداريم که بتوانيم به ديگري واگذار كنيم. وظيفهاي که در اين جهت بر عهده ما گذاشته شده اين است که سعي كنيم حاكمي كه احكام اسلام را بهتر اجرا ميكند، مصالح جامعه اسلامي را بيشتر تأمين ميكند، ارزشهاي اسلامي را بهتر رعايت ميكند و با زماني ميتواند عهدهدار مسؤوليت شود که مردم با رأي و حمايتهاي گفتاري و رفتاري خود به او كمك كنند. در غير اين صورت چنين کسي نميتواند مسؤوليت را بر عهده بگيرد.
وظيفه ما اين است كه چنين كسي را شناسايي كنيم و اين کار مثل اقامه نماز، تكليف واجب قطعي است که بر عهده ماست. متأسفانه هنوز اين فرهنگ در جامعه ما پذيرفته نشده و بسياري از مردم تصور ميکنند رأي حق آنها است و ميتوانند آن را به هر کس مايل هستند واگذار کنند. منشاء اين تصور غلط، مغالطة «حق» و «تكليف» است. حق، ناشي از تكليف است نه در برابر تكليف.
ما در برابر رأي خود مسؤول هستيم و روزي از ما سؤال ميکنند که چرا به فلان شخص رأي دادي. ما بايد براي کار خود حجتي داشته باشيم؛ بنابراين بايد سعي كنيم به كسي رأي دهيم که بر اساس شناختي که از او داريم، پيشبيني ما در خصوص عملکرد آينده او كار کردن براي دين و به نفع اسلام باشد؛ نه اينکه فردي ليبرالمنش را انتخاب کنيم که در برابر ترك شدن احكام اسلام، آزاد شدن رباخواري، اجرای حدود الهی و قصاص ،ترويج اباحهگري، برپا کردن مجالس رقص و مسايلي از اين قبيل با تساهل برخورد کند؛ هر چند ممکن است چنين کسي محسناتي هم داشته باشد. اگر به واسطه رأي ما چنين کسي زمام قدرت را در دست بگيرد، ما هم در گناه سکوت يا تاييد چنين اعمالي توسط او شريك هستيم. چون بدون رأي ما او به قدرت نميرسد؛ و لذا حتی اجازه رأی ندادن هم نداریم .
ائمه اطهار(ع) در اعتراض به بعضي از كساني كه با بنياميه يا بنيعباس همكاري ميكردند، ميفرمودند: اگر شما براي کمک به ايشان کارهايشان را قبول نميکرديد، آنها نميتوانستند حكومت كنند. اهميت اين امر به اندازهاي است که آن بزرگواران حتي از آب کردن دوات حکومت جور نهي فرمودهاند4 و کسي را که در اين حد به چنين حکومتي کمک کند در گناهشان شريك ميدانند. مگر آب در دوات ريختن تا چه حد ممکن است به ظلم يا گناهي كمك كند؟ با اين حال، ائمه(ع) اصحاب خود را از اين مقدار همکاري با حکومت بنياميه و بنيعباس هم نهي ميفرمودند؛ مگر در مواقعي كه حفظ مصالح شيعه متوقف بر مشاركت با آنها باشد و در صورت عدم همکاري با ايشان حقوق شيعه از بين برود. همچنانکه در بعضي مواقع خود ائمه اطهار(ع) به كساني دستور دادند براي حفظ مصالح و كيان شيعه با حاکمان جور همکاري کنند.
بنابر اين ما بايد به اين نکته توجه داشته باشيم که رأي دادن به کسي براي رسيدن به مقامي يا پذيرفتن مسؤوليت در هر سطحي، مانند ساير کارها جزيي از اعمال ما به حساب ميآيد و بايد براي انجام هر يک از آنها نزد خدا حجت داشته باشيم. اگر حجتي براي انتخاب خود داشته باشيم، در قبال اشتباهات و خطاهاي فردي که با کمک ما به قدرت رسيده معذور و در ثواب كارهاي خوب او هم شريك هستيم. اما اگر با توجه به سوابق و قراين بدانيم كسي که با رأي ما زمام امور را در دست ميگيرد اعتقادي به ارزشهاي اسلامي ندارد و آنها را زير پا خواهد گذاشت، يا اهميتي براي اين قبيل مسايل قايل نيست، بايد از انتخاب چنين کسي بپرهيزيم.
البته اگر يقين داشته باشيم که چنين كارهايي از او سر نميزند، و بعداً برخلاف پيشبيني ما عمل کند، از اين جهت مسؤوليتي بر عهده ما نيست. هر چند در اين صورت هم وظيفه داريم به نحو مناسبي به او تذکر دهيم و او را از انجام کارهاي خلاف بازداريم.
ما بايد رأي دادن را مسؤوليتي تلقي كنيم كه بايد در قبال آن جوابگو باشيم؛ بايد توجه داشته باشيم كه رأي دادن يعني كمك به انتخاب كسي و شريك شدن در رفتارهاي او و پذيرش مسؤوليت اين مشاركت.
معناي اين کلام آن نيست كه براي پرهيز از مشاركت در كارهاي غلط شخصي ديگر، بهتر است در انتخابات شركت نكنيم؛ چون دشمنان نظام عدم مشارکت مردم در انتخابات را هم به معناي دلسرد شدن آنها از نظام اسلامي تعبير ميکنند. ما بايد در انتخابات حضور فعال و جدي داشته باشيم و به کسي رأي بدهيم كه براي انتخاب او حجت داشته باشيم و بدانيم که بيش از ديگران دلسوز اسلام و مصالح مسلمين است؛ نه دلسوز خودش، بستگانش و باند و حزبش.
لازم است در همينجا تأكيد شود كه نبايد در كارهاي اجتماعي هم بركات توسل را فراموش كنيم. ما همچنانکه براي امور جزيي و فردي خود متوسل به حضرات معصومين(ع) ميشويم؛ بايد براي مصالح اجتماعي هم توسل داشته باشيم و از آن بزرگواران بخواهيم زمينهاي را فراهم كنند كه كسي بر سركار بيايد که مصالح اسلام و مسلمين را بيشتر رعايت كند.
1. انعام, 57.
2. يونس، 59.
3. التهذيب، ج 6، ص 218، باب من اليه الحکم.
4. ر.ک: جامعالأخبار، ص 155، الفصل السادس عشر و المائة في الظلم؛ عن أبي عبد الله عن أبيه عن آبائه(ع) قال: قال: رسول الله(ص) إذا كان يوم القيامة نادى مناد أين الظلمة و أعوان الظلمة و من لاق لهم دواتا أو ربط لهم كيسا أو مدهم بمدة قلم فاحشروهم معهم.
چندي پيش دكتر پرويز داودي معاون اول رئيسجمهور مهمان دانشجويان دانشگاه علم و صنعت بود كه به پرسشهاي آنان به ويژه در حوزه مسائل اقتصادي پاسخ دهد. جلسات پرسش و پاسخ معمولاً از 2 بخش تشكيل ميشود و در آن سخنران ابتدا به بيان سخنان ميپردازد و سپس پرسش و پاسخ آغاز ميشود. اگرچه در اين همايش 5 دانشجوي كمطاقت بارها سخنان داودي را در بخش اول سخنراني وي قطع كردند اما صبوري و متانت معاون اول رئيسجمهور سرانجام آنان را ساكت كرد و وي پس از پايان سخنان خود از همه اين افراد خواست تا بهطور شفاهي سؤالات خود را مطرح كنند. سؤالاتي كه داودي به صورت مستدل به آنها پاسخ داد. بخش اول اين جلسه در ادامه آمده است:
مجري: امروز در خدمت آقاي پرويز داودي معاون اول رئيس جمهور هستيم كه قرار است به صورت پرسش و پاسخ به همراه دانشجويان از محضر ايشان استفاده كنيم، تشريح مسايل در دولت نهم و بيان اقدامات و خدمات اين دولت و همچنين پاسخ به انتقادهاي اقتصادي كه به دولت وارد است، باعث شد كه از آقاي داودي دعوت كنيم.
داودي: سلام عرض مي كنم خدمت دانشجويان و اساتيد محترمي كه در اين جلسه حضور يافتيد، ماه ربيع الاول و مباركي براي ماست چراكه حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (ص) به رسالت رسيد و همچنين ازدواج پربركت پيامبر اكرم با خديجه كبري است.
در ابتدا بايد گفت كه دولت يك سياستگذاري است كه مجموعه فعاليتهاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي را انجام مي دهد و بنا نيست كه ما يك شبه ره صد ساله را طي كنيم، اين كاري ندارد كه دولتي را مورد نقد قرار دهيم و بگوييم كه چرا اهداف صد ساله را به دست نياورده اي، لذا جاي انتقاد باز است و افراد مي توانند با ديد مثبت و منفي به قضايان نگاه كنند.
دولت وظايفي را بر عهده دارد كه بايد انجام دهد از اين رو سعي مي كنيم تا جايي كه امكان دارد مسايل را تبيين كنيم و به مخالفتها و انتقادها پاسخ دهيم.
امروز در مقطع حساسي از تاريخ كشور و جهان قرار داريم، امروز بحران اقتصادي بر دنيا حاكم شده است و همه دنيا را به فكر فرو برده است.
چندين دهه از فروپاشي شوروي مي گذرد، كشوري كه روزي مالكيت خصوصي و آزادي ها فردي را سلب مي كرد و براي ارزشهاي اخلاقي و ديني اهميتي قايل نبود فروپاشيد و بايد توجه داشت كه از بدو به وجود آمدن تفكر كمونيستي تا انقراض آن صد سال به طول كشيده شد.
اين ايدوئولوژي ها روزي ملتها را به اين امر تشويق مي كردند كه به سوي يكي از اين ايدئولوژي ها بيايند و از ارزشهاي آنها تبعيت كنند و تنها راه توسعه و پيشرفت را نيز همين روش معرفي مي كردند.
جامعه كمونيستي ايده آل كار بر اساس توان و مصرف به اندازه نياز را ترويج مي كرد اما نتوانست اين ايده آل ها را حفظ كند و نظام سرمايه داري جامعه رفاه را ترويج مي كرد و از آن به عنوان الگوي مناسب ياد مي كرد.
نظام كمونيستي به دليل اينكه به صراحت نقش دين و اخلاق را از جامعه كنار زد و منادي مقابله با دين سر داد، فروپاشيد و گرچه تا چند دهه قبل اميدهايي به نظام سرمايه داري وجود داشت اين اميد ها از بين رفته و چيز ديگري رقم خورد.
دو دهه اي از فروپاشي نظام كمونيستي نگذشته است كه امروز شاهد فروپاشي نظام سرمايه داري هستيم و ادعاي ما اين است كه آنچه اتفاق افتاده اين است كه شناخت غلطي از انسان و رفتارهاي انساني صورت گرفته است چرا كه انسان داراي انگيزه هاي مادي و معنوي است فلذا نمي توانيم اين انگيزه ها را ناديده گرفت از اين رو نمي توان در تامين نيازها مثلا انگيزه هاي معنوي را كنار گذاشت.
اينها نتوانستند استدلال عقلي كنند لذا صورت مسئله را پاك كردند و هر جا با عقل و منطق مواجه مي شدند، بازي را برهم زده و كاري خلاف عقل مي كردند و نمونه آن هم حمله امريكا به عراق و افغانستان است.
اخيراً سازمان ملل اعلام كرده كه 100 ميليون نفر بر گرسنگان جهان اضافه شده است و در حدود 28 درصد كودكان آفريقا دچار سوء تغذيه هستند يا از طرف ديگر بعد از 5 سال كه از جنگ امريكا در عراق مي گذرد، مردم اين كشور هنوز آب آشاميدني ندارند.
وجود 30 ميليون نفر مبتلا به ايدز، 8 ميليون معتاد، افزايش توليد مواد مخدر در افغانستان از بعد از ورود امريكايي ها به اين كشور، افسردگي حاد مردم امريكا، بيماري رواني مردم غزه، افزايش نرخ خودكشي بين نظاميان امريكايي، افزايش نرخ مرگ و مير در امريكا و از اين قبيل موارد گوشه اي از دستاوردهاي امريكا در نقاط مختلف جهان است.
هزينه جنگ امريكا در عراق روزي 720 ميليون دلار برآورد شده است كه اين مبلغ به معناي 1051 ميليارد دلار در 4 سال است كه با اين ميزان پول مي توان بسياري از معضلات دنيا را حل كرد.
(تعدادي از دانشجويان با بالا بردن پلاكاردهايي اعتراض خود را به اين مباحث اعلام كردند)
آن كساني كه اين همه ظلم و جنايت را مي بينند و جنايات امريكايي ها در دنيا را مشاهده مي كنند و مي دانند كه در 200 سال پيش اين كشورهاي آفريقايي ها را به بردگي مي بردند تا كشور خود را بسازند و نظام سرمايه داري سلطه را ايجاد كنند و در برابر آن سكوت مي كنند، ديگر چرا به صحبت كردن عليه آنها اعتراض مي كنند.
امريكايي ها وارد افغانستان شدند كشت مواد مخدر را افزايش دادند وارد عراق شدند مردم را با خاك و خون يكسان كردند و مردم غزه را قتل عام كردند و تمام اين جنايات را مرتكب شدند اما چه كسي مقابل اين جنايات ايستاد.
آيا بايد در مقابل اين جنايتكاران سربزير بود و با آنها با روي خوش رفتار كرد؟
آيا قرار است با اين خون آشام تساهل و تسامح كنيم و آيا اسلام چنين چيزي را به ما توصيه مي كند؟
شما قضاوت كنيد كه با اين پول كه امريكا در عراق و افغانستان هزينه كرده چه كارهاي عمراني مي شد انجام داد.
دانشجو: آقاي دكتر مسايل داخلي را مطرح كنيد.
(تشويق)
داودي: مسايل داخلي جداي از مسايل خارجي نيست.
دانشجو: اينها به ما چه ربطي دارد؟
داودي: خيلي ارتباط دارد، اتفاقي كه در جامعه ما رخ داد، همين بود كه شما در مقابل امريكا مماشات كرديد(تشويق) شما به اين فجايع گوش كنيد البته شايد تحمل شنيدن اين جنايات را نداريد(تشويق) ادب حكم مي كند ابتدا صحبتهاي بنده را گوش كنيد، بعد سؤالهايتان را محترمانه مطرح كنيد.
من تعجب مي كنم كه وقتي در مورد جنايات امريكا صحبت مي كنيم، شما اعتراض مي كنيد، اگر صبر كنيد همه مسايل اعم از داخلي و خارجي را مطرح كنيد.
(اعتراض چند دانشجو)
شما اگر برنامه سوم و چهارم را هم نگاه كنيد، مي بينيد كه اقتصاد را نمي توان از اقتصاد بين الملل جدا تصوير كرد، اگر دانشجو هستيد و به دنبال بحث علمي هستيد بايد پرسش و پاسخ كنيد و جواب علمي بگيريد.
كتاب نظري برنامه چهارم كه در سال 83 چاپ شد در اين كتاب واژه هايي كه به كار برده شده است كل ارزشها در اقتصاد را كنار مي گذارد و اگر بخواهيد همين الان برايتان مي گويم بياورند.
در سال 83 كتابي تحت عنوان كتاب نظري برنامه چهارم چاپ شده است كه از واژه هايي استفاده شده كه عيناً خواستار كنار گذاشتن دين از اقتصاد شده است.
در اين كتاب مي خوانيم كسي كه براي وطن جهاد كرده است، او يك ستيزه جو است، كسي كه صحبت از دين و پيغمبر مي كند او يك ايده آل است، ولايت فقيه معنا ندارد، افراد در ايران بايد سلاح فردي داشته باشند و نيازي به هواپيماو غيره ندارد و غيره، اينها مسايلي است كه در مباني نظري برنامه چهارم سازمان برنامه و بودجه وقت يعني سال 83 منتشر شده است.
آمارها را بايد نشان داد تا اينها ببينند نمي توانند ادعايي داشته باشند اين آقاياني كه امروز تابلو به دستشان مي گيرند راهشان چيست و آيا اين آقايان جز اقتصاد سوسياليستي و يا اقتصاد سرمايه داري چيز ديگري دارند براي اينكه روي ميز گذارند؟ (تشويق)
اين نظام سرمايه داري روزي آرزوي ما بود.
دانشجو: اين ها به ما ربطي ندارد.
داودي: ببينيد عزيزان اينكه كسي بخواهد وسط بحث ديگري شلوغ كند كاري ندارد.
دانشجو: شما علمي بحث نمي كنيد.
داودي: شما گوش كنيد اگر صحبتهاي من علمي نبود آن موقع قضاوت كنيد. شما به عدد و رقم گوش كنيد، عدد و رقم كه از ما نيست بلكه از خود آنهاست و خود غرب اين آمارها را ارايه داده است.
دانشجو: تورم 30 درصدي چه مي شود؟
داودي: اجازه بدهيد و تحمل داشته باشيد بنده جواب همه سوالها را مي دهم ولي شما صبر نمي كنيد، ببينيد عزيزان رشد امريكا در 2006 نرخي حدود 2،8 دهم درصد است و در 2009 اين نرخ شده منهاي 7 دهم درصد.
دانشجو: به ما چه؟
(تشويق)
داودي: آيا به جز اين بود كه در گذشته همه چيز از امريكا براي ما تبليغ مي شد؟ آيا اينها را فراموش كرده ايد؟
دانشجو: آقاي دكتر با دولتهاي قبلي مقايسه كنيد.
داودي: انگلستان رشد 2،8 دهم مي رسد به منهاي 1،3 دهم.
دانشجو: از خود ما بگو، ما رشد چند درصدي داشتيم؟
داودي: وقتي مي گويم شما صبر نداريد براي همين است، چند لحظه صبر كنيد بنده يك به يك همه را پاسخ مي گويم، بنده در خدمت شما هستم.
اين گونه رشدهاي ايده آل بعضي ها به زمين خورده.
دانشجو: اين آمارها به كشور ما چه ربطي دارد؟
داودي: اين آمارها روزي ايده آل بود.
دانشجو: نبود.
داودي: كسر بودجه امريكا كه زماني 161 ميليارد دلار بود، الان به 12 درصد رسيده است، شما مثل اينكه نمي دانيد كسر بودجه يعني چه؟
(اخلال گري برخي دانشجويان)
داودي: شما گوش كنيد تا برايتان بگويم كسر بودجه يعني چه؟ كسر بودجه همان است كه افريقايي ها را به زير سلطه مي كشد، همان است كه با دلارهايش پدر دنيا را در مي آورد، وقتي كسر بودجه مي شود، حاصل كسر بودجه اين است كه دولتها مقادير زيادي دلار بدون پشتوانه قرض مي كنند و آن را در دنيا منتشر ميكنند و كالاها و خدمات مردم دنيا را يه سمت امريكا مي كشند، روزي با دزدان دريايي اين كار را ميكردند و امروز از اين طريق دست به دزدي مي زنند.
آن وقت ما اين اقتصاد را به عنوان اقتصاد ايده آل مي پرستيديم و هنوز هم برخي مي پرستند، اگر قبول نداريد، برويد در دانشگاهها ببينيد كه برخي استادان اقتصاد هنوز از اين اقتصاد تعريف مي كنند.
دانشجو: اين استادهايي كه شما مي گوييد، قرار است اخراج شوند؟
(تشويق)
برخي از دانشجويان: رئيس انتصابي اخراج بايد گردد، رئيس انتصابي اخراج بايد گردد.
مجري برنامه: الان داريم بحث علم و اقتصاد و اين موارد را مي كنيم شما اينگونه شعار مي دهيد.
دانشجو: اجازه دهيد ما هم حرف بزنيم.
مجري: تحمل كنيد نوبت شما هم مي شود و مي توانيد به صورت شفاهي سوالهاي خود را مطرح كنيد.
داودي: ما آماده اينجا نشستيم و مي گوييم تا هر وقت بخواهيد در خدمتتان هستيم ولي تحمل نيم ساعت سخنراني بنده را نداريد، بجز فحش دادن هم كار ديگري نمي كنيد.
من نكاتي را عرض ميكنم كه به درد آينده ما خواهد خورد، مثل اينكه فراموش كرديد 3 سال پيش چه اتفاقاتي برايمان پيش آمد.
دانشجو: هر چه بود بهتر از الان بود.
داودي: آيا اين رسم است كه از رژيم هايي حمايت كنيم كه خون مردم را در شيشه مي كنند.
دانشجو: شما فقط عدد و رقم اعلام مي كنيد.
داودي: اين اعداد و ارقام براي ما نيست، رقم هايي است كه آنها خودشان اعلام كرده اند، شما اول مي خواهيد ما شفافسازي كنيم، بعد نمي گذاريد ما حرف بزنيم.
ما بنا داريم بحث علمي كنيم اگر كسي تحمل شنيدن فجايع امريكا را ندارد، بيرون بايستد بعد از اينكه اين مباحث تمام شد وارد شود. (تشويق)
قبلا تلاش مي كردند كه ما در كمپاني هاي بزرگ اينها ادغام شويم ولي الان اين كمپاني ها در حال فروپاشي است.
نصف توليد دنيا را اينها ضرر دادند كه ما هم جزء اينها هستيم، پس مي بينيم كه به ما مربوط است، سهام بزرگترين كمپاني خودروسازي دنيا يعني GM در بحران اقتصادي 85 در صد، بزرگترين بانك دنيا يعني سيتي گروپ 93 درصد، بزرگترين شركت شيميايي دنيا 77 درصد، بزرگترين شركت فولاد ساز جهان 77 در صد افت سهام داشته اند و مردم جهان اين هزينه ها مي پردازند. جالب اينجاست كه خودشان هم نظرشان را برگرداندند، باراك اوباما حدود 800 ميليارد دلار كمك كرد آلمان نيز همين مبلغ را كمك كرد و اين كمك ها موجب اعتراض بقيه شد، بايد توجه داشت كه كمك دولت اقتصاد سرمايه داري را زير سوال مي برد.
اينها بحث پول و ربا را ناديده گرفتند، نظام بانكياي كه برمبناي ربا باشد نه بر مبناي مشاركت، همين قابليت را هم دارد كه در برابر مقادير توليدات واقعي تا چندين ده برابر اعتبار ايجاد مي كند و اين اعتبار ايجاد شده پس از اينكه كوچكترين اعتمادي نسبت به آن از بين برود، كل اعتبار از بين مي رود و در اين صورت كل ضرر را همه مي پردازند.
من خواهش مي كنم كه شما دانشجويان به اين مسايل توجه كنيد چراكه اين موارد با معيشت روزمره شما سروكار دارد، در اقتصاد پديده اي داريم به نام حق آقايي كه به راحتي منابع شما را بدون اينكه احساس كنيد از دست شما گرفته و به حساب خود واريز مي كند.
نظام پولي و بانكي مبتني بر ربا همين كار را مي كند با همين كار منابع با ايجاد اعتبارها فراوان در يك جا جمع شده و پس از بحران امروز در دست همان ها مانده است.
در سال 1923 كل دنيا را بحران گرفت كه ظرف 3 تا 4 سال توانستند آن را جمع كنند ولي امروز خودشان مي گويند تا 5 يا 6 سال نمي توانند اين بحران را جمع كنند، سوال اين است كه چرا نمي توانند؟
بحران از يك خدشه اي كه در اعتماد به ارايه وام مسكن در امريكا بود به وجود آمد، حالا اين چه ربطي به ژاپن، آلمان،استراليا، امارات و غيره دارد؟
لذا دليل اصلي فروپاشي اين اقتصاد از بين رفتن اعتماد و سپس كنار گذاشتن دين و اخلاق در اقتصاد بود و همين 2 فاكتور باعث شده امروز وقتي دور ميز مي نشينند كاري كنند كه تنها خودشان سود ببرند و وقتي اخلاق نباشد همين خواهد شد، امروز اين دومينوي اضمحلال ايجاد شده است و نمي توانيم بگوييم كه اين مسايل به ما ربطي ندارد.
حالا وقتي اين دو اقتصاد عمده دنيا زمين خورده چه راهكاري براي رشد اقتصاد داريم؟ ما ادعا داريم كه اسلام راهكار داريم، من فقط چند نكته عرض كنم كه در همين بحران، نخست وزير انگلستان گفته كه بانكداري بايد اخلاقگرا باشد و بي مسئوليتي بانكها بايد به سر آيد و بايد يك خانه تكاني در بانكها انجام دهيم.
از سوي ديگر اقتصاددان آلماني مي گويد تنها راه ما اين است كه به سمت شريعت اسلامي برويم، در مقالات ديگر اروپايي هم همين عبارات آمده است، يا يكي ديگر مي گويد بايد به سمت قرآن برويم و از لفظ قرآن استفاده مي كند. (تشويق)
راهكار ما براي حل مسايل رفتن به سراغ مباحث اسلامي است.
گويا شما عزيزان علاقه زيادي به صحبت كردن داريد لذا ترجيح مي دهم كه به صورت شفاهي پشت تريبون بياييد و سوالهاي خود را مطرح كنيد.
بخش دوم سخنراني پرويز داودي در جمع دانشجويان دانشگاه علموصنعت، به پاسخ به پرسشهاي شفاهي و كتبي دانشجويان اختصاص داشت كه در ادامه آمده است:
دانشجو: آقاي خاتمي صندوق ذخيره ارزي را درست كردند كه زماني كه ما دچار بحران مي شويم از آن استفاده كنيم، الان اين بحران در كشور ايجاد شده و قيمت سهام در ايران كاهش پيدا كرده است اما چون مردم از سهام استفاده نمي كنند اين بحران را نمي بينند چه مي شود رشد اقتصادي ما در صورت افزايش درآمدها كاهش پيدا كرده؟
دانشجو: چرا دكتر احمدي نژاد در مورد تورم پاسخگو نيست و همواره عوامل تورم را خارج از كشور مي دانند؟
داودي: من ميان صحبتهاي شما داد نزدم و بيادبي هم نكردم.
(تشويق)
من در ابتدا چند عدد و رقم ميگويم و بعد از آن به ديگر سؤالات شما پاسخ ميگويم. رشد اقتصادي در كشور در سال 83 بدون حساب نفت 5،1 و با حساب نفت 4،8 بوده است. در سال 86 اين رشد 7،3 بدون در نظر گرفتن نفت و با در نظر گرفتن نفت 6،9 بوده است.
صادرات غيرنفتي ما در سال 83، 6،8 ميليارد دلار بوده، در سال 84، 11،7 ميليارد دلار، در سال 85، 16،3 ميليارد دلار و در سال 86، 21 ميليارد دلار. در سال 83، 20 درصد واردات ما از صادرات غيرنفتي تأمين شده است. در سال 85، 40 درصد آن و در سال 86، 45 درصد آن.
(تشويق)
آنچه مهم است نسبت صادرات غير نفتي به واردات است. يعني اينكه آيا ما توانستيم بخش زيادي از واردات خود را از فروش صادرات نفتي جدا كرده و از صادرات غير نفتي تأمين كنيم يا خير؟ چراكه وقتي در جامعهاي رشد اقتصادي افزايش يافت، متعاقب آن واردات نيز متناسب با نياز افزايش مييابد.
در سال83، 20 درصد واردات ما از محل صادرات غيرنفتي تأمين مي شد، در سال83، 40 درصد از اين محل تامين مي شد و در سال86، 45 درصد، يعني ما در سال 86 توانستيم 45 درصد منابع وارداتيامان را از محل منابع صادرات غيرنفتي تامين كنيم.
شاخص سهام داو جونز از زمان شروع بحران جهاني 39 درصد، اروپا 40 درصد، نيكي ژاپن 43 درصد، شانگهاي چين 21 درصد، شاخص تركيبي بازار سهام امريكا 41 درصد نزول داشته است . من در اينجا شاخص سهام 49 كشور مهم دنيا را در دست دارم كه اگر بخواهيد، ميتوانم سقوط سهامشان را براي شما بگويم.
امارات كه ميدانيد چه بلايي به سرش آمده از اين بحران؟ الآن همه از آن سرزمين برج ها رفته اند و حتي تاكسي هم نيست.
ما در دنيا با اين واقعيت روبرو هستيم كه ارزش سهام پايين آمده و در كشور ما نيز سهام پايين آمده است و با توجه به اينكه اقتصاد ما كمترين وابستگي را به اقتصاد جهاني داشته است، تلاش شده كه كمترين تأثير را بپذيرد.
وقتي قيمت فولاد در جهان ارزان ميشود، به خاطر ركود، كارخانه فولاد ما نيز بايد رقابت كند و قيمتها را ارزان كند و اين خود باعث ميشود كه سهام فولاد پايين بيايد و سهام ما نيز متأثر از اين تحولات است ولي درجه تأثيرش نسبت به جاهاي ديگر كمتر است، از طرف ديگر ما شاهد كاهش قيمت نفت نيز بودهايم كه بالتبع بر كشور ما اثر مي گذارد و الان به دليل اينكه هنوز 35 درصد از واردات ما از مبالغ فروش صادرات نفت تامين مي شود، بر كشور ما اثرگذار خواهد بود.
دانشجو: آقاي احمدي نژاد زماني كه انتخاب شدند شعارهايي دادند. با توجه به اين مي خواهم بپرسم كه در اقتصاد ضريبي به نام ضريب جيني داريم كه نشان از فاصله طبقاتي مردم دارد و امروز اين ضريب به ما مي گويد كه فاصله مردم با هم زياد شده است حالا چرا با وجود آن شعارها اين افزايش فاصله را داشته ايم؟
داودي: در محاسبه عدالت، 20 تا 30 شاخص وجود دارد كه ضريب جيني يكي از اين شاخصهاست و ما ميتوانيم براي بررسي مبحث عدالت به بررسي ميزان فعاليتهاي انجام شده در سطح روستاها، كمك به كشاورزان، رشد توليدات و خدمترساني توجه كنيم، لذا ضريب جيني تنها يك مورد از شاخصه هاي اندازه گيري عدالت است نه همه آن.
ضريب جيني هرچه كاهش پيدا كند، نشاندهنده عدالتگستري بيشتري است، ضريب جيني در سال 83، 422 هزارم بوده است، در سال 85، 4004/0 شده است و سال 86 هم هنوز بيرون نيامده است.
لذا مشاهده مي كنيم كه اين ضريب هم در اين سالها كاهش يافته ولي با اين وجود ما اين را تنها ضريب عدالت گستري نمي دانيم، بنده چون خودم روي اين موضوع كار كردم و تزهاي بچه هاي دانشگاه را بررسي كردم، از آن اطلاع دارم، نميخواهيم شما را گول بزنيم، بايد در مورد بحث عدالت بنشينيم 20 تا 30 شاخص را ارزيابي كنيم تا بحث عدالت مشخص شود.
در بحث عدالت بايد بررسي كنيم به چه ميزان روستاها آباد شده است، چقدر توانستهايم فاصله طبقاتي را كاهش دهيم.
يكي از سياستهايي كه در نظر داشتيم، افزايش ضريب حقوق كارمندان بود و اينكه ضريب حقوق آنها را به صورت پلكاني بالا برديم كه اين تلاش صورت گرفت كه حقوق كساني را كه پايين است، افزايش زيادي دهيم و كساني كه حقوق آنها بالاست، افزايش كمتري. حقوق بازنشستگان را افزايش داديم، مطالبات انباشته شده در سال 85 را ارائه كرديم. در بحث خشكسالي به كشاورزان كمك كرديم. جرايم آنها را بخشيديم و سعي كرديم به كشاورزان در جبران خشكسالي كمك كنيم. ما در اين مدت شاهد گسترش بيمههاي اجتماعي و افزايش دريافتي كميته امداد بوديم.
ما 26 هزار واحد مسكوني براي محرومان كميته امداد ساختيم و تعداد ايثارگران تحت پوشش هم دراين دولت افزايش چشمگيري داشته است، حقوق بازنشستگان در اين دولت افزايش يافت.
دانشجو: افزايش داشت ولي تورم چه؟
داودي: شما صحبت كرديد، بنده چيزي نگفتم كاري ندارد وقتي كسي صحبت مي كند به ميان حرف او بپريد.
افراد تحت پوشش بيمه اجتماعي، درسال 83، 6 ميليون و 900 هزار خانوار بود كه به 8 ميليون و 800 هزار خانوار رسيد و در واقع، 27،5 درصد افزايش داشته ايم.
در احداث مسكن محرومين به رقم 19 برابر رسيديم، بودجه حمايت امدادي را 2،4 برابر افزايش داديم، سرانه وام بازنشستگان را 2 برابر كرديم، طول راههاي روستايي آسفالت شده كه 2،45 صدم برابر افزايش داشته است، ما در بحث گازرساني در روستاها شاهد رشد 32 درصدي بوديم، حدود 6 هزار دفتر در اين ارتباط در روستاها ايجاد شده است.
برخي طرحها از دولتهاي قبل به دولت نهم رسيده است كه ما برخي از آنها را تمام كرديم، در مورد برخي از آنها هنوز همچنان مشغول به كار هستيم.
اين دولت بيش از 99 هزار طرح داشته كه 52 هزار طرح آن تا كنون تمام شده است و درباره برخي از آنها همچنان فعاليت ادامه دارد و تمام نشده است. اينها چيزها ملموس و قابل ديدن است و تاريخ شروع و اتمام آنها مشخص.
دانشجو: ايران دستاوردهايي زيادي داشته است ولي دولت اين دستاوردها را به خود منتسب مي كند، آيا يك ماهواره يا يك هواپيما را ما در عرض همين 3 سال ساختيم يا دولتهاي ديگر هم در آن سهيم بوده اند؟
يكي از دانشجويان: 2 سال تعليق در كدام دولت بود؟
داودي: همه چيز ما مال قبل است، اين ساختمان هم مال قبل است، پس تمام افتخاراتش براي قبل از انقلاب است و شايد اصلاً براي دوره هخامنشيان است، اگر اينگونه بخواهيم بحث كنيم نمي شود، مگر خود شما كه سني حدود 25 سال داريد، براي دولت نهم هستيد؟ از اين 25 سال، 4 سال را در اين دولت بوديد بقيه را دست پروده دولتهاي قبلي بوده ايد، من خودم قبل از انقلاب درس خواندم ولي مگر ثمره آن نظام هستم، اينگونه بحث كردن فايده اي ندارد.
دانشجو: ما شاهد افزايش درآمد نفتي بوديم ولي اين افزايش درآمد نفتي كجا رفته است؟ آيا با آن كار مفيدتري انجام شده است؟ چرا مردم حس نميكنند كه ما پيشرفتي داشتيم؟ مسئله ديگري كه ميخواستم به شما آقاي دكتر بگويم اين است كه از 2 شب قبل در خوابگاه دختران شروع كردند به عيدي دادن و به دانشجويان كارشناسي 50 هزار تومان، ارشد 75 هزار تومان و دكتري 100 هزار تومان
. اين به چه معني است؟ اين مسئلهاي است كه حتي بسيج نيز به آن اعتراض كرده است و بايد رييس دانشگاه به اين مسئله جوابگو باشد. چه اتفاقي در هزينهها رخ داده است؟
داودي: شما مثل اينكه جواب نمي خواهيد، من دارم يكي يكي سؤالهاي را پاسخ مي دهم، سؤالهاي قبليتاان را جواب ميدهم و به جواب اين سؤالهايتان نيز خواهيم رسيد. شما گفتيد بحث انرژي هستهاي و توليد هواپيما و مسائل اينچنيني از دولتهاي قبل بوده است. در بحث انرژي هستهاي من در جايگاهي نيستم كه جواب بدهم، شما بايد از دانشمندان هستهاي بپرسيد ولي شما ميدانيد كه قبل از روي كار آمدن دولت نهم به خاطر فشارها حتي ميخواستند در آزمايشگاههاي سازمان انرژي اتمي و دانشگاههاي ما را ببندند، كار غنيسازي و مسائل مربوط به آن نيز تعليق شده بود و ما حتي نميتوانستيم سانتريفيوژ در حوزه آزمايشگاهي داشته باشيم و ما شاهد تعليق و توقف فعاليتها بوديم.
دانشجو: در عوض تحريم نشده بوديم.
داودي: ما هميشه در تحريم بودهايم، بعد از جنگ هميشه در تحريم بوده ايم، بله، اكنون حجم تحريمها زيادتر شده است. ما اينجا ننشستهايم كه با يكديگر دعوا كنيم، در يك جاي علمي هستيم و بحث علمي ميكنيم. من ميآيم پايين، شما بياييد بالا صحبت كنيد، ما از هم جدا نيستيم، شما جوانان اين كشور هستيد و ما پيران آن، ما همه با هم هستيم و نيامدهايم اينجا با هم دعوا كنيم و حق را ناحق كنيم.
در مقطعي اجازه نميدادند حتي يك سانتريفيوژ داشته باشيم، اكنون 6 هزار سانتريفيوژ داريم، شما خود انصاف دهيد، مشاهده كرديم كه چندين بار دشمنان ما را تهديد به حمله نظامي كردند. مسئولان برخي كشورها ميآمدند و پيامهاي تهديد را براي ما ميآوردند، من به پاكستان رفته بودم، آقاي مشرف به من گفت به مقام رهبري و احمدينژاد بگوييد من اطلاع دقيق دارم كه ميخواهند شما را بزنند و به شما حمله كنند كه من به وي گفتم حرف ما همان است كه گفتيم.
اين همه ما را تهديد ميكردند كه به شما حمله ميكنيم، چه اتفاقي افتاد؟ چرا حمله نكردند؟ ما اكنون 6 هزار سانتريفيوژ داريم.
دانشجو: مرگ بر سازشكار.
داودي: هيچ كس اينجا سازشكار نيست.
بحث ما، بحث سياستهايي بود كه اين دولت در ارتباط با اين موضوع اتخاذ كرد و در دفاع از اين حق ايستاد و ديديد ابرقدرتهايي كه تهديد ميكردند، نتوانستند كاري بكنند.
همين الآن در موضوع افغانستان، وزير خارجه امريكا از ايران ميخواهد در مذاكرات شركت كند و از ايران براي حضور در اين مذاكرات دعوت كرده است. در بحث عراق نيز شما خود شاهد اين مسئله بوديد، سؤال اين است كه چرا آنها حمله نكردند، آيا زور نداشتند؟ چرا، امكانات داشتند، ولي حمله نكردند.
اين قضيه تأكيد ما بر ايستادگي و شجاعت اين دولت است، نه پروسه علمي آن. اينكه اين دولت ايستاد و پوشالي بودن اين تهديدات را نشان داد. بله تحريم شديم، تحريم شديدتر شده است، ما در دفاع مقدس نيز تحريم بوديم ولي به خاطر اين تحريمها تحولي در حوزه دفاعي ما رخ داد و بسياري از تجهيزات را خودمان ساختيم.
يادم هست كه قبل از انقلاب پل روي رودخانه كارون را پرتغالي ها ساخته بودند و وقتي خواستند بروند، همه نقشه ها را بردند كه مبادا ما بتوانيم آن را بسازيم ولي در جنگ ديديم كه چه پلهايي ساختيم، يا همين ماهواره اميد كه اين موفقيت جوانان و متخصصان ماست.
در يكي از دانشگاههاي فرانسه از ورود دانشجويان علوم و فضاي ايران به داخل كلاس درس جلوگيري شد؛ فرانسهاي كه ادعاي مهد علم و آزادي ميكند
.
ما كه حركت علمي اين مردم آگاه را نفي نمي كنيم، اين فعاليتها سالهاست كه صورت ميگيرد و تلاشهاي زيادي در مورد آن شده است. ما ادعا نداريم اين موفقيتها فقط مربوط به اين 3 سال است، ولي باور داريم رشد علمي خوبي در اين 3 سال رخ داده است. اين دولت با مواضعي كه اتخاذ كرد، نشان داد كه تهديدهاي دشمنان توخالي است و در برابر تهديدهاي آنها نترسيد و ادعاي دولت در اين ارتباط به خاطر اين موضعگيريهاست.
اينها عين گرگ مي مانند، اينها به هم خوردن دارند از هم مي پاشند، هولوكاست موضوعي بود كه هيچ كس نميتوانست در مورد آن سؤالي را مطرح كند ولي آقاي رييسجمهور وارد اين موضوع شد و مباحث و سؤالهاي خود را در اين زمينه مطرح كرد و در واقع اينگونه موضعگيريها، پوشالي بودن قدرتهاي دشمنان را نشان ميدهد. وقتي اين مسائل براي مردم دنيا روشن شود، مردم آگاه ميشوند و در برابر زورگوييها ميايستند.
دوستان عزيز گفتند كه چشمانداز از سوي اين دولت رعايت نشده است، يك دفعه هم اين سند را روي تابلو بياندازيد، به نظر من بايد چشمانداز را به صورت ريز و با جزئيات بررسي كرد و در مورد بند بند آن حرف زد، با شعار و جنجال نميشود كاري كرد. ما كه ادعا نداريم كه پيغمبريم، ما دانشگاهي هستيم و نبايد جنجال كنيم، ما بايد بحث منطقي كنيم، قوتها را بپذيريم، ضعفها را بپذيريم و درصدد رفع آن برآييم. اين دولت تلاش كرده است در راستاي چشمانداز حركت كند تا آنجا كه در برخي امور خوب پيش رفته است و در برخي از امور ممكن است ضعفهايي داشته باشد و تا آنجا كه توانسته رفته است و اگر در امري خوب پيش نرفته ادعايي ندارد.
چشمانداز يك مجموعهي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي و بينالمللي است و بايد مجموعه آن را بررسي كرد، ممكن است در يك بخش حركت بيشتري صورت گرفته باشد و در يك بخش كمتر. بايد در بحث چشمانداز مسائل را ريز ديد.
آيا در چشم انداز ارزشها اسلامي، بومي كردن علوم و غيره نيست، يكي از بندهاي چشمانداز، بحث علوم و فناوري است، اكنون در همين بحث ماهواره اميد، ما جزء 10 كشوري هستيم كه به اين فناوري دست پيدا كرديم و جزء 3، 4 كشوري هستيم كه كل اين فناوري در آن بومي است و همه مسائل مربوط به آن را در داخل تهيه كرديم، آيا ما در اين بحث از چشمانداز به خوبي جلو نرفتيم؟
در حوزه دارو و همانندسازي و زيست فناوريها آيا ما در اين زمينه كه يكي از بندهاي چشمانداز است پيشرفتي نداشتيم؟ پس اين دولت اين ها را انجام داده و به ثمر رسانده است.
ما اكنون از نظر رشد و شتاب ارائه مقالات علمي در رتبه اول جهان هستيم و همچنين ارائه مقالات در رتبه دوم بعد از تركيه. اين كارها توسط چه كساني انجام ميشود؟ توسط شما دانشجويان و شما جوانان عزيز.
در چشم انداز در بحث اقتصادي رشد مستمر، پرشتاب، خود اتكايي و توزيع عادلانه ثروت و درآمد آمده است.
دانشجو: عدد اعلام كنيد.
داودي: تا الان كه عدد اعلام مي كردم، چشم باز هم عدد اعلام مي كنم در چشم انداز كه عدد نداريم، شما كه انصاف داريد به اين اقداماتي كه انجام شده بگوييد باركالله، چرا كه اگر كار خوبي انجام شده است مال همه است و اگر اشتباهي صورت گرفته ما همه بايد تلاش كنيم اين اشتباه را جبران كنيم.
ما در آن بحث رشد مستمر و پرشتاب، آن را از 4،8 به 6،9 رسانديم و سعي ميكنيم كه بهتر هم عمل كنيم. همچنين در بحث توزيع عادلانه كارهايي كه توانستهايم انجام داديم و البته ادعايي نداريم.
در رابطه با موضوع تعهدات رييسجمهور بايد بگويم رييسجمهور وقتي براي انتخابات حاضر شد و حرفهايي زد بر روي ارزشهاي اسلامي، عدالت، آرمانهاي انقلاب و امام (ره) بسيار تأكيد كرد، با توجه به اينكه در آن زمان بعضيها ميگفتند انديشه امام(ره) و انقلاب مربوط به گذشته است.
يادم هست كه در دانشگاه يكي به من ميگفت آقا اين حرف ها دوره اش تمام شده آرمانهاي امام منقرض شده و از اين جور حرفها لذا ما با چنين تهاجمهايي روبرو بوديم.
رييسجمهور همچنين بحث عزت و اقتدار را مطرح كرد. كشورهاي منطقه كه به آنها سفر ميكنيم همه ميگويند مدت زيادي است ميخواستند حرفهاي ما را بزنند اما جرأت آن را نداشتند و خوشحالند از اينكه ما اين حرفها را زدهايم. به طور مثال تا قبل از اين آقاي چاوز در مورد بوش اينچنين صحبت نكرده بود. اينها حركتهايي هستند كه ما در گوشهاي از آن سهم داشتيم و بيش از اين ادعايي نداريم.
ابتدا بايد مشخص كرد به چه چيز تورم ميگوييم و بايد آن را در بازار بررسي كرد.
وقتي يك ايده به نام شاخص قيمت براي تعيين نرخ تورم مطرح ميشود، بايد با واقعيتها بررسي شود، چرا كه افراد مختلف برداشتهاي متفاوتي خواهند داشت.
70 درصد تورم ناشي از اقلام مسكن، خوراك، حمل و نقل، بهداشت، آموزش است، پس اگر روي اينها دقت كنيم ميتوانيم عوامل اصلي اثرگذار در تورم را مشخص كنيم.
تورم به طور معمول در كشور ما بعد از جنگ در دوران برنامه يكم تا چهارم حدود 12 درصد بود و تا سال 1374 به 49،6 درصد رسيد و در اين دوره با نوسان مواجه بوده است، پس از بررسيها ميتوان فهميد كه 2 عامل مهم تأثيرگذار در تورم موضوع مسكن و خوراك است كه بيشترين سهم را دارد.
در نتيجه اين 2 بحث، جوانان با مشكل كمبود مسكن مواجه ميشوند و بحث اضافه تقاضا را داريم.
99،3 درصد سپردههاي كشور زير 10 ميليون تومان است؛ يعني انباشتگي بالايي از ثروت در دست يك عده خاص است كه به معناي اين است كه ميتوانند واحدهاي ساختماني را بخرند و منتظر باشند تا قيمتها بالا بروند و آنها را نفروشند و برايشان مشكلي به وجود نيايد. بنابراين در فضايي كه جمع زيادي متقاضي وجود دارد، اين طعمه شيريني است براي كساني كه ثروت انباشته دارند.
بالا رفتن قيمت مسكن باعث بالا رفتن قيمت اقلامي چون سوخت، سيمان، آجر، حملونقل شد كه در ساخت و ساز مسكن نقش بالايي دارد. همچنين در سياستي كه در مورد افغانها اتخاذ شد با توجه به بحث موادمخدر و مشكلاتي كه از طرف قاچاقچيان افغان به وجود آمده بود، باعث گراني كارگر ساختماني شد.
بحثهاي ساختارهاي مديريتي نظام بانكي و ساختارهاي مديريت بازار كالا نيز مطرح است كه اين ساختارها به هم تنيدهاند كه ارث باقيمانده هستند و باعث شدند بحث مسكن به گونهاي شود كه شاهد افزايش قيمت باشيم و در نتيجه آن تورم بالا رفت.
مسكن مهر را راه انداختيم و كارهايي در اين زمينه انجام شده است. همچنين از ديگر اقدمات جلوگيري از وام خريد بوده است و طرح وام ساخت مطرح شد، با توجه به اين كه وام ساخت تبديل به عرضه مسكن و وام خريد تبديل به تقاضاي مسكن ميشود.
از ديگر اقدامات ايجاد پيشفروش نظاممند، كنترل بر روي نقدينگي سيستم بانكي و غيره بوده است.
وقتي تورم را شناسايي كنيم و متوجه شويم موضوعات مسكن و خوراك از موضوعات مهم تاثيرگذار در ايجاد تورم هستند، با اولويت قرار دادن موضوع مسكن، در اقدامات توانستيم با كاهش 20 تا 30 درصدي قيمت مسكن در اين زمينه تاثيرگذار باشيم.
مجري: اگر موافق هستيد بعد از نماز مغرب و عشا جلسه را ادامه بدهيم؟
داودي: من بعد از نماز مغرب و عشا در دانشگاه شهيد بهشتي كلاس دارم و بايد سر كلاس حضور پيدا كنم. اگر شما موافق باشيد من فردا بيايم و ادامه بحث را داشته باشيم.
دانشجو: آقاي دكتر ما 50 درصد حرفهاي شما را به خاطر اينكه اقتصادي بود، شايد متوجه نشديم، ما از شما ميخواهيم در يك مناظره با حضور اقتصادانان شركت كنيد و مناظره كنيد.
دانشجوي به ميان سالن آمد و با صداي بلند گفت: دانشگاه ما تك صدايي شده و به خاطر يك تجمع آرام براي دانشجويان ما 2 ترم تعليق ميزنند، صداي ما به هيچ جا نميرسد و ما هيچ تشكل دانشجويي نداريم، در اين سالن 6 ماه است كه تئاتري روي سن نرفته است. مراسم موسيقي اجرا نشده است، آيا كارهاي فرهنگي غير از اينهاست؟
داودي: هر موقع رييس دانشگاه يا دوستان بسيج دانشجويي كه اين مراسم را برگزار كردند، هماهنگي كنند من در اين مراسم شركت ميكنم.
پس از پايان مراسم و خروج داودي از سالن برخي دانشجويان گرد وي جمع شده و با طرح مباحثي خواستار پيگيري مشكلات دانشجويي و دانشگاه شدند، دانشجويان در مورد مسايلي همچون ارايه عيدي به دانشجويان پرسيدند كه داودي گفت اين مسئله را پيگيري مي كنم.
دكتر علي اصغر زارعي ، متولد 1335 تهران ، فارغ التحصيل مهندسي برق مخابرات ، دكتراي مديريت گرايش سيستم رييس موسسه مطالعات بين المللي انرژي ، عضو هيات علمي دانشگاه امام حسين ، قائم مقام دانشگاه امام حسين ، مشاور رييس جمهور در امور آموزش عالي - دولت نهم ، فرمانده يگان جنگ الكترونيك سپاه، رييس دانشكده فني و مهندسي دانشگاه امام حسين ، رييس سازمان بسيج اساتيد دانشگاهها و مراكز آموزشي و پژوهشي كشور، رييس اداره تحقيقات ستاد مشترك سپاه نماينده ي مردم تهران در مجلس هشتم شوراي اسلامي و هم اكنون مسئول كميته امور استانهاي ستادهماهنگي حمايتهاي مردمي دكتر احمدي نژاد است.
آنچه ميخوانيد مصاحبه دكتر زارعي با گاهنامه وقايع انتخابيه وابسته به ستاد حاميان دانشجويي دكتر احمدي نژاد است:
آيا اقتصاد بر فرهنگ و سياست و ساير ابعاد جامعه ارجحيت دارد،زيرا عده اي بر اين باور اندكه براي تصحيح جامعه ابتدا بايد از بعد اقتصاد شروع كرد و به عبارتي اقتصاد بر ساير ابعاد جامعه ارجحيت دارد. نظر جنابعالي در اين زمينه چيست؟
در مكاتب مادي دنيا رويكردهاي مادي(كمونيستي و ماركسيستي) بر اقتصاد حاكم است و آنها بر اين اعتقادند كه اگر اقتصاد درست شود ساير زمينه ها به تبع آندر ست مي شود ولي تجربه در 80 سال گذشته نشان داد اين رويكرد رويكرد موفقي نيست و كشور هاي معتقد به مكاتب مادي گراي در ادامه ي راه دچار فقر و فلاكت و شكست گرديدند اما در اقتصاد اسلامي زير بنا داشتن فرهنگ و جهان بيني است ، داشتن يك تعريف غني از زندگي از گذشته و آينده است، محرك جامعه با نگرش توحيدي شكل ميگيرد و معتقديم جامعه اينگونه بهتر هدايت مي شود يعني يك نگاه يكپارچه ي دنيا و آخرت عامل موفقيت مي باشد پس در نگاه اسلام اقتصاد مهم است و نقش مهمي د زندگي بشر دارد ولي اقتصاد به عنوان يك زير بناي صرف در اسلام پذيرفته نيست ولي از اهميت بر خوردار است. اسلام معتقد است مسائل اقتصادي بايد در بر نامه ي دولت ها باشد تا توسعه، رفاه، بهداشت و سلامت و به كار گيريفناوري هاي روز در سايه آن به دست آيدو اقتاد بايد در خدمت فرهنگ و تعالي بشر قرار گيرد ، نه براي استثمار افراد ديگر نه براي طبقهي خاص نه براي اينكه عده اي ر رفاه باشند و عده اي در بدبختي اين نگاه اسلامي به اقتصاد است كه با انقلاب اسلامي به دست امده است.
تفاوت اقتصاد اسلامي با اقتصاد ليبرال و كمونيستي چيست؟ آيا اقتصاد اسلامي مي تواند اشكالات آن را رفع كند؟
در اقتصاد كمونيستي حقوق افراد مورد حاميت قرار نمي گيرد و در عمل حكموتهاي كمونيستي يك طبقه ي جديدي ايجاد كردند. در رويكرد سرمايه داري سرمايه مورد اهميت است و اختيارات در دست سرمايه دار ها است آنها بيشترين نقش را در معماري حكومت دارند . باقي در حكم برده هستند و تصميم آينده با سرمايه دار مي باشد. به دليل ذات سرمايه داري و نگاه ناقص و منحرف آنها به انسانها اين موضوع باعث افزايش اختلافات طبقاتي مي شود كه آنها با استفاده از رسانه ها فقر را در جامعه به صورت ديگري نشان داده و باعث غفلت افراد نسبت به حقوق اصلي خود مي شود و جامعه را به سوي مسائل غير اخلاقي و فرهنگ مصرف گرايي سوق مي دهند و اين حكومتهاي سرما يه داري نخواهند توانست روي پاي خود بايستند و به ناچار دچار فنا پذيري مي شون
با توجه به اينكه استقلال اقتصادي از بنيان هاي اقتصاد اسلامي است، رويكرد دولت نهم را نسبت به آن چگونه ارزيابي مي كنيد؟
دولت با توجه به رويكرد اصلي خويش"حفظ استقلال ملي و توجه به منافع ملي" به اقتصاد نگاه مي كند و با اين ديدگاه به مسائل اقتصادي ورود پيدا كرده و مرزهاي بسياري را كه به روي نظام بسته بود مفتوح نمود و به عرصه هاي دست نا يافتني ورود پيدا كرد و پروژه ها و طرح هاي مختلفي مختلفي را به كمك جوانان متخصص و توانمند به انجام رساند و اين راه ميانبري بود كه دولت نهم استفاده شد و به موفقيت رسيد.
سوال: رويكرد هاي اقتصادي دولت هاي بعد از انقلاب به چه صورت بوده است توضيح بفرماييد؟
دولت هاي قبل در اقتصاد كارهايي انجام دادند اما رويكرد اقتصادي حركت به سمت بازار آزاد بوده و در عملكرد هم به همين سمت و سو رفته اند. دولت نهم به سمت بازار آزاد مديريت شده ضمن عدم مداخله ي زياد در بازار همه چيز را خارج از كنترل نمي داند و معتقد است كه دولت بايد براي تاين منافع عمومي در جاهايي وارد بشود.
طرح هدفمند كردن يارانه ها و اصلاح ساختار اقتصادي را كه با رويكرد عدالت اقتصادي در دولت نهم پيگيري شده است بعضاً با الفاضي چون گدا پروري و توزيع فقر تخريب مي شود لطفاً در مورد اين طرح و ابعاد آن توضيح بفرماييد.
طي مطالعات صورت گرفته زير ساخت هاي اقتصادي شامل: يارانه، ماليات، سيتم توزيع و نظام بانكيمشكلات اساسي دارد و هر زماني كه دولت براي اصلاح هر كدام خواست اقدامي بكند با سر و صداي عده ي زيادي رو برو شد و لذا دولت نتوانست اهداف اقتصادي خود را به نتيجه برساند شايد در دولت دهم بتوان آنرا محقق كرد. طرح هدفمند كردن يارانه ها مورد وفاق همه ي افراد، كارشناسان، متخصصين، دولت هاي قبلي و اين دولت بوده است. و در روش اجراي اين طرح ديدگاهها متفاوت است. يارانه هاي پرداختي براي برخي كالاها به اقشار هدف نمي رسد و به خوبي آنها را مستفيد نميكند و به درستي توزيع آن صورت نمي گيرد و اهداف اقتصادي محقق نمي شود و اتلاف منابع را در پي دارد.
يكي از روش هاي اجراي اين طرح كه توسط دولت هشتم تعقيب ميشد و در برنامه ي چهارم توسعه و بند سوم آن آمده بود اين بود كه هر سال به تدريج قيمت فرآورده هاي نفتي را افزايش داده تا برسيم به قيت بازار آزاد و جهاني(مثلا:بنزين ليتري550 تومان) اين كار توسط مجلس هفتم و ابتداي آن متوقف شد. زيرا اين كار فشار زيادي را بر توده ي مردم مي آورد و از قدرت خريد آنها ميكاست و اثرات تورمي بالايي داشت.
روش ديگر: تغييرات را در چند مرحله انجام بدهيم و در سه يا چهار مرحله افزايش قيمت داشته باشيم و اجازه بدهيم اقشار مختلف خود را با ان تطبيق بدهند. و دولت نهم اين پيشنهاد را داد كه همه ي مردم از نفتي كه در داخل مصرف مي شود بايد سهم داشته باشند و نبايد كسي كه بيشتر مصرف مي كندبر خورداري بيشتري از يارانه ها داشته باشد. قيمت ها را آزاد ميكنيم طي سه مرحله و در آمدهاي ناشي از تغيير قيمت را به جاي بودجه در حساب مجزا نگهداري مي كنيم و بين سه قشر باز توزيع صورت ميگيرد. قسمتي را به خانواده ها بدهيم كه قدرت خريد را افزايش بدهد قسمتي را به قشر صنعتكاران و كشاورزان بدهيم كه بالا رفتن هزينه هاي آنهارا جبران كنيم و قسمتي را به خود دولت كه افزايش هزينه دارد بدهيم. فرآورده هاي نفتي اگر بي رويه مصرف شود و بدون آثار اقتصادي مثبت باشد موجب گدا پروري است يا اينكه اجازه بدهيم خود مردم مديريت كنند و مردم را در هدفمند كردن يارانه ها مشاركت بدهيم؟ بر عكس در روشي كه انها دنبال ميكردند ضعيف ضعيف تر مي شد و اين به نوعي سياه نمايي است. در خصوص سهام عدالت وقتي كه امكانات در اختيار دولت است و ودلت را مي خواهي كوچك كني و بخش خصوصي را افزايش بدهيم و با سياست اجراي عدالت ايجاب مي كند كه طبقات پايين را در اولويت قرار بدهيم. ما به سمت عادلان هسازي حركت مي كنيم با توزيع سهام عدالت و با اين عمل فقرا و طبقات پايين جامعه قدري افزايش دارايي پيدا مي كنند و اين بد جلوه دادن اقدام دولت است
برخي از انتخاباتي بودن توزيع سود سهام عدالت سخن به ميان مي آورند به اين شبهه عليه دولت چگونه پاسخ مي دهيد؟
سهام عدالت از قبل بين عده اي توزيع شده و در بازه ي زماني خاصي سود آن توزيع مي شود و ربطي به انتخابات ندارد.
تاثير خصوصي سازي بر اقتصاد و روند آن در دولت نهم را نسبت دولت هاي گذشته چگونه ارزيابي مي كنيد آيا روش هاي خصوصي سازي نسبت به قبل تفاوتي دارد؟ و آيا خصوصي سازي باعث تضعيف دولت مي شود؟
خصوصي سازي شعاري است كه در دولت هاي قبل داده شد و برخي كارها انجام شد اشكالات خصوصي سازي در دولت هاي قبل اين است كه برخي افراد خاص و نزديكان دولتمردان برخي شركتها را با قيمت هاي بسيار پايين تر از مقدار واقعي آن از دولت خريداري مي كردند و رانتهايي بدست مي آوردند. در اين دولت اگر چه ميزان خصوصي سازي و واگذاري شركت ها بسيار بالاتر از دولت هاي پيشين بود نظارت بر اين امر به مراتب بيشتر شده و فضاي عمومي حاكم به اقتصاد كشور هر گونه تخلف احتمالي را كاهش داده است و اين جزو افتخارات دولت است.
خصوصي سازي به معناي كاهش تصدي گري و افزايش نقش نظارتي دولت است و لذا باعث تضعيف دولت نيست بلكه باعث افزايش توانايي دولت در امر نظارت مي شود. و دولت ها تاكنون بيشتر تصدي گري كرده اند تا نظارت.
برخي كانديدا ها با دادن شعار هايي چون هر نفر فلان مقدار و .. و يا توزيع سهام نفتي سعي در جلب آراي عمومي دارند هرچند مردم به اين شعار ها چندان اعتنايي نميكنند و اين امر در انتخابات دولت نهم به خوبي مشاهده شد اما آيا چنين چيزي از لحاظ قانوني امكان دارد؟
در هدفمند كردن اختيارات قانوني دولت در برنامه چهارم توسعه و در قانون توسعه ي حمل ونقل عمومي مشخص شده است و براي حفظ هماهنگي به مجلس لايحه اي فرستاده شده است انچه ما در قوانين گذشته داريم هدفمند كردن يارانه ها و يارانه ي انرژي است و قانوني به نام سهام نفتي مطرح نبوده است و هر دولتي كه باشد بايستي قوانين را اجرا كند در غير اين صورت بايد لايحه بدهد و مجلس بررسي كند و مصوبات قانوني كه صورت گرفته را مي بايست اجرايي كند و در برابر مجلس پاسخگوست.
يكي از شعارهاي دكتر احمدي نژاد بحث مبارزه با مفاسد اقتصادي و اداري بود آيا مجلس در اين امر نظارت دارد و اين كار تا چه حدي پيش رفته است؟
مبارزه با مفاسد اقتصادي و اداري كه در فرمان مقام معظم رهبري اشاره شده نياز به يك عزم جدي و اراده ي قوي دارد و چون موضوع مبارزه با مفاسد امر ملي است لذا ايشا ن هر سه قوه را خطاب قرار داده اند. در برخي موارد كارهايي صورت گرفته است و مشاهدات عمومي بيش از آن چيزي است كه برخي مي گويند و تسريع در اين روند نياز به همكاري بيش از پيش قوه ي قضائيه با قوه ي مجريه دارد و اميدواريم در دولت دهم با سرعت بيشتري پيگيري شود.
يكي از نقد هايي كه به دولت وارد مي شود تورم است. در اين مورد نيز توضيحاتي بفرماييد.
در تورم 4 عامل نقش عمده داشتند.1- افزايش نقدينگي 2- دلالي و دخالت بانكها در خريد و فروش كالا، و عمدتاً در بخش مسكن 3- عدم نظارت بانكها بر وام هاي تسهيلاتي
افزايش نقدينگي به دليل اشتباه در چاپ چك پول ها و تبديل شدن آنها به پول و بدون كاهش نقدينگي بود كه گله ي رئيس جمهور از وزير قبلي رابه همراه داشت و از زماني كه دولت متوجه اين امر شد سعي كرد جلوي آنرا بگيرد و جمعآري پول از بازار را آغاز كرد.
نكته ي بعد مداخله ي بانك ها و دلالي در بخش اقتصاد به خصوص در بخش زمين: برخي بانك ها به جاي اينكه دارايي هاي مردمي را وارد توليد در اقتصاد بكنند وارد خريد و فروش زمين كردند و زمين بزرگ خريداري كرده و به قطعات كوچك تقسيم كرده و مي فروختند و اين دلالي ها باعث افزايش بي رويه قيمت مسكن شد و بر روي كالاهاي ديگر نيز تاثير گذاشت و باز در اين خصوص دولت با طرح مسكن مهر و واگذاري زمين رايگان به انبوه سازان و عرضه ي بيشتر در بخش مسكن يه وجود آمد كه تا حدودي تاثير گذار بود. از طرف ديگر جهت نظارت بيشتر بر بازار مسكن و كاهش دلالي و جلوگيري از معاملات صوري در آن اقدام به تشكيل بانك اطلاعاتي مسكن و سازماندهي آن كرده است.
نكته ي بعد تحريم هاي شوراي امنيت بود كه همزمان با ان قيمت نفت افزايش و به تبع آن قيمت كالاهاي وارداتي افزايش پيدا كرد و در نتيجه قيمت تمام شده ي كالاي داخلي افزايش يافت.
عدم نظارت بانك ها به وام هاي تسهيلاتي نيز موجب صرف شدن وامهاي توليدي در بخش هاي ديگر شد كه مي بايست بانكها با انگيزه ي بيشتري وام ها را پيگيري كرده كه كمتر چنين چيزي مشاهده شد.
شما مجموعاً به رويكرد و عملكرد دولت نهم چه نمره اي ميدهيد؟
در رويكرد 18 تا 19 اما در عملكرد 15 تا 16 . گزارش كار دادن به مردم خوب نبود و مردم نبايد بي اطلاع باشند و دولت انقدر كه براي كار كردن وقت گذاشت براي گزارش دادن به مردم وقت نگذاشته است.
آقاي احمدي نژاد عنوان كرده اند كه قصد انجام كار ستادي ندارد اين بيان به چه منظور مطرح شده است و آيا كار ستادي انجام نمي دهند؟
آقاي احمدي نژاد گفته اند كه كار انتخاباتي نمي كنم به اين معنا كه اگر ستاد ها مي خواهند براي شناسايي من به مردم تلاش كنند نيازي به اين امر نيست و ايشان به اين اعتقاد دارد كه بايد به حركت خود جوش مردمي روي آورد. يعني ما بايد اجازه دهيم حركت مردمي شود مردم آزادند كه فعاليتشان ادامه دهند ولي بايد هماهنگي صورت گيرد و در كشور آقاي ثمره ي هاشمي مسئوليت هماهنگي بين فعاليت هاي ستادي را به عهده داردو در استان ها افرادي مشخص شده اند كه ستادهاي خود جوش با هماهنگي ستاد مركزي به فعاليت بپردازند تا بتوان به نحو مطلوب از اين فعاليت ها نتيجه گرفت.
شعارهاي اقاي احمدي نژاد در دوره ي قبل روي موضوعات خاصي تاكيد داشت آيا در اين دوره نيز از شعار هاي متفاوتي را مطرح خواهدكرد يا خير؟
ادامه ي همان شعار هاي قبلي است با اين تاكيد كه ما بايد چند گام به جلو برداريم در تحقق همان شعار هاي قبلي كه مبتني بر اصول نظام مقدس جمهوري اسلامي است.
عكس العمل هاي دكتر احمدي نژاد نسبت به تخريب ها چگونه است؟
ايشان در برابر تخريب هاي صورت گرفته سكوت اختيار كرده انده ولي معتقدند اين تخريب ها براي نظام و مردم اثرات خوبي به همراه نخواهد داشت و انكار كردن موفقيت ها ي دولت نهم توسط عده اي خاص دليل بر عدم موفقيت و البته پذيرفتن مردم نيست.
اشاره: از مهمترين قسمتهاي سخنان مقام معظم رهبري در سالهاي اخير، عنايت ويژه معظم له به دولت نهم ميباشد. با توجه به حجم انتقادات به دولت نهم و نيز نداشتن فضاي كافي رسانه اي جهت انعكاس نظرات و دفاعيات دولت، بر آن شديم تا در كنار نقد منصفانه، فضايي را نيز به حمايت از عملكرد اين دولت اختصاص دهيم. در شماره قبلي به مسئله سفرهاي استاني كه از توفيقات و ابتكارات دولت نهم به شمار ميآيد پرداختيم. امروزه با مطرح شدن مسئله تورم و انعكاس آن در اذهان مردم به عنوان بزرگترين انتقاد به دولت عدالتخواه، بر آن شديم تا صحبتهاي رييس جمهوري در اين باره را به قضاوت بنشينيم.
ميانگين نرخ تورم 8 ساله در دولت قبل، 76/15 كه يكسال نيز به 26/25 درصد نيز رسيده است و ميانگين 8 سال دولت قبل از آن هم 26/25 بوده است كه يكسال نيز به 4/49 رسيده است. از سالي كه اين دولت تحويل گرفت (سال 1384)، اين عدد 1/12 شد. در سال 1385 با همه اين تحولاتي كه در مسكن و ... اتفاق افتاد، مجموعاً شد 6/13.
بانكهاي دولتي از تغيير رئيس كل بانك مركزي و تضعيف نهاد نظارتي، سوء استفاده كرده و چك پولهاي وسيعي چاپ كردند و منابع را به سمت بازرگاني و خدمات سوق دادند كه در نتيجه سهم بخش بازرگاني و خدمات از 4 درصد سال 83 ، به 48 درصد رسيد.
ميانگين افزايش قيمتهاي وارداتي با توجه به كاهش وزني آن 16 درصد است كه در اين صورت ما تورمي در حدود 8 درصد را علاوه بر تورم گذشته بايستي تجربه ميكرديم. كه به خاطر اقداماتي كه دولت انجام داده اين 8 درصد اتفاق نيفتاده است.
اقتصاد داخلي ما بر پايه دلار گره خورده است و چون در تمام دنيا، قيمت دلار كاهش داشته ولي ما براساس قوانين قيمت آنرا ثابت نگه داشتهايم، تورم مضاعفي بر اقتصاد پديد آورده است كه البته در دولت سعي كردهايم با كاهش تعرفه، اثرات تورمي آنرا كاهش دهيم.
نوعي تورم، تورم القايي است كه از قبل، خبردهي هاي پي در پي صورت ميگيرد تا كالاها گران شوند. نوعي تورم هم كاذب است كه هيچ منبعي ندارد و كاملاً كذب است. از جمله خبرهايي كه در برخي نشريات به صورت متناقض درج ميشود.
افزايش نقدينگي همواره باعث تورم نميشود و در بسياري از موارد نيز ضروري است؛ از جمله اينكه صنايع كشور امروز با مشكل كمبود نقدينگي براي توسعه خود مواجه هستند و واحدهاي صنعتي براي طرحهاي توسعه و تكميل پروژههاي نيمه كاره خود، نيازمند 14 هزار ميليارد تومان نقدينگي هستند كه در صورت تأمين اين ميزان در سال جاري، 570 هزار شغل ايجاد خواهد شد.
تلاش براي مهار تورم
بي شك كاهش تورم، اصليترين جهتگيري دولت در بخش اقتصاد ميباشد. به عبارتي اقدامات بزرگ و مباركي همچون كاهش سود تسهيلات بانكي، تثبيت قيمتهاي خدمات دولتي، تلاش براي كاهش هزينههاي مديريت دولت، حمايت از توليد و بخش خصوصي، افزايش فعاليتهاي عمراني دولت، حمايت از طرحهاي اشتغالزاي زودبازده و ... همگي در جهت پيمايش مسير اين هدف بزرگ ميباشد؛ و ليكن در چند ماه گذشته برخلاف روند كاهش قابل توجه نرخ تورم نسبت به سالهاي گذشته، شاهد افزايش نرخ تورم بودهايم كه در زير به بررسي علل و عوامل آن و همچنين ارائه آمارهاي رسمي درباره آن خواهيم پرداخت.
محاسبه نرخ تورم
310 قلم كالا را ميگيرند و براساس آن در زندگي مردم و تغييرات قيمت آن، تورم را اعلام ميكنند. حالا ممكن است اين تورم در زندگي كسي يا گروهي تأثير بيشتري داشته باشد، مثلاً آن كسي كه حبوبات زياد مصرف ميكند، تورم بيشتري را تحمل ميكند تا آن كسي كه مثلاً يخچال يا لوستر بيشتر مصرف مي كند، اما هميشه ميانگين اعلام ميشود.
تورم در سالهاي گذشته
نرخ تورم از سال 81 تا 85 به ترتيب 7/15 ، 7/15 ، 15/12 ، 2/15 ، 6/13 بوده است. ميانگين نرخ تورم 8 ساله در دولت قبل، 76/15 كه يكسال نيز به 26/25 درصد نيز رسيده است و ميانگين 8 سال دولت قبل از آن هم 26/25 بوده است كه يكسال نيز به 4/49 رسيده است. هيچ دولتي نميتواند در مدت 5/1 سال، تورم 7/15 درصدي را به صفر برساند.
از سالي كه اين دولت تحويل گرفت (سال 1384)، اين عدد 1/12 شد، يعني هم كمتر از سالهاي قبل و هم كمتر از ميانگين 8 سال قبل، البته ما به اين راضي نيستيم، ولي بالاخره اين اتفاق افتاد. در سال 1385 با همه اين تحولاتي كه در مسكن و ... اتفاق افتاد، مجموعاً شد 6/13، نسبت به 1383 و قبل از آن پايينتر، اما نسبت به 1384 ما 5/1 درصد رفتيم بالا. پس ببينيد در سال 1384 و 1385 كمتر از سالهاي قبل است، هم از 8 سال كمتر است و هم از سالهاي قبل، اين اتفاق مباركي است. كار بيشتري در كشور شده، تورم پايين آمده است.
هيچ كس نگفت كه ما ميآييم صفر ميشود، مگر ميتوانيد يك دفعه تورم را صفر كنيد؟ نميشود. ساختار پولي، نقدينگي انباشته شده از قبل، ساختارهاي بانكي، بزرگ شدن بخش خدمات.
علل افزايش نرخ تورم در كشور :
1_ عوامل داخلي :
الف) افزايش شديد نقدينگي در كشور:
افزايش شديد نقدينگي يكي از عوامل مؤثر در افزايش تورم و گرانيها است كه يك بخش آن، حاصل هزينههاي دولت است؛ چرا كه بخشي از پول نفت را دولت دريافت و در بانك مركزي آنرا به ريال تبديل كرده و آنرا وارد بازار ميكند. اما بخش دوم خلق پولي است كه توسط نهادهاي مالي و پولي مثل بانكها و مؤسسات مالي صورت گرفته است.
در سال گذشته (1385) نرخ تورم 6/13 درصد بوده است، كه يك سوم آن ناشي از نقد كردن ارز به ريال توسط دولت بود. اما 9 درصد آن ناشي از فعاليتهاي مؤسسات مالي و اعتباري و پولي كشور از جمله بانكها بود. سال گذشته در دولت، تصميم گرفته شد كه دولت سهم خودش را در افزايش نقدينگي كاهش دهد و مؤسسات مالي و اعتباري هم منابعي كه موجب افزايش تورم ميشود را به سمت توليد و سرمايهگذاري سوق دهند. دولت به تعهد خود در اين راستا عمل كرد و در بودجه 86 مصرف ارز را كاهش داد، اما متأسفانه مؤسسات مالي نه تنها به تعهدات خود عمل نكردند، بلكه در بخشهاي پولي و مالي اتفاق جديدي رخ داد و دو گروه خلق پول كردند.
بانكهاي دولتي از تغيير رئيس كل بانك مركزي و تضعيف نهاد نظارتي، سوء استفاده كرده و چك پولهاي وسيعي چاپ كردند و منابع را به سمت بازرگاني و خدمات سوق دادند كه در نتيجه سهم بخش بازرگاني و خدمات از 4 درصد سال 83 ، به 48 درصد رسيد. چكپولهايي هم كه چاپ شد عمدتاً خلاف قانون بود. در حالي كه طبق مجوز قانوني، بانكها ميتوانند 40 درصد دارايي نقدي خود را چكپول چاپ كنند، اين ميزان در بعضي از بانكها تا 200 درصد [هم] رسيد. در 6 ماهه اول، بانكها ميتوانستند با چكپول 24 هزار ميليارد تومان قدرت خريد ايجاد كنند اما عملاً اين مبلغ بر 120 هزار ميليارد تومان رسيد. در حالي كه كل معاملات ما 270 هزار ميليارد تومان است و در نتيجه حدود 70 درصد قدرت خريد، توليد شد كه برخلاف قانون و خيانت به كشور بود.
مؤسسات مالي و اعتباري نيز در قبال كاهش نقدينگي، به تعهدات خود عمل نكردند و بعضاً با ارائه تسهيلات و خدمات، نقدينگي را در كشور افزايش دادند. به عنوان مثال يكي از اين مؤسسات مالي و اعتباري كه كل سرمايهاش 50 ميليون تومان است و حداكثر تسهيلاتي كه ميتواند ارائه دهد (مطابق قانون) 12 برابر مبلغ سرمايهاش ميباشد، اما اين مؤسسه 3 ميليارد تومان مانده تسهيلات دارد. يكي ديگر از اين مؤسسات، كل سرمايهاش 32 ميليون تومان است كه 650 ميليارد تومان وام پرداخت كرده است.
ب) سلسله قوانين و مقرراتي كه خارج از اراده دولت بوده است:
سال گذشته دولت 25 درصد ماليات را افزايش داده بود كه مجلس آنرا به 45 درصد تبديل كرد. از سوي ديگر برخي از قيمتها افزايش پيدا ميكند و دولت نقشي در آن ندارد، مانند اينكه دولت با افزايش 20 توماني قيمت بنزين مخالف بود. يا در مورد گازوئيل كه تنها حرف افزايش قيمت آن، اثر خود را در جامعه گذاشت. كه در اينگونه موارد، دولت هيچگونه نقشي ندارد.
ج ) افزايش بودجه عمراني كشور :
4/2 برابر شدن بودجه عمراني كشور در سال 85 سبب افزايش نرخ تورم در كشور ميشد.
2_ عوامل خارجي :
افزايش قيمت جهاني نفت، باعث افزايش قيمتها در سطح جهاني شده است كه اين امر خود تأثير بر روي بازارهاي جهاني گذاشته است. در اين باره ميتوان گفت:
الف) از آنجايي كه اقتصاد كشورمان وابسته به واردات است، افزايش قيمت كالاهاي وارداتي در تورم تأثير زيادي داشته است. براساس مطالعات انجام شده در فاصله سالهاي 1338 تا 1385 ، در هر 10 درصد افزايش قيمت كالاي وارداتي، 5/5 درصد تورم افزايش مييابد.
واردات 8 ماهه امسال نسبت به سال قبل از نظر وزني 5/3 درصد كاهش پيدا كرده است، اما از نظر ارزشي 12 درصد قيمت آن افزايش پيدا كرده است و مفهوم آن اين است كه بطور ميانگين، حدود 16 درصد قيمت واردات بالا رفته است. اما برخي از كالاهايي كه به مصرف روزانه مردم مربوط ميشود، افزايش زيادي داشته است. بطور مثال قيمت خوراك دام يا برنج خوراكي 2 برابر، جو 5/2 برابر، ذرت 2 برابر افزايش داشته است. روغن از 650 دلار در هر تن به 1150 دلار در هر تن رسيدهاست. و بطور ميانگين اين اقلام 36 درصد رشد داشته است. ميانگين افزايش قيمتهاي وارداتي با توجه به كاهش وزني آن 16 درصد است كه در اين صورت ما تورمي در حدود 8 درصد را علاوه بر تورم گذشته بايستي تجربه ميكرديم. كه به خاطر اقداماتي كه دولت انجام داده اين 8 درصد اتفاق نيفتاده است.
ب ) كاهش برابري دلار در برابر ساير ارزها :
اقتصاد داخلي ما بر پايه دلار گره خورده است و چون در تمام دنيا، قيمت دلار كاهش داشته ولي ما براساس قوانين قيمت آنرا ثابت نگه داشتهايم، تورم مضاعفي بر اقتصاد پديد آورده است كه البته در دولت سعي كردهايم با كاهش تعرفه، اثرات تورمي آنرا كاهش دهيم.
ج ) صادرات آزاد محصولات به كشورهاي ديگر:
اقتصاد ما در برنامه چهارم تقريباً اقتصاد بازي است و ما نميتوانيم مانع از صادرات هيچ كس بشويم و نميتوانيم عوارض هم بگيريم. قيمتها بالا رفته است. مواد اوليه و چيزهاي ديگر بالا رفته است. قيمت توليد هم بالا ميرود ديگر، با هم ارتباط دارد. اينطور نيست كه ما مرزي دور كشورمان كشيده باشيم و هيچ ارتباطي با اقتصاد بيرون نداشته باشيم. [نمونه اين امر را در محصولات كشاورزي مانند زعفران ميتوان مشاهده كرد كه با افزايش قيمت جهاني آن، عليرغم توليد وسيع داخلي، در كشور نيز قيمت افزايش يافت.]
3 _ تحريك تورم انتظاري:
يك جنگ رواني سازمانيافته عليه دولت جريان دارد. عدهاي با جوسازي كاذب قصد دارند با طرح برخي موضوعات مانند افزايش قيمت نفت، تورم را در كشور بالا ببرند. در حالي كه اگر قيمت نفت صد برابر هم بشود، در اختيار دولت نيست و دولت هر مقداري كه مجلس آنرا تصويب كند، ميتواند هزينه كند و بقيه آن وارد خزانه ميشود.
اينگونه اقدامات و جنگ رواني براي پنهان كردن برخي تخلفاتي است كه در حوزه پولي و مالي اتفاق ميافتد كه اتفاقاً از سوي همين افراد به آن دامن زده ميشود تا عامل اصلي افزايش نقدينگي در كشور، مشخص نشود. برخي روزنامهها نيز جوسازي رواني و فشارهايي به دولت وارد ميكنند و با جنگ رواني سازمانيافته، هر تصميم دولت با فضاسازي منفي مواجه ميشود.
نوعي تورم، تورم القايي است كه از قبل، خبردهي هاي پي در پي صورت ميگيرد تا كالاها گران شوند. نوعي تورم هم كاذب است كه هيچ منبعي ندارد و كاملاً كذب است. از جمله خبرهايي كه در برخي نشريات به صورت متناقض درج ميشود.
تورم مسكن:
همانطوري كه ميدانيم رشد جمعيت در 10 سال گذشته، 10% بوده است اما رشد تشكيل خانواده به خاطر افزايش جمعيت دهه 60، بيشتر از 2 برابر آن بوده است. و با توجه به عدم ساخت مسكن در سالهاي گذشته، تورم مسكن كاملاً قابل پيشبيني بود. تغيير الگوي مصرف، به صورتي كه در سال 1375 در هر واحد مسكوني بطور متوسط 15/1 خانوار زندگي ميكردند كه امروز به 09/1 رسيده است، خود باعث ايجاد تورم در اين بخش ميشود. عواملي از جمله ورود سرمايه بانكهاي خصوصي به بازار مسكن و برهم زدن تعادل موجود، وامهاي بانكي و افزايش نقدينگي در بخش مسكن و تبليغات رواني صورت گرفته از عوامل مهم افزايش قيمت مسكن در سال گذشته بود. به علاوه همواره بازار مسكن داراي جهشهاي تاريخي ميباشد .
در بخش مسكن، ما يك افزايش تاريخي داريم. از سال 1350 تا 1384 رشد قيمت مسكن، خيلي جالب است. هميشه [تورم در] مسكن بوده است. البته اگر منحني اين را بكشيم هر سه چهار سال يك جهش داشته، اما بعضي وقتها اين جهشها بيشتر است. ما در اين هفت هشت سال جهشهايمان كمي بيشتر بوده. علتش هم القايي يا كارسازي گروههاي خاص [بوده است] الآن مسكن رشد كرده، كسي منكر اين نيست اما بخشي از آن القايي و سازمان يافته است.
و ليكن با تدوين طرح جامع مسكن توسط دولت خدمتگزار شاهد ركود در قيمت مسكن هستيم كه در آينده به آن خواهيم پرداخت.
روابط نقدينگي و تورم:
رشد نقدينگي شمشير دولبه است. ما براي توسعه اقتصاديمان نيازمند نقدينگي هستيم. بدون نقدينگي كه اقتصاد نميچرخد. همين سال 1385 اگر ما چهارده هزارميليارد تومان به بخشي از صنعتمان تزريق ميكرديم، اينها چيزي حدود 300 هزار شغل جديد درست ميكردند و ثروت ملي و رشد اقتصاديمان بالا ميرفت. پس نقدينگي، لازم داريم. براي توليد هم نيازمند نقدينگي هستيم. اگر ما رشد هشت درصد را هدف ميگذاريم، متناسب با آن نقدينگي لازم داريم. اما اگر نقدينگي به واسطه برود، اين به ضرر كشور است. بعضيها ميآيند تناسب يك به يك بين نقدينگي و تورم برقرار ميكنند. اين درست نيست. ما كشورهايي داريم كه آنقدر نقدينگي دارند كه به بيرون از خودشان سرريز ميكنند. ميروند جاهاي ديگر سرمايهگذاري ميكنند. ما تلاش داريم كه نقدينگي را به سمت سرمايهگذاري و توليد ببريم. اگر اين اتفاق بيفتد نه تنها تورم نيست، ضد تورم است و ثروت ملي بالا ميرود.
افزايش نقدينگي همواره باعث تورم نميشود و در بسياري از موارد نيز ضروري است؛ از جمله اينكه صنايع كشور امروز با مشكل كمبود نقدينگي براي توسعه خود مواجه هستند و واحدهاي صنعتي براي طرحهاي توسعه و تكميل پروژههاي نيمه كاره خود، نيازمند 14 هزار ميليارد تومان نقدينگي هستند كه در صورت تأمين اين ميزان در سال جاري، 570 هزار شغل ايجاد خواهد شد.
اقدامات دولت در كاهش تورم :
اقداماتي از جمله توزيع اوراق مشاركت و همچنين فعال نمودن بورس از طريق افزايش حجم معاملات و واگذاري بنگاههاي دولتي به مردم كه منجر به كاهش نقدينگي ميگردد، در كنار مديريت درست منابع، كاهش هزينههاي جاري دولت، حمايت از صادرات و فراهم نمودن زمينههاي اشتغال و توليد و افزايش بهرهوري از سوي دولت، براي كاهش تورم صورت گرفته است.
لازم به توضيح است دولت براي كاهش اثرات ناشي از افزايش قيمت جهاني كالاها بر اثر افزايش قيمت نفت، لايحهاي به مجلس اصولگرا تقديم نمود تا 5/1 ميليارد دلار از صندوق ذخيره ارزي را براي تعادل بازار داخلي برداشت نمايد، كه مورد موافقت نمايندگان محترم قرار نگرفت .
حجت الاسلام محمد ابراهيم نكونام ، نماينده گلپايگان و خوانسار و نايب رئيس كمسيون اصل نود مجلس شوراي اسلامي
در خصوص فاكتور هاي برتري آقاي احمدي نژاد اما بايد بگويم برخلاف شايعات موجود يكي از ويژگي هاي دولت ايشان تصميمات كارشناسي شده در دولت است كه بسيار دقيق در حوزه هاي مختلف در حال پيگيري است. توزيع عدالت از ديگر افتخارات ايشان محسوب مي شود كه تفاوت ديگري براي ايشان به حساب مي آيد. عدم انفعال در مقابل استكبار شايد مهمترين مسئله است كه ايشان را از ديگران تميز مي دهد. موضوعي كه ما در دولتهاي گذشته كمتر شاهد آن بوديم ، ساده زيستي ايشان و دولت مردانشان و مقابله با حملات به باورهاي ديني مردم كه در دوران اصلاح طلبي رخ مي داد را مي توان از برتري هاي ايشان ياد كرد. در بحث علوم هم ايشان اهتمام كامل به ابداع علم بومي داشته اند و در واقع رسيدگي كامل به مسائل مربوط به مبتكران و مخترعان انجام داده اند. اميدوارم ملت آگاه ايران با انتخاب مجدد ايشان هم به اصل ثبات مديريت با توجه به 8 ساله شدن دوره و هم به ادامه فعاليت آقاي دكتر احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور دلسوز و مردمي كمك مي كنند.
دكتر سيد امير حسين قاضي زاده هاشمي ، نماينده مردم مشهد مقدس و كلات در مجلس شوراي اسلامي و همچنين عضو كمسيون بهداشت مجلس گفت:
دولت نهم و آقاي رئيس جمهور در واقع جلوي رشد فساد اقتصادي را به خوبي گرفتند و آن را متوقف كردندحتي دست بزرگانشان را هم قطع كردند.
استاد حاج حيدر رحيم پور ازغدي از فعالان دوره نهضت نفت و انقلاب اسلامي در گفتوگويی مكتوب:
دكتر احمدينژاد چه كارهايي كرد كه اگر ديگران بودند، نمي توانستند بكنند؟
دكتر احمدينژاد موفق تر از شهيد رجايي بود و كار را جهاني كرد كه احدي به جز امام و رهبر انقلاب نكرده بود.
بعضي مي گويند احمدينژاد «گوش به حرف نكن» است اين يك انگ است يا واقعيت؟ حسن است يا عيب؟
انتقاد برخي هم به احمدينژاد اين است كه ميگويند احمدينژاد صاحب نظر نيست و گوش به فرمان رهبر و مطيع بي چون و چراي رهبر است و شما با آنكه مي گوييد گوش به حرف كسي نمي دهد، بپرسيد آيا به جز احمدينژاد كدام رئيس جمهور بود كه در برنامه ريزيهاي اقتصادي خود، از همه بزرگان رشته براي اظهار نظر و نقد و انتقاد دعوت كند و چرا وقتي خواست در آن مجلس شركت نكردند؟!
مي گويند احمدينژاد قانون گريز است. آيا حذف سازمان برنامه و بودجه قانون گريزي است؟
ما 2 گونه قانون داريم يكي قوانين الهي كه امام انقلاب فرمود هر چه بر خلاف شرع باشد، بر خلاف قانون هم مي باشد، زيرا مردم به جمهوري اسلامي رأي دادند. يكي هم قوانين اجق وجقي كه دشمنان رند و دوستان ساده دل بر پايه مصلحت وضع كرده اند و به شكم انقلاب ما چپانده اند. حال اگر احمدينژاد از قوانين الهي مي گريزد، خطاكار است، ليكن اگر از قوانين دست و پاگيري كه كشور را فلج مي كند، مي گريزد، مقلد امام و رهبر است..
چرا مهندس ميرحسين موسوي كه بحث عدالت را طرح كرده است مانند دكتر احمدينژاد اين دعوا را پي نمي گيرد؟ چرا جنس دعواهايش از جنس دعواهاي آقاي خاتمي است نه از جنس دعواهاي امام يا احمدينژاد؟
آقاي مهندس موسوي و آقاي خاتمي هم انديشه مي باشند و انديشه هاي بنيادي هيچكدامشان با طرز تفكر احمدينژاد يكسان نيست. عدالتخواهي هم كار هر كس- هر كس نيست، زيرا هردوي اين دو بزرگوار پيش از احمدينژاد رئيس دولت بودند و مزه عدالتخواهياشان را مردم چشيده اند!
مهندس مير حسين موسوي مي گويند: مديران مياني ما حاضرند با همه كار كنند. حضرت عالي بارها تأكيد كرده ايد لايه هاي مياني در ادارات يا مهره راستيهايند يا عنصر چپيها و اختيار دست احمدينژاد نيست لذا فساد اداري هنوز اصلاح نشده است. آيا اين تاكيد آقاي مهندس موسوي نظر شما را عوض نمي كند؟ چرا؟
البته كه اكثريت مديران مياني شما مي توانند با 180 درجه چرخش هم با راستي ها كار كنند و هم با چپي ها! ليكن آنجا كه خواسته باشند با عدالتخواهي همكاري كنند، بر مي خروشند! من اين را شهادت مي دهم كه مردم در دوره احمدينژاد رنج بيشتري از ادارات كشيدند و هر كه عدالتخواه تر بود، بيشتر. زيرا پشت ميز ها يا راستي اند يعني روي شاخه سمت راست فلاخن نشسته و يا چپي اند يعني شاخه سمت چپ فلاخن را گرفته اند، و اين هر دو دشمن خوني عداالتخوهان مي باشند و آقاي مهندس موسوي پيشتر مسئوليت داشته اند.
بعضي مي گويند سياست خارجي دكتر احمدينژاد فاجعه است و بعضي مي گويند افتخار، حضرتعالي چه نظري داريد؟
هر دو درست مي گويند زيرا براستي براي برخي فاجعه بود و براي برخي افتخار. اين را كه سياست احمدينژاد چگونه بوده است، از رهبر انقلا ب بايد شنيد.
حجتالاسلام مجتبي ذوالنور جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي يكشنبه شب در تجمع بزرگ ياوران ولايت در حسينيه ثارالله اهواز اظهار داشت: در هشت سال دوران اصلاحات به اركان و ارزشهاي امام راحل (ره) و آرمانهاي انقلاب اسلامي هجمه وارد شد.
به گزارش دولت يار،وي افزود: در دوران اصلاحات كدام يك از آرمانهاي امام (ره) مورد تعرض قرار نگرفت و اگر حملهاي اتفاق افتاد از كدام يك از آنها دفاع كردهاند و اگر دفاع كردند آيا با هجومآورندگان و معترضان به آرمانهاي امام (ره) ارتباط خود را گسستند، بايد در اين باره براي مردم پاسخي شايسته داشته باشند.
ذوالنور ادامه داد: به چه عنوان امروز از نام، خط ، راه و تاييد امام (ره) حرف ميزنند و تحت چه عنواني در سفرهاي تبليغاتيشان اجازه ميدهند شعارهاي مرگ بر بسيج داده شود در حالي كه امام فرمود افتخار من اين است كه خود بسيجيام.
جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ولايت فقيه را ستون خيمه انقلاب دانست و بيان داشت: در كدام تريبون شما به اركان انقلاب و ولايت فقيه حمله نشد و چرا امروز برخي از مدافعان شما در شهرهاي كشور ميچرخند و هنگامي كه ميخواهند نامي از ولايت فقيه ببرند، به عنوان استبداد ديني از آن نام ميبرند.
ذوالنور تاكيد كرد: معتقديم كه تنها راه حق پيروز است و بايد براي قرار گرفتن در راه حق در مسير وليفقيه و رهبري بود و مسير خود را با ولايت فقيه مشخص كنيم.
ذوالنور افزود: امروز دولت تلاش دارد تا 30 هزار ميليارد ريال وامهايي كه به نورچشميها داده شده و با اين پولها در و ديوار شهرها را زينت ميكنند، را به بيتالمال برگرداند.
وي ادامه داد: در گذشته زندگي كردن، كار افراد ارتجاعي است، ديروز هر كه بوديد آيا امروز هم ديروز را حفظ كرديد و آيا امروز از ديروز خود پشيمان نيستيد.
ذوالنور خاطرنشان كرد: در پناه و سايه تفكر بسيجي و ولايتمداري بود كه افتخارات زيادي نصيب جمهوري اسلامي شد، رهبري اين همه تاكيد كردند كه تخريب و بيانصافي نكنيد چرا افكار عمومي را فريب ميدهيد و چرا سياست خارجي را زير سوال ميبريد و بيان ميكنيد كه در دنيا منزوي شدهايم.
وي با اشاره به دوران هشت ساله اصلاحات تاكيد كرد: در دوران اصلاحات كه آمريكا به عراق و افغانستان هجوم آورد، مگر مجلس ششم شما نبود كه 127 نماينده به رهبر نوشتهايد كه تماميت ارضي ما در خطر است و كيان نظام و مملكت در معرض نابودي است، دشمن ما را محاصره كرده و هر لحظه ممكن است انقلاب و مملكت به خطر بيفتد.
ذوالنور گفت: صحبت از قانونمداري، حقوق شهروندي و حقوق بشر ميكنند، اين در حالي است كه ابتداييترين حق شهروندان حق تحصيل است، چرا برخي از افرادي كه دم از اين شعارها ميزنند اين اجازه را ميدهند كه در جلسات آنها كساني كه بغض و كينه بسيجي را دارند، مطرح كنند كه بسيج حق تحصيل ندارد.
جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گفت: امروز سايه تهديد از اين مملكت دور شده آيا اين جز در سايه تفكر ديني، مقاومت و حضور فعال بسيجيان ايجاد شده است؟
ذوالنور افزود: در دوران اصلاحات با سياست تنشزدايي، چه دوستي براي كشور ايجاد كرديد و با كدام كشور رابطه حسنه برقرار كرديد كه امروز آن سياستها را از دست رفته ميدانيد و چرا اجلاس دوربان را زير سئوال ميبريد در حالي كه امروز سياست و ديپلماسي جمهوري اسلامي متناسب با شان انقلاب است.
دكتر احمدي نژاد طي سخناني در جمع پرشور و گسترده مردم شهرستان پاكدشت با اشاره به اشتباهات برخي مديران پيش از دولت نهم گفت: برخي مديران به جاي ترجيح منافع ملت بر ساير مسائل جريانات ديگري را بر منافع ملت ترجيح دادند كه همه ما شاهد بوديم كه يك مدير و يك رئيس شركت چندين سال بر مسند كار بود و در هر مقطع تصميمات خلاف مصلحت عمومي براي پركردن جيب خود اتخاذ ميكرد و پر كردن جيب خود و دوستانش را بر منافع ملت ترجيح ميداد و زماني كه مردم كشور به او اعتراض ميكردند به جايي اينكه با آن مدير برخورد شود از آن مدير دفاع ميكردند و در شهرها به گونهاي فضا شكل گرفته بود كه مردم نميتوانستند از يك بخشدار انتقاد كنند و افراد منافع ملت را قرباني دفاع از يك مدير ناكارآمد ميكردند.
وي همچنين اظهار داشت: در همين تهران همان كسي كه اعتراف كرد صدها ميليون تومان در سال 72 براي حزب و گروه خود از بيتالمال هزينه كرده است برخي به جاي مجازات او از وي حمايت كردند و تلاش كردند تا او را به عنوان يك قهرمان ملي معرفي كنند.
رئيس جمهور با اشاره به وظيفه دولت در عزل يك مدير ناكارآمد گفت: در حالي كه وظيفه دولت اين است كه اگر مشاهده كرد كه يك مسئول ،حقوق و منافع ملت را زير پا گذاشته بايد با او برخورد كند و بلافاصله او را از سمتي كه قرار دارد عزل كند چه برسد به اينكه بفهمد مديري از مسئوليت خود براي اندوختن مال و ثروت براي خود، اقوام و دوستانش استفاده كرده است چنانچه حضرت علي(ع) ميفرمايد بايد چنين فردي را به مردم معرفي كنيد تا ديگران جرات نكنند به بيتالمال دستاندازي كنند.
احمدي نژاد ادامه داد :سالها به جاي اينكه طرف مردم و انقلاب گرفته شود برخي مردم و انقلاب را فداي دوستان، آشنايان، هم حزبيها و افراد خاصي كردند حتي آنها به من اعتراض ميكردند كه چرا برخي را در دولت بركنار ميكنيد و من به آنها پاسخ دادم مسئولي كه بفهمد زيرمجموعهاش مشغول سوء استفاده بوده و يا مدير تحت نظرش از مردم كنارهگيري كرده است قانوناً و شرعاً حق ندارد به آن مدير متخلف اجازه كار بدهد.
وي عزل مديران و مسئولان ناكارآمد و متخلف را وظيفه دولت اسلامي دانست و اظهار داشت: اين مناصب و پستها ارث پدري كسي نيست و به نام كسي سند زده نشده است واين گونه نيست كه اگر كسي آمد بايد 4 سال و يا 20 سال بماند و اگر دولت متوجه شد كه كسي دچار خطا و اشتباه شده دولت حق ندارد او را در آن سمت نگه دارد و آن فرد متخلف را ملت تحميل كند.
رئيس جمهور ادامه داد: اين خوب است كه مديران در سمتها ثابت بمانند اما شرط اين منطق اين است كه در مسير اسلام و انقلاب و مردم ،پاك و صادق بمانند و از نگاه مردم هر كسي چنين ويژگي را نداشت او بايد عزل شود.
دكتر احمدينژاد وظيفه اصلي برخورد را با گردنكلفتهاي مفسد دانست و گفت: برخورد با 4 يا 5 آدم ضعيف گرچه لازم است اما اين امر نميتواند پايههاي دولت اسلامي را مستقر كند بلكه در منطق دولت اسلامي برخورد با متخلفان بايد از گردن كلفتها شروع شود و بايد اول جلوي آنها گرفته شود و مسير اداره كشور را به گونهاي تنظيم شود كه عدهاي خيال نكنند كه منابع كشور ارث پدري آنهاست.
وي دفاع از حقوق ملت را سختترين وظيفه دولت اسلامي برشمرد و گفت: پافشاري بر حقوق ملت سنگينترين بخش كار دولت اسلامي است چرا كه زيادهخواهان تحمل نميكنند كه با آنها برخورد شود و حق ملت از آنها گرفته شود همانند صدر اسلام كه برخي در كنار حضرت علي (ع)و پيامبر (ص) شمشير ميزدند زماني كه وقت كوتاهكردن دست آنها از بيتالمال فرا ميرسد آنها با شمشير در برابر حضرت علي(ع) ايستادند و مقاومت كردند.
رئيسجمهور با اشاره به اختصاص وام به جوانان براي ايجاد اشتغال گفت: اگر دولت بخواهد كار و فعاليت ايجاد شود بايد وامهاي بانكي را كنترل كند و به دست جوانان، كشاورزان و صنعتگران برسانند تا با ايجاد اشتغال، درمان و كارخانه كشور پيشرفت كند.
احمدينژاد ادامه داد: وقتي يك فرد وامي كوچك دريافت ميكند زماني كه قسط او عقب ميافتد براي او اختياريه ميفرستند اما برخي كه وامهاي ميلياردي گرفتهاند و به جايي اينكه آن را در بازار اشتغال و صنعت به كار بگيرند آن را وارد بازار مسكن كردهاند زماني كه از آنها ميخواهند آن وام را بازگردانند صدها حنجره به هوا ميرود و هزاران تلفن به صدا در ميآيد و آن فرد را تهديد ميكنند.وي افزود: 90 درصد وامهاي بانكي، بالاي يك ميليارد تومان است و بسياري از وامهايي كه قسط هاي آن عقب افتاده متعلق به همين 90 درصد است و كساني وامهاي كلان گرفتهاند و حاضر هم نيستند آنها را بازگردانند.
رئيس جمهور در پاسخ به سيل تهمتها و اشتباه خواندن سياستهاي اقتصادي دولت نهم گفت: اگر سياست درست اقتصادي اين است كه پولهاي كشور توي جيب يك عده خاص برود و مردم محروم باشند ما از اين سياست بيزار هستيم.
احمدينژاد افراد سرمايهگذار واقعي را افرادي با حساب پاك دانست و گفت: افرادي كه با سرمايهگذاريهاي خود اشتغال ايجاد ميكنند و دامداري و كشاورزي را رونق ميدهند حسابشان پاك است و ما با آنها كاري داريم اما اگر قرار باشد عدهاي پولها بردارند و عليه منافع ملت استفاده كنند اين امر را فاقد منطق اقتصادي ميدانيم و اگر برخي اين سياستها را غلط ميدانند ما با اين حرفها كاري نداريم چرا كه ما نوكر و خدمتگزار مردم هستيم.
وي با اشاره به تخلف يكي از معاونان وزارت نفت و بركناري آن فرد گفت: من در بخش نفت مطلع شدم كه يكي از محصولاتي كه در كشتيها مصرف ميشود را به يك دلال در امارات ميفروشند .بنده سئوال كردهام كه چرا اين كار را ميكنيد واين محصول را يكجا به يك فرد ميفروشيد و چرا در بندرها در مرزهاي خودمان اين كار را نميكنيد.از اين رو فردي را براي تحقيق فرستادم كه گزارش داد همه كشتيها ترجيح ميدهند اين محصول را در بنادر ايران بخرند. و از اينكه براي خريد محصول به امارات ميروند ناراحت هستند.
رئيسجمهور ادامه داد: من به وزير نفت گفتم كه ديگر حق نداريد اين محصول را به امارات بفروشيد لذا بايد آگهي بدهيد و در همين ايران به مردم خودمان اين امر را بسپاريد تا خود آنها با ساخت امكاناتي در بنادر ،اين محصول را به كشتيها بفروشند اما زماني كه آگهي داده شد ملاحظه كردم آقايي كه به يكي از سران كشور وابسته است و 15 سال اكثر قراردادها را به جيب خود ريخته ،اين قرارداد هم به او واگذار شده است و زماني كه اين امر را مشاهده كردم گزارش و سابقه آن را فرد را خواستم و وقتي فهميدم كه يكي از معاونان وزير نفت اين كار را كرده او را عزل كردم و امروز همان فرد در روزنامهها و رسانهها عليه دولت مصاحبه ميكند و ميگويد كه سياست اقتصادي دولت غلط است . ما تهمتها، توهينها، بيادبيها را تحمل ميكنيم اما امضاي يك قرارداد كه يك ريال هم از آن عليه ملت باشد را تحمل نميكنيم.
احمدينژاد با اشاره به فشارها، توهينها و تهمتها در مساله هستهاي به دولت گفت: به خاطر مسائل هستهاي و اينكه دشمنان پشت مرزهاي ما بودند و ما درگير اين مسائل بوديم براي اينكه خدمت به مردم با ورود به اين مسائل لطمه نبيند ما وارد نشديم اما امروز براي دفاع از ملت مجبورم پرونده يك گروه را كه 24 سال در مناصب اجرايي كشور حضور داشتند و ريشه مشكلات كشور را به وجود آوردهاند را فاش كنم و در برابر چشم ملت قرار خواهم داد.
وي افزود: در تلويزيون و در مناظرهها پرونده اين افراد را افشا خواهم كرد اما من اهل تهمت و بيادبي نيستم البته همه اين پرونده ها را روي ميز نميآورم و اجازه ميدهم اگر ملت بارديگر من را برگزيد آن وقت همه آنها را در پيشگاه ملت محاكمه ميكنيم و حقوق ملت را به بيتالمال باز ميگردانيم.
محمود احمدينژاد رئيس جمهور كشورمان طي سخناني در جمع پرشور مردم پاكدشت كه در وزرشگاه پازوكي اين شهر تجمع كرده بودند در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به عرصه دوم وظايف دولت براي دفاع از حقوق ملت گفت: عرصه دوم كه جزو وظايف دولت محسوب ميشود و بايد از عزت و استقلال مردم دفاع كند،عرصه سياست خارجي است و در عرصه سياست خارجي دولت بايد از عزت ملت با شجاعت دفاع كند. شما ميدانيد كه اگر يك ملتي تحت شرايط تهديد زندگي كند امكان برنامهريزي و پيشرفت براي او بوجود نميآيد و تا زماني كه دشمن يك چماقي را در دست گرفته و هر روز ملت را تهديد ميكند، يك روز بهانه حقوق بشر و يك روز مسئله هستهاي را بهانه ميكند در چنين شرايطي يك ملت نميتواند راه درست پيشرفت را طي كند و اولين وظيفه يك دولت اين است كه با پشتوانه ملت تهديد را از سرزمين و منافع ملي دور كند.
وي افزود: همه شما 5 سال گذشته را در قضيه هسته اي به ياد داريد كه دشمنان آمدند و با فشار ،تقاضاهايي را مطرح كردند و در آن زمان با شعار اينكه ما بايد تنشزدايي كنيم، و بايد گفتگو كنيم دشمنان قدم به قدم خواستههاي خود را مطرح كردند و آن را افزايش دادند ولي از اين سمت، قدم به قدم عقبنشيني صورت گرفت و تعهد كردند تا جايي كه چندين قرارداد خانمان برانداز را بدون تصويب مجلس بر ملت ما تحميل كردند و متن اين قراردادها آن طوريكه اتفاق افتاد به اطلاع مردم نرسيد.
رئيسجمهور با اشاره به ماجراي هستهاي گفت: در ماجراي هستهاي آنها همه تاسيسات را پلمپ كردند و آزمايشگاهها و رشتههاي دانشگاهي را هم درخواست تعطيلي دادند و اعلام كردند كه رشتههاي منتهي به مسئله هستهاي بايد تعطيل شود.
احمدينژاد ادامه داد: در آن شرايط رئيس دولت وقت ،در افغانستان و در عراق و در موضوع هستهاي با آنها كمال همكاري را انجام داد و كمال عقبنشيني را انجام داد و تقريبا كليد هستهاي را براي هميشه تحويل آنها داد و پس از اين همه همكاري كه تحت شعار تنشزدايي انجام شد، آقاي بوش پشت تريبون آمد و ايران را محور شرارت ناميد و گفت كه بايد به ايران حمله كنيم و بدانيم كه اين اخلاق مستكبران است كه اگر در برابر آنها عقبنشيني كنيم آنها تا انتها ميآيند.
وي اظهار داشت: غربيها آنقدر پررويي كردند و گفتند كه ما بايد همه مراكز شما را بازرسي كنيم و من به آنها گفتم كه دليل اين كار چيست و آنها پاسخ دادند كه ممكن است شما كار مخفي انجام دهيد ومن به آنها گفتم كه اين كار ممنوع است و اگر كسي اجازه دهد مامورين غربي پايشان را در يك مركز نظامي ما بگذارند، من آن كسي كه اجازه اين كار را داده است همراه با آن مامور به جايي خواهم فرستاد كه راه خانهشان را گم كنند.
رئيسجمهور با اشاره به هدف غربيها براي بازرسي از تاسيسات نظامي ايران گفت: دشمنان به بهانه مسائل هستهاي قصد داشتند از قدرت دفاعي ما مطلع شوند تا دشمنان به راحتي بتوانند نقشههاي بوش را پياده كنند. زماني كه يك چماق بالاي سر يك ملت است، امكان عزت و پيشرفت وجود ندارد. اولين وظيفه دولت اين است كه آن چماق را از دست دشمن بگيرد و توي سر خود دشمن بكوبد و خرد كند. و الا تا زماني كه آنها خودشان را مالك ومحق ميدانند وايستادهاند و هر روز تهديد مي كنند هيج كاري نميتوان كرد و مي بايست يك بار براي هميشه اين تهديد كنار مي رفت.
احمدينژاد گفت: برخي به ما ميگويند براي رفع تهديد كوتاه بياييد و لبخند بزنيد و چرا از موضع قدرت با آنها برخورد ميكنيد اما من پاسخ ميدهم منطق ما روشن است. ذات استكبار پررويي و تجاوزطلبي است و اگر در برابر متكبر تواضع كنيد آن متكبر پرروتر ميشود و زياده خواهي بيشتري ميكند و فهرست طلبكاريهاي خود را افزايش ميدهد. و اگر بخواهيم جنگ و تهديد را از سرزمينتان دور كنيد بايد از موضع قدرت و شجاعت و البته با تدبير اين كار را انجام دهيم.
وي با اشاره به سخن يكي از مسئولان در صدا و سيما مبني بر حمله آمريكا به ايران گفت: شما يادتان است كه چند سال قبل يك عزيزي در تلويزيون آمد و اعلام كرد كه يك ماه ديگر آمريكا به ايران حمله ميكند و آن مجري از وي پرسيد كه آيا جدي ميگويي وآن فرد در صحبتش تاكيد كرد و گفت من از اين موضوع خبر دارم. من به محض اينكه اين حرف را شنيدم ناراحت شدم و در برنامه تلويزيوني اعلام كردم كه چنين چيزي محال است چرا كه ملت ايران مقتدر است و اگر هر قدرتي بخواهد تجاوزي به اين ملت بكند قبل از اينكه دست آن متجاوز بر روي ماشه برود ملت دست آن دست را از بازو قطع خواهد كرد. شما مشاهده كرديد كه آنها جرات نكردند به ايران حمله كنند و همان افرادي كه 5 سال پيش بحث حمله به ايران را مطرح ميكردند، و ايران را محور شرارت ميناميدند امروز بر سر تائيد و تمجيد از ايران مسابقه گذاشتند و اعلام ميكنم كه ايران كانون تمدن و فرهنگ است و بدون ايران نميشود منطقه و دنيا را اداره كرد و تقاضاي گفتگو و همكاري با ايران را دارد.
رئيسجمهور با بيان اينكه اگر در برابر مستكبر كسي تواضع كند حتما عزتش لجن مال ميشود،گفت: امروز ملت ايران عزيز است و بدانيد كه راه همين عزت ومقاومت است كه البته بايد با تدبير همراه باشد. و بنده شما را با مواردي كه در اين 4 سال گذشت، و برخي از داخل همراه با دشمن چه فشارهايي به ما آوردند ،و ما را دعوت به سازش كردند خسته نميكنم.
احمدينژاد در ادامه اظهار داشت: اگر ملتي بخواهد مستقل باشد و در امنيت به سر ببرد،و بتواند سازندگي كند و اقتصاد خود را رونق بخشد بايد در مسائل جهاني با اقتدار و با شجاعت و باتدبير وارد شود و اين راه و خط و مشي ملت ايران است. اگر خداوند عنايت كرد و به دست شما مسئوليت به من سپرده شد وقتي به سازمان ملل بروم خطاب به اين كشورهاي به اصطلاح قدرتمند خواهم گفت كه كداميك از شما جرات حمله به ايران را داريد.
وي با ابراز تاسف از برخي اظهارنظرات افراد داخلي همگام با دشمن گفت: برخي در داخل همراه با صهيونيستها از اينكه ما ميگوييم صهيونيستها آدمكش،كودككش و جنايتكار هستند ناراحت ميشوند و مي گويند چرا به آنها اعتراض ميكنيد اما اين صهيونيستها 30 سال است كه ما را تهديد ميكنند و ميخواهند به ايران حمله كنند ولي برخي آقايان ميگويند چرا شما هولوكاست را دروغ خوانديد اما سوال اين است كه آيا ما بايد منتظر بنشنيم تا از آنها در داخل كشور استقبال كنيم در حالي كه امام علي (ع) فرمودند هر كسي از دشمن در داخل خانه خود استقبال كرد به ذلت ميافتد.
رئيسجمهور ادامه داد:دولت موظف است با ديپلماسي اقتدار كاري كند كه رژيم صهيونيستي و اربابان آنها جرات حمله به ايران را نكنند اما برخي در داخل ميگويند كه شما هزينه توليد كردهايد و به آنها ميگويم كه جز چند سفر من و فريادهاي مرگ بر صهيونيست ،چه هزينهاي پرداخت شده است ؟ ما امروز به جايي رسيدهايم كه خودشان هم اعتراف ميكنند كه ديگر نميتوانند در برابر ملت ايران غلطي بكنند و امروز ملت ايران قهرمان و مقتدر است و اجازه نميدهيم آنها براي ما تصميم گيرند.
احمدينژاد با اشاره به اعتراض برخي افراد داخلي از حمايت دولت از لبنان و فلسطين گفت: رژيم صهيونيتسي و اربابان او و هفت جد و آباد آنها نميتوانند غلطي بكنند اما برخي در داخل ميگويند كه چرا از لبنان و فلسطين حمايت ميكنيد لابد آنها انتظار دارند كه دشمن مقاومت لبنان و فلسطين را بشكند و به پشت مرزهاي ما برسد و پس از آن ما با آنها مبارزه كنيم اما حتي اگر آنها ما را تهديد نميكردند ما خود را موظف به حمايت از لبنان و فلسطين ميدانستيم.
وي با اشاره به تصميمات دولت براي شهرستان پاكدشت گفت: گازرساني، احداث خط راهآهن شهري، ساخت بيمارستان پاكدشت، واگذاري زمين براي مسكن مهر، تاسيس ساخت مجتمع فرهنگي و هنري و استاديوم ورزشي ، ساخت دو مجموعه ورزشي براي دختران و دو مجموعه ورزشي براي پسران از جمله تصميمات دولت در جلسه هيات دولت مخصوص تهران خواهد بود.
رئيس جمهور در پايان خاطرنشان كرد: امروز شما مردم پاكدشت موجب عزت، ملت ايران و اميد ملتهاي مظلوم دنيا هستيد.
|
حمايت آيت الله خوشوقت ( حفظه الله) از احمدي نژاد |
|
|
|
|
|
|
|
به گزارش سحرنيوز ديروز آيت الله خوشوقت از اساتيد برجسته
اخلاق حمايت كامل و محكم خود را از احمدي نژاد اعلام كرد.
ايشان فرمودند:
مديون خون شهدا هستيم اگر به ادامه راهشان
رأي ندهيم.
|
در محضر حضرت آیت الله خوشوقت
آیتالله عزیز خوشوقت در دیدار با اعضای ائتلاف رایحه خوش خدمت گفت: هم خودتان با تحقیق و مطالعه در گذشته افراد رای دهید و هم دیگران را ترغیب به این کار کنید تا افراد ناسالم به عرصههای مدیریتی نظام راه نیابند. به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس، آیتالله عزیز خوشوقت از علمای برجسته تهران بعد از ظهر امروز دوشنبه در دیدار جمعی از مسئولان ستادهای انتخاباتی مناطق تهران ائتلاف سراسری رایحه خوش خدمت گفت: شما در انتخابات دو وظیفه بر عهده دارید یکی اینکه خودتان با تحقیق به افراد مناسبی رای دهید و یکی اینکه به دیگران کمک کنید که افراد سالم را وارد عرصه مدیریتی کشور کنند و باید سعی کنید کسانی به این عرصهها راه یابند که از نظر مادی و معنوی سالم باشند. خوشوقت با بیان اینکه ملاکهای کاندیدای اصلح را مقام معظم رهبری مشخص نمودهاند، افزود: اگر افراد ناسالم به عرصههای مدیریت و اداره کشور وارد شوند هر کس به اندازه قصوری که در راهیابی این افراد متوجه اوست در خیانتهای این افراد شریک خواهد بود. در این بین مجلس خبرگان خیلی حساس و مهم است و بعضی افراد که نغمه خطرناک ایجاد شورای رهبری را مطرح میکنند نباید به این مجلس راه یابند و لذا شما باید تلاش کنید هم خودتان با تحقیق در گذشته افراد به آنها رای دهید و هم دیگران را راهنمایی کنید که به افراد سالم رای دهند. وی با بیان اینکه تا به حال افراد ناسالم نتوانستهاند به مجلس خبرگان راه یابند، اظهار داشت: شما باید تلاش کنید افرادی که به مجلس خبرگان وارد میشوند حتما سالم باشند و دارای هیچ انحراف و اشکالی درباره رهبری نظام نباشند. خوشوقت با اشاره به اینکه نتیجه رای مردم در همان تکه کاغذ تعرفه رای خلاصه نمیشود، تصریح کرد: تمام اتفاقات و تبعات ورود افراد ناسالمی که در اثر غفلت ما به عرصههای مدیریت کشور به خصوص مجلس خبرگان راه مییابند ناشی از همان رای ما خواهد بود و ما باید رایی بدهیم که در آخرت بتوانیم در قبال آن به خدا پاسخ بدهیم. وی بیان داشت: عده کمی طرفدار آمریکا در بین ما هستند که تلاش دارند به مجلس خبرگان، ریاست جمهوری و جاهای دیگر نظام راه یابند و اکنون نیز که آقای احمدینژاد در مصدر کار است تمام تلاش آنها این است که ایشان را به شکست بکشانند و وظیفه شما این است که اجازه ندهید این افراد از فیلترهای تعبیه شده در مسیر ورود به عرصه مدیریتی کشور عبور کنند و این مسئولیتی بزرگ برعهده شماست. این عالم دینی با اشاره به اینکه خیلی از مردم متاسفانه عادت نکردهاند با تحقیق و دقیق و با مطالعه گذشته افراد به آنها رای دهند، گفت: متاسفانه برخی از مردم در روز رای دادن از روی عکس افراد رای میدهند و بسته به اینکه کدامیک از عکسها نظر آنها را جلب کند به همان فرد رای میدهند. شما باید کاری کنید که در اثر رای به آدمهای ناصالح و ناباب خون شهدا پایمال نشود و بدانید که رای دادن بدون تحقیق خیانت به بیتالمال، اسلام، دین و استقلال کشور است و خطری بزرگ برای نظام خواهد بود که تحقق یا عدم تحقق آن با رای من و شما اتفاق خواهد افتاد.
خاطرات دکتر احمدی نژاد
روزگاري شد و كس مرد ره عشق نديد!
1
دكتر ارادت زيادى به امام رضا عليه السلام دارد.
تا قبل از عهده دارى شهردارى تهران ، به همراه خانواده اش ،با پيكان مدل پايين و بعدها پژو 504 مدل 1979 ميلادى كه هنوزهم اتومبيل شخصيشان همان است، به پاى بوسى امام رضا عليه السلام مى رفتند.
در زمان شهردارى تهران با هزينه ى شخصى، ماهى يك بار به زيارت ثامن الحجج عليه السلام مى رفت. يكى - دو ساعت زيارت مى كرد .به فرودگاه برمى گشت و با پرواز همان روز مشهد-تهران ، بر مى گشت. توقف طولانى مدتِ دكتر در مشهد، زمانى بود كه با خانواده اش مى رفت.
به محض پيروزى در انتخابات رياست جمهورى و استقرار در مقام رياست جمهورى ، اولين كارى كه كرد، رفتن به پاى بوسى امام رضا عليه السلام بود.
اولين جلسه ى هيئت دولت را هم در حرم حضرت على بن موسى الرضا برگزار كرد.
بااين مقدمه كه يكى از دلايل اقتدار و پيشرفت ايران بهره مندى از توجهات امام هشتم عليه السلام است. و ما در اولين جلسه ى هيئت دولت از ايشان كمك مى خواهيم.
2
آن زمان من مسئول فرهنگى دانشگاه علم و صنعت بودم. براى ديدار از مناطق جنگى جنوب ،دانشجوها را به خوزستان برده بوديم.
دكتر هم به همراه يكى-دو نفر ديگر از اساتيد به دعوت ما آمده بودند. شب اوّل جاى مناسبى براى اسكان نبود. بچه ها را در سدّ كارون اسكان داديم. پتو هم به اندازه ى كافى نبود.
آن شب تا صبح من و دكتر نشستيم با هم به صحبت كردن.
انگار يكى از ماها بود. اصلا"به روى خودش نياورد جايى براى استرحت و پتويى براى گرم شدن ندارد.
***
شب بعد هم براى اسكان دانشجوها به مشكل برخورديم. بعد از كلى دوندگى بالاخره جايى پيدا كرديم و دانشجوها را اسكان داديم.
يكى از بچه ها كسالت شديدى پيدا كرده بود و بايد او را به يك مركز درمانى مى رسانديم.
دكتر كه متوجه مشغله ى زياد ما شده بود،گفت آن دانشجو را براى معالجه به يك بيمارستانى-جايى مى رساند.
وقتى برگشتند، آن دانشجو به دوستانش گفته بود،پول ويزيتش را دكتر ،خودش حساب كرده و به او اجازه نداده دست به جيبش ببرد!
***
آن شب قرار بود شام را از جايى خارج شهر برايمان بياورند.
وقتى آوردند، ديديم يخ كرده. با وجود خستگى زياد، با چند نفر از بچه ها ديگ غذا را برديم داخل آشپزخانه ى محل اسكان تا دوباره گرم كنيم.
ديديم دكتر هم آمد داخل آشپزخانه و از ما پرسيد اگر كمكى لازم داريم بيايد كمكمان.
خسته و مستأصل گفتيم :نه !آقاى دكتر !شما بفرماييد.الان غذا رامى آوريم!
دكتر بدون توجه به تعارفِ ما آمد تو و شروع كرد به كمك به ما تا غذا را گرم كنيم.
داخل ظرف ها بكشيم و بين دانشجوها توزيع كنيم.
3
در مراسم اختتاميه ى اردوى جنوب، از طرف دانشگاه به اساتيدى كه همراهمان آمده بودند ،نفرى يك لوح تقدير و يك سكه ى بهار آزادى داديم.
بعداز بازگشت از اردوى جنوب، دكتر مرا به اتاقش خواست و گفت مى خواهد به واحد فرهنگى دانشگاه كمك كند.
مبلغى معادل بهاى سكه را كه داخل پاكتى گذاشته بود داد دستم.
4
هر وقت دانشگاه از اساتيد تقدير مى كرد، مبلغى پول يا سكه به آنها هديه مى كرد، دكتر آن را به بهانه هاى مختلف با همان عنوان هديه به خدماتى ها مى داد.
5
در سال 69-1368 دانشگاه علم وصنعت زمينى را از سازمان تبليغات خريده بود تا بين اساتيد و كارمندان دانشگاه تقسيم كند.
اسم دكتر هم در فهرست بود. اما ايشان از دانشگاه خواست اسمش را خط زده و سهيه اش را به كس ديگرى بدهند.
6
يكى از رفتارهاى جالب دكتر اين است كه از زمان شهردارى تا به حال كه رئيس جمهور است، ريالى حقوق از تصدى اين پست ها نگرفته. و به همان حقوق استادى دانشگاه كفايت مى كند.
7
دكتر عادت ندارد كارهاى شخصيش را به كسى واگذار كند.
خدماتى ها از خدا شان هست كه دكتر به آنها كار بسپارد. اما بارها شده وقتى مثلا" با تلفن كار دارد و گوشى دور از دسترسش هست، به منشى و خدماتى ها كه آنجا براى انجام وظيفه ايستاده اند، نمى گويد گوشى را به من بده ! خودش بلند شده دور زده . گوشى را برمى دارد !
8
باغبان خانه ى ريس جمهور،خود دكتر است.
توى حياط خانه اش باغچه درست مى كند.خاك و كود مى ريزد وگل و سبزى و نهالِ درخت مى كارد.
9
دكتر گاهی تسبيح ، انگشتر و حتى كاپشنى كه مى پوشد را هديه مى دهد.
يعنى مردم نامه مى نويسند. از او مى خواهند. او هم از ما،كارمندانِ دفتر مى خواهد به آدرس درخواست كننده پست كنيم.
براى خودش هم دوباره يكى ديگر تهيه مى كند.
يك بار به شوخى به بچه هاى دفتر گفتم: رياست جمهورى از لحاظ اقتصادى خيلى به ضرر دكتر بوده .چون دكتر از وقتى رئيس جمهور شده خرج و مخارجش كمتر نشده كه بيشتر هم شده!
10
آن موقع ها كه دكتر شهردار بود، خبرنگارى از ايشان پرسيد چرا ازشهردارى حقوق نمى گيرد؟
دكتر گفت چون كارمند دولت است و حقوق استادى دانشگاه براى او كافى است.
خبرنگار: شما فرزند داريد. فرزندان شما نياز به حمايت شما دارند.
دكتر: هم من و هم همسرم كه فرهنگى است ازدولت حقوق مى گيريم. بسِّمان است.
وظيفه ى ما اين است كه هزينه ی تحصيليشان را فراهم كنيم.كار و زندگيشان باخودشان است.
مگر پدرِمن به من كار و خانه داد. خودم زحمت كشيدم. درس خواندم. كاركردم.
تلاش كردم تا توانستم با زحماتم يك خانه ى قسطى بخرم.بچه هاى من هم خودشان بايد تلاش كنند.
11
يك روز دكتر خاطره اى را از دوران جوانيش براى راننده اش تعريف كرد:
به ياد ندارم هيچ وقت به پدرم گفته باشم به من پول بده.
حاجى هميشه خودش پول توى جيب همه ى بچه هايش مى گذاشت.
صبح ها كه بلند مى شديم ،مى ديديم پنج تومان-ده تومان توى جيبمان گذاشته.
در دوران دانشجويى ،يك روز مى خواستم كتاب بخرم. پول خريد كتاب صد و پنجاه-دويست تومان بود. غير از ده تومانى كه حاجى آن روز توى جيبم گذاشته بود،پول ديگرى نداشتم. كتاب هم برايم ضرورى بود.
طبق معمول چيزى از حاجى نخواستم. گفتم توكل برخدا. آمدم بيرون از خانه.
سر خيابان كه رسيدم ، اتومبيل يكى از دوستانم كه قبلا"مبلغی به او قرض داده بودم جلوى پايم ترمز كرد.
گفت: آقا محمود!بيا بالا.
همين طور كه رانندگى مى كرد وصحبت مى كرديم، بدون آن كه من چيزى بگويم،صدوپنجاه تومان گذاشت روى داشبرد و گفت:يادت هست چند وقت پيش صدوپنجاه تومان به من قرض داده بودى؟!
خدا را شكر كردم وپول را گذاشتم توى جيبم.
12
دكتر در هرشرايطى كه هست،سر زمان مقرر بايد برود و مادرش را ببيند. زمانى كه پدرش زنده بود، هم همين برنامه را داشت. مرتب بِهِشان سرمى زد. دست خالى هم نمى رفت. ميوه ياشيرينى يا....
13
مى خواست برود ديدن مادرش. در مسير منزل مادر، وانت بارى كه هندوانه ى نوبرانه مى فروخت، ديدند. دكتر از راننده خواست ماشين را نگه دارد. پياده شد و به سمت وانت بار رفت.اما راننده ديد كه دكتر دست خالى برگشت.
از او سؤال كرد كه :آقاى دكتر!پس چرا نخريديد؟
دكتر جواب داد:كيلويى ....تومان مى گفت.گران بود. نخریدم!
14
در زمان شهردارى يك بار دكتر آنفولانزاى سختى گرفته و نتوانسته بود سركار بيايد.
ما؛بچه هاى بهدارى تصميم گرفتيم به ديدنش برويم.
وقتى داخل خانه اش شديم، ديديم آقاى لاريجانى و آقاى ولايتى هم به ديدنش آمده اند.
دكتر روى يك تشك خوابيده بود. گوشه ى اتاق هم يك بخارى كوچك گازى روشن بود.
كف اتاق با فرش ماشينى فرش شده بود.نه ازميز و صندلى خبرى بود و نه از مبلمان.
از ديدن خانه و زندگى دكتر همگيمان حسابى جا خورديم.
خانه هاى ما كارمندان شهردارى كه آن زمان ماهى سيصد-چهارصد تومان حقوق مى گرفتيم ،خيلى بهتر از خانهى شهردار تهران بود.
15
دختر دكتر، در زمان رياست جمهورى پدرش به خانه ى بخت رفت جهيزيه اش مثل جهيزيه ى اغلب دخترانى كه پدرانشان كارمند ساده هستند،بود
16
وقتى دختر دكتر ازدواج كرد ، همه منتظر بوديم از طرف نهاد يك خانه به آنها در همان پاستور بدهند.
امّا آنها در يكى از محلات تهران خانه اى اجاره كرده و درآنجا زندگى جديدشان را شروع كردند.
چند بارى دكتر براى ديدن دخترش به منزلشان رفت و هربار ما؛بچه هاى حفاظت توى در دسر مى افتاديم.
اينكه بايد دكتر را ازمسيرى مى برديم كه شناخته نشود.
وبراى دختر و دامادش از لحاظ امنيتى مشكلى به وجود نيايد.
امّا با همه ى اينها باز مردم متوجه شدند .
ممكن بود از طرف ضد انقلاب برايشان خطرناك باشد.
آن قدر به دكتر فشار آورديم تا بالاخره پذيرفت آن دو بيايند بنشينند در طبقه ى دوم منزل يكى از كارمندهاى نهاد در پاستور.
داماد دکتر ماه به ماه كرايه ى آن جا را به حساب نهاد واريز مى كند.
17
پدر دكتر مثل مردم عادى زندگى مى كرد.نه محافظى ،نه محل زندگى خاصى .
دم در يك چارپايه مى گذاشت. مى نشست روى آن و با مردمِ محل خوش و بش مى كرد.
انگار نه انگار كه پدِرِ ريس جمهور مملكت است.
18
وقتى پسربزرگ دكتر، مهدى وقتِ سربازيش شد ، چون بچه هاى سپاه او را مى شناختند،
ارتش را انتخاب کرد تا مثل سایر سربازان خدمت کند.
19
خط تلفن پسر دكتر، اعتبارى و 0919 است.
20
براى نماز عيد فطر رفته بودم مصلا.آن روز هوا ابرى وبارانى بود.
در حين صحبتهاى آقا(مدظله العالى) ، باران شديدى گرفت.
با اين كه كارت ويژه داشتم تا در جايگاه مسئولين بنشينم، از آن استفاده نكرده، همراه مردم عادى بودم.
با گرفتن باران و به محض تمام شدن صحبت هاى آقا ،هر كس دنبال سرپناهى بود تا كمتر خيس شود.
توى آن شلوغى و بدو بدو، همراهِ مردم به هر سمتى كشيده مى شدم.
يك دفعه يكى از پشت زد روى شانه ام. برگشتم. ديدم دكتر با دو پسرش هستند.
رفتيم نشستيم يك گوشه كه موكت پهن بود تا باران بند بيايد.
پسر دكتر كفشهايش را درآورد بگذارد روى هم. ديدم كف كفشش سوراخ است. نگاهم سُر خورد به پايش. جورابش هم خيس خالى شده بود .
تا دكتر ديد من متوجه پارگى كف كفش پسرش شده ام،سريع كفش را برگرداند.
دكتر آن موقع شهردار تهران بود.
21
زمانى كه فقط استاد دانشگاه بود، همراه ساير اساتيد از غذاى سلف دانشگاه استفاده مى كرد.
گاهى وقت ها هم كه كلاس نداشت ، براى ناهار به خانه مى آمد.
وقتى شهردار شد ، به همسرش گفت:حاج خانم! از اين به بعد زحمت شما زياد مى شود.
بايد ناهار مرا درست كنى. ببرم سر كار!
همسرش هم استقبال كرد.
22
شهردار كه شد، صبح ها كه از خانه بيرون مى آمد، ظرف ناهارش همراهش بود.
بعضى وقتها كه ظرف غذا را فراموش مى كرد،راننده چون عادت كرده بود، از او سراغ ظرف را مى گرفت.
آن وقت دكتر از يادآورى راننده تشكر مى كرد. برمى گشت. ظرف را از پشت در برمى داشت و مى گذاشت داخل ماشين.
دكتر هنوز هم ناهارش را از خانه اش مى برد.
23
از وقتى استاندارشده بود ، من هم به عنوان محافظ در خدمت ايشان بودم.
مدتى زمانى كه از همراهى من با دكتر گذشت،متوجه شدم ايشان در مراسم و مهمانى ها خيلى كم از پذيرايى ها استفاده مى كند.
يك بار به تبعيت از ايشان من هم كمتر از هميشه خوردم.
از مراسم كه بيرون آمديم،دكتر كه متوجه كم خوردن من شده بود، رو كرد به من و گفت:حلالت نمى كنم اگر جايى رفتيم وشما به خاطر من سير نخوردى!
گفتم:اين طور كه نمى شود.شما چيزى نخوريد وما شكممان را سير كنيم.
دكتر گفت: مسئوليت من با شما فرق مى كند!
زمانى که دکتراستاندار اردبیل بود، پسر کوچکش على رضا از او دوچرخه خواست.
آن موقع على رضا محصل دبستان بود.
خریدِ دوچرخه به خاطر مشغله ى دکتر شش ماه طول کشید.
آخر سر صبر على رضا تمام شد و یک روز زنگ زد به دفتر استاندارى و سراغ
دوچرخه را گرفت.
آن شب دکتر وقتى به خانه برگشت، از آن اخم هایى که تو دل بچه هایش راخالى مى کرد
،به او کردکه: به دفتر استاندارى چه مربوط. باید به خودم مى گفتى!
همین کارعلى رضا باعث شد خرید دوچرخه مدتى دیگر عقب بیافتد.
۱۵۲
براى انجام کارى پیش دکتر بودم.
یک دفعه تلفن دکتر زنگ زد.گویا یکى از آشناهاى ایشان پشت خط بود. با او
احوالپرسى کرد.
وسط صحبت هایشان دیدم دکتر با برافروختگى صدایش را بالابرد:این که شما مى گویى
یعنى سفارش. شما توجه دارى ؟حواست هست از من چه مى خواهى ؟ مى خواهى
مرا توى آتش بیاندازى؟! من هرگز این کار نمى کنم.
۱۵۳
درزمان استاندارى دکتر در اردبیل، روزهاى اول، چون خانواده ى دکتر ترکى بلد
نبودند، یک نفر از طرف استاندارى موقع خرید، خانواده ى دکتر را همراهى مى کرد تا
با فروشنده ها صحبت کند.
دکتر به بچه هایش سفارش کرده بودکه پول را دست این آقا بدهند تا در معذورات قرارنگیرد.
مدتى بعد دکتر از بچه هایش خواست خودشان خرید کنند و به آن آقا زحمت ندهند.تا یک وقت
احساس غرور و خوشحالى نکنند که کس دیگرى خریدشان را انجام مى دهد!
۱۵۴
آمده بود پیش دکتر. بنده ى خدا مى گفت بیست سال است مى آید و مى رود. اما
هنوز مشکلش با شهردارى حل نشده.
بیست سال بیش ۱۰ میلیون جریمه اش کرده و به او پایان کار نداده بودند. و در این
مدت سرمایه اش راکد مانده و اصلا”زندگیش فلج شده.
جریمه را چون رقم غیر منصفانه اى بوده،پرداخت نکرده بود.
هر سال به این مبلغ اضافه شده بود تا دوره ى شهردارى دکتر که ارزش ملک به
۱۶ میلیارد تومان رسیده بود،رقم جریمه هم ۲۵۰ میلیون شده بود.
دکتر از او پرسید چقدر مى تواند پرداخت کند؟
مرد گفت ۵۰ میلیون!
دکتر همانجا زیر نامه اش را امضاء کرد.
مرد اصلا”باورش نمى شد.یک دفعه شروع کرد به گریه کردن. بعد به دکتر گفت مى خواهد
۲میلیارد از این ۱۶ میلیارد را به یک مؤسسه ى فرهنگى کمک کند.
وخواست ۲ میلیارد به دکتر بدهد.
دکتر با لحن خاصى به او گفت:مدیران اول براى امور فرهنگى کمک مى گیرند.بعد
براى امور دیگرو…اینطوریست که از راه درست منحرف مى شوند.
این مبلغ را خودت در هر راه خیرى که مى شناسى،هزینه کن.
۱۵۵
با استاندار از گردنه ى صائین اردبیل عبور مى کردیم.
برف شدیدى هم مى بارید و اتومبیل ها به سختى تردد مى کردند.
اتومبیلِ پیکانى که مسافرانش یک خانواده بودند، وسط جاده گیر کرده بود.
تا آقاى استاندار اتومبیل را دید، از راننده خواست اتومبیلمان را نگه دارد. بعد پیاده
شد تا به راننده کمک کند.
او هم دکتر را نمى شناخت و نمى دانست ایشان استاندار است، با خوشحالى کمکمان
را پذیرفت.
من و دکتر اتومبیل را هُل دادیم تا راننده آن را کنار جاده ببرد.
کامیونى آمد و از کنار ما رد شد.
راننده ی کامیون وقتى دید اتومبیل پیکان راه را بند آورده، رو به من و دکتر و راننده
با الفاظ رکیک فحاشى کرد.
بى سیم را از داخل اتومبیل خودمان برداشتم تا به پاسگاه پلیس اطلاع دهم.جلوى
کامیون را بگیرند.
تا دکتر متوجه شد، بى سیم را از دستم گرفت و گفت: چه کار مى کنى؟رها کن!
زحمت کش است. نان آور خانواده است. زن و بچه هایش چشم به راهش هستند.
دعا کن به سلامت به خانه اش برسد!
۱۵۶
براى دکتر فرقى نمى کند برایش چاپلوسى کنى یا فحشش بدهى.کارت را راه مى اندازد.
هر چند از چاپلوسى بدش مى آید.
خیلى ها که مى آیند دستش را ببوسند، با ناراحتىدستش را مى کشد و نمى گذارد.
وقتى هم کارکسى را راه مى اندازد، انتظارى از او ندارد.حتى یک تشکر خشک و خالى.
درسفر حجِ واجب در عرفات،رفتم دم گوش دکتر.
گفتم:خدا پدرت را بیامرزد.ما راکجا آوردى!
ما کارمندهاى ریاست جمهورى کجا !حج واجب کجا!
گفت: همه اش خدا بوده.
گفتم: مى دانم خدا بوده. ولى اگر شما نبودیدکه نمى آمدیم.
همان طور که دعا مى خواند جواب داد: بعدش هم خدا بوده.
برو دنبال کارت. برو براى پدر و مادرت دعا کن.
۱۵۷
گزارشات تحلیلى کارشناسانه که در خصوص سازش یا کوتاه آمدن در موضوع هسته اى
به دکتر مى رسید،دکتر درحاشیه ى هر کدام چند بند به عنوان تذکر مى نوشت که در
تمامى گزارشها بند آخر توکل و اعتماد به خدا بود.
۱۵۸
در شب میلاد حضرت زهرا(س) شهردارى تهران مى خواست تونل رسالت را افتتاح
کند. از دکتر هم دعوت کرده بودند.
چون تابستان بود، مراسم را در هواى آزاد برگزار کرده بودند.
سخنرانى دکتر مصادف شد با اذان مغرب. دکتر با شنیدن نوای اذان، بلند شد و رفت
سمت تونل.
همه مى دانستند که براى خواندن نماز مى رود.
من هم از فرصت استفاده کردم و دنبال ایشان رفتم.
محافظان دکتر فرشى را که گوشه ى تونل بود، پهن کردند.
دکتر که همیشه با وضوست، ایستاد به نماز. من هم کنار ایشان به نماز ایستادم.
بین نماز یک دفعه متوجه شدم جمعیت زیادى از خبرنگاران و عکاسان ریختند دور
دکتر و شروع کردند به عکس انداختن.
دکتر بدون توجه به آنها نمازش را خواند. بعد خیلى عادى رفت در مراسم. سخنرانیش
را کرد.
اما این عمل دکتر انگار براى رسانه ها و خبرگزارى ها خیلى جالب بود.
چون فرداى آن روز این مسأله در تمام خبرگزارى ها همراه با عکس دکتر منعکس شد!
۱۵۹
در سفرهاى استانى، به خاطر فشردگى برنامه ها و استقبال مردم، جلسات سخنرانى
با تأخیر شروع مى شود.
اگرجلسه به وقت اذان ظهر بخورد،دکتر ابتدا نمازش را پشت جایگاه مى خواند و بعد
به سایر برنامه ها مى پردازد.
۱۶۰
دکتر اجازه نمى دهد کسى در نماز به او اقتدا کند. نمازش را هم مختصر امّا
با رعایت آداب کامل مى خواند. به ذکریونسیّه هم خیلى پایبند است.
۱۶۱
در اجلاس اتحادیه ی افریقا، در نوبت صبح،آخرین سخنران دکتر بود.
مهمانها چون از صبح شنونده ی سخنرانى هاى متعدد بوده و خسته شده بودند،
دقت لازم را به سخنرانى هاى پایانىنداشتند.
دکتر پنج دقیقه بیشتر صحبت نکرده بود که برق قطع شد. هرکارى هم کردند، درست نشد.
مسئولین و مجریان اجلاس عذر خواهى کردند و گفتند جلسه موکول مى شود به
بعدازظهر.
عده اى تحلیل کردندکه قطع برق عمدى بوده!
ما،هیئت ایرانى هم از این اتفاق دلخور شدیم. اما دکتر مى گفت حتما”حکمتى در کار بوده!
بعد از ظهر ساعت ۳ جلسه شروع شد و اولین سخنرانى را هم براى دکتر گذاشته بودند.
به خاطر قطع برق در نوبت صبح، مهمانها حساس شده، با دقت بیشترى به سخنرانى
دکتر گوش مى دادند و استقبال و عنایت بیشترى نشان دادند.
دکتر بیست دقیقه صحبت کرد و صحبتهایش هم تأثیر لازم را در آن اجلاس گذاشت.
۱۶۲
میزان سود عوارضى که شهردارى به صورت قسط بندى ازمردم مى گرفت،
اشکال شرعی داشت.
دکتر تا شهردار شد،حذف این سود را در دستور کار خود قرار داد.با طرح آن در
شوراى شهر و پى گیرى هاى زیاد توانست این سود را حذف کند.
۱۶۳
” مؤمن بن بست ندارد.”جمله اى است که هر وقت وزرایش در کارشان دچار مشکل
مى شوند، به آنها متذکر مى شود.
در زمان شهردارى و در جریان حذف سود عوارض، برخى ها به دکتر اعتراض مى کردند
که با این کارِ او، شهردارى زمین مى خورد.
اما اتفاق جالبى افتاد. مردم که متوجه حذف سود از عوارض شدند، براى پرداخت
عوارضشان اقدام کردند و…خزانه ى شهردارى از همیشه پرتر شد!
۱۶۴
دکتر در تمام چهار سالى که رئیس جمهور است، روز اول عید را به دیدن ایتام،کودکان
تحت حمایت بهزیستى یا بیمارستان کودکان رفته و آنها را مورد تفقد قرار مى دهد!
۱۶۵
در ایّام نوروز مى روند خانه ى خودشان در نارمک. آنجا به همراه همسرشان به خانه ى تک
به تک همسایه ها سرمى زنند.
همسایه ها هم براى عید دیدنى به منزل دکتر مى روند.
۱۶۶
چند ماهى بود که در خانه ى جدیدشان در نهاد ریاست جمهورى مستقر شده بودند.
دکتر به خاطر مشغله هاى فراوان هنوز فرصت رسیدگى به خانه را نکرده بود.
عید آن سال، یک روز تعطیل، مى خواست باغچه ى خانه اش را مرتب کند.
گل خرزهره اى وسط باغچه بود که هرکارى کرد نتوانست درش بیاورد.
ازباغبان ریاست جمهورى کمک خواست.
کار باغبان که تمام شد، ۱۰۰۰۰ تومان به او داد.
باغبان از گرفتن پول ابا کرد که من وظیفه ام است.
امادکتر با گفتن این که کارشخصى بوده و این مبلغ را به عنوان عیدى بگیرد،او را
راضى کرد.
۱۶۷
دکتر در جوانى و در سنین دانشجویى سیر مطالعات مذهبى – اعتقادیش را با مطالعه ى
کتابهاى شهید مطهرى کامل کرده بود.
۱۶۸
وقتى استاد مطهرى به شهادت رسید، از طرف دانشجویان، سه نفر؛ از دانشگاههاى
علم و صنعت،پلى تکنیک ودانشگاه تهران به محضر امام (ره) مشرف شدند تا از
ایشان سؤال بپرسند که بعد از شهید مطهرى با کدام روحانى هماهنگ شوند.
امام فرمودند: همین آسید على(خامنه اى)هست. ایشان مى توانند خلأ شهید
مطهرى را پرکنند.
یکى از این سه دانشجو،محمود احمدى نژاد یود که مسئولیت بچه هاى علم وصنعت را داشت.
آن زمان آقاى خامنه اى چون در حج بودند،آن دو نفر براى هماهنگى سراغ روحانى
دیگرى مى روند.
امّا دکتر از توصیه ى امام سرپیچى نکرده، با آنها همراه نمى شود.
بعدها همین تخطى از خواست امام(ره) و عدم هماهنگى با آقاى خامنه اى انحراف
بزرگى به وجود آورد که آخرش به انحراف تحکیم وحدت منتهى شد.
۱۶۹
به خاطر ارادت قلبى و خاصى که دکتر به آقا(مدظله) دارد، بهترین زمانى که کارکنان
دفتر مى خواهند حرفى یا خطاى کارى را که مرتکب شده اند، به دکتر منتقل کنند،
زمانى است که ایشان از پیش آقا برمى گردند.
دکتر هر هفته یک روز خاص را با آقا دیدار خصوصى دارد.
وقتى جلسه شان تمام مى شود و دکتر به نهاد برمى گردد،آن قدر شاد،پر انرژى و
بانشاط است که کارمندان مطمئن هستند خطایشان را مى بخشد.
۱۷۰
طیف خاصى از دانشجویانِ دانشگاه تهران، هر بار از یکى از کاندیداهاى اصول گراى
دوره ى نهم ریاست جمهورى براى جلسه ى پرسش و پاسخ دعوت کرده، با یک
سؤال چالشى، توانمندى آنها را در اداره ى کشور در صورت رئیس جمهور شدن زیر
سؤال مى بردند.
سؤال این بود که اگر رئیس جمهور شدید و در موضوعى نظرتان با نظر رهبرى مخالف
بود، چه مى کنید؟
در آن جلسات همه ى کاندیداها جواب هایى مى دادند که دانشجوها آنها را هُو کردند.
تا نوبت رسید به دکتر احمدى نژاد.
دکتر گفت:این سؤالى که پرسیدید معلوم است که جایگاه ها را نمى شناسید.
بچه ها منتظر بودند دکتر بگوید جایگاه رئیس جمهور فلان وبهمان است.
امّا جواب دکتر این بود: ما به یک لبخند او زنده ایم. ما تمام وجودمان براى این است
که کارى انجام دهیم تا او خوشحال شود.
اصلا”این مناسبات نیست. رابطه،رابطه ى مرید و مرادى است.
باجواب دکتر همه ى شرکت کننده ها که آماده ى هوُ کردن او هم بودند، ساکت و
مبهوت شدند!
۱۷۱
دکتر لنکرانى تعریف مى کرد؛چند ماه از ریاست جمهورى دکتر گذشته بود که متوجه
شدم در برنامه ریزى کارىِ دکتر زمان استراحتى براى ایشان منظور نشده است.
با دکتر الهام که آن زمان رئیس دفتر ایشان بود صحبت کردم و به ایشان تذکر دادم
۱۲ نصفه شب آن هم بدون وقفه در دراز مدت - که ساعت کارى دکتر از ۶ صبح تا ۱
ایشان را از پا مى اندازد.
دکتر الهام توضیح داد که برنامه ریزى ها به خواست خود دکتر است.
یک روز رفتم پیش دکتر و از ایشان به عنوان یک پزشک خواستم که در طول روز
زمانى را هم براى استراحتشان در نظر بگیرند.
یک مدت گذشت. دیدم دکتر توصیه ى مرا جدى نگرفته.
در دیدارى که با رهبر معظم انقلاب داشتم،گزارشى از برنامه ى روزانه ى دکتر را
به آقا مدظله العالى دادم و از ایشان خواستم به دکتر تذکر دهند مواظب سلامتى
خودش باشد.
هفته ى بعد که دکتر را دیدم،به شوخى به من گفت:رفتى گله گى مرا به آقا کردى؟!
من هم گفتم:خب ! شما به توصیه ى من گوش نکردید. من هم مجبور شدم به آقا بگویم!
بعد از تذکر آقا، یکى-دو ساعت در وسط روز خالى گذاشتند.
طورى که برنامه ى دکتر سبک تر شود، و جلسات پشت سر هم نباشد.
فاصله ناهار و نماز وکمى بعد از آن را هم ایشان فرصت استراحت داشته باشند.
۱۷۲
بعد از پیروزى در انتخابات ریاست جمهورى دوره ى نهم، دکتر رفته بود پیش آقا.
آقا از او پرسیده بود فضا را چطور دیدى؟
دکتر هم جواب داده بود: تا اینجا خیلى سخت بود ولى از این جا به بعد خیلى سخت تر مى شود!
با این حال در طول این چهار سال حتى یک بار هم اذیت وآزارهاى دیگران!))را به
گوش آقا نرسانده.
دکتر اعتقادش این است که فلسفه ى وجودى رئیس جمهور در جمهورى اسلامى
برداشتن بارى از دوش رهبرى به عنوان ولى فقیه است نه این که خودمان هم بارى
بردوش ایشان بگذاریم!
۱۷۳
درجریان نامه ى دکتر به بوش، رئیس جمهور آمریکا،یک بار آقا مد ظله العالى با
رضایتمندی از این اقدام دکتر، درباره ی این ابتکارش پرسید.
دکتر هم براى ایشان توضیح داد که،وقتى آقا آن سال را سال پیامبر اعظم اعلام کردند،
دکتر یاد نامه هاى حضرت رسول صلى ا…علیه وآله وسلم افتاده و با خودش گفته خوب
است آقا هم چنین نامه هایى براى سران ابرقدرتهاى مستکبر بنویسد.
اما با ملاحظه ى این که ممکن است نامه ها بى پاسخ بماند یا پاسخ نامه ها اهانت امیز
باشد، و شأن ولایت خدشه دار شود، خودش دست به نوشتن نامه زده.
۱۷۴
بیشترین مطالعاتى که دکتر از اوایل ریاست جمهورى تا به حال دارد، سخنان امام خمینى(ره)
در مجموعه کتابهاى صحیفه ى نور است.
این مداومت به مطالعه صحبت هاى امام (ره) تا به آنجاست که دکتر با آن
مأنوس بوده و آن را راهنماى عمل خود قرار داده،
در رفتارها و صحبت هایش هم سارى و جارى است.
وزیر بهداشت تعریف مى کرد؛چون خود من هم گاهى وقت ها صحیفه ى نور را تَوَرُّق
مى کنم،جاى پاى صحبت هاى امام راحل را در صحبت ها و عملکرد دکتر احمدى
نژاد زیاد دیده ام.
۱۷۵
قبل از اینکه وزیر دولت نهم شوم. بارها درکنفرانس هاى علمى شرکت کرده و با
فضاهاى آنجا آشنا بودم.
در سمینارها وکنفرانس هایى که در خارج از کشور برگزار مى شد، بعضى از مسئولین
را دیده بودم که وقتى نوبت سخنرانى آنها در این مجامع مى شد، به سختى نام خدا
را در ابتداى صحبت هایشان مى آوردند.
امّا دکتر وقتى براى اولین بار در سازمان ملل سخنرانى کرد، خیلى محکم وا ز موضع
یک مسلمانِ مؤمن معتقد، بدون هیچ نگرانى از ابراز ایمانش با نام خدا و حضرت
حجت(عج) شروع به صحبت کرد.
در دیدارى که آن روزها با آیت ا… صافى گلپایگانى داشتم، ایشان فرمود: وقتى آقاى
رئیس جمهور آمد، حتما”از ایشان تشکر کن که شجاعانه در آن مجمع نام مقدس امام
زمان(عج) را بردند و این نگاه به منجى و تذکر به معنویّات را با شجاعت بیان کردند.
۱۷۶
یک بار یکى از بچه ها ازدکتر در مورد امام زمان(عج) سؤال کرد.
دکتر جواب داد: بعضى ها فکر مى کنند خودشان کارها را مى چرخانند.
گاهى اوقات هم یک کمک و عنایتى هم از طرف آقا امام زمان (عج)بِهِشان مى رسد.
امّا قضیّه کاملا” برعکس است.
همه ى کارها دست خود آقا امام زمان است. ما هم اگر ناخواسته سنگ جلوى کارهاى
امام زمان نیاندازیم، کمکى مى کنیم.باید نوع نگاه عوض شود.
۱۷۷
یک بار یکى از روحانیون با لحن طلبکارانه اى به دکتر اعتراض کرد که: براى چه و به چه
حقى این همه در مورد امام زمان حرف مى زنى؟شما حق ندارى!من اجازه نمى دهم.
دکتر فقط لبخندى زد و گفت: آقاى…مگر امام زمان را خریدى؟!
۱۷۸
وقتى ماهواره ى امید با موفقیت در مدار قرار گرفت، دانشمندان ایرانى که در کار ساخت
و پرتاب ماهواره بودند، به دکتر گفتند: اگر اعتماد شما به ما، پى گیرى هاى مداوم و
دلسوزى هاى شما نبود، ما هنوز در ابتداى راه ساختن ماهواره بودیم!
دکتر هم گفت: اشتباه نکنید بچه ها! هر فیض الهی و خیری که در این عالم می رسد از
جانب امام زمان، حضرت مهدی(عج) است.
۱۷۹
بعد از فوت آیت ا… دوانى به دکتر گفتم: شنیدید مرحوم دوانى در مورد فشارهای
سیاسی و تخریب های رسانه ای که علیه شما می شود چه گفتند؟!
گفتند:به احمدى نژاد بگویید گمان نکند که تنها و غریب است و…
دیدم چشمهاى دکتر پر از اشک شد و در حالیکه سرش را پایین انداخته بود،گفت:
غربت و تنهایى ما کجا و هزار و… سال غربت مولا امام زمان، حضرت مهدى (عج)
کجا؟!
۱۸۰
دکتر وقتى مى خواست کابینه اش را تشکیل دهد،وزراى انتخابیش را خواست و
با گفتن این جملات که همه ى ما در محضر امام عصر(عج) هستیم.ایشان ناظر بر
عملکرد ما هستند و شما خودتان را در این محضر حس کنید،میثاق نامه اى را که
خودش تنظیم کرده بود، به آنها داد تا مطالعه و امضاءکننند.
در این میثاق نامه آمده بود؛
“من متعهد مى شوم در این سِمَتى که قرار مى گیرم،چیزى براى خودم نخواهم.
از هر امکاناتى که از بیت المال هست،براى خود واطرافیانم استفاده نکنم.
براى خودم دنبال منافعى نباشم.
نگاهم نگاه به منفعت مردم و پیشرفت و تعالى کشور باشد. و از همه ى ظرفیت هایى
که خدا در اختیارم قرار داده؛ چه توانایى ها و چه وقتم براى این منظور استفاده
کنم و
در دور اوّل سفرهاى استانى، دکتر درتمام شهرستان هاى ایران حضور یافت و از
نزدیک با مشکلات هر شهرستان آشنا شد.
هرروز از چهار-پنج شهردیدن مى کرد. در تمام شهرها براى مردم سخنرانى مى کرد
و با آنها دیدار چهره به چهره داشت.
در برخى استانها، براى رفتن به این شهرها گاهى تا هفت ساعت داخل
هلى کوپتر مى نشست.
در حالى که بیش از یک ساعت نشستن در هلى کوپتر با آن سر و صداى وحشتناک موتور
هلى کوپتر و لرزش هایى که دارد، اعصاب را داغان وبدن را کوفته مى کند.
تازه به محض پیاده شدن از هلى کوپتر هم یک برنامه ى کارى فشرده به خواست خود
دکتر در انتظار او بود با سخنرانى هاى متعدد،حضور در حلقه ى مردم و پاسخگویى
به ابراز احساسات آنها.
۱۸۲
برخى از وزیران به دکتر پیشنهاد دادند براى سبک تر شدن حجم کارهاى دکتر در
سفرهاى استانى،آنها،به نمایندگى از او، به برخى از شهرستان ها بروند.
امّا دکتر با یاد آورى این که به میثاقى که براى اداره ى کشور بسته، پایبند است،مى گفت
براى اداره ى کشور باید از همه ى شهرهاى کشور شخصا”بازدید کند تا بتواند بر اساس
نیاز هر شهرستان تصمیم گیرى کند.
۱۸۳
وقتى فقط استاد دانشگاه بود، تابلویى در اتاقش دیده بودم که روى آن این جمله
بود.”الملکُ یبقى مع الکفر ولا یبقى مع الظلم”
شهردار هم که شد،وقتى براى دیدنش به دفترش رفتم همان تابلو را روى دیوار
اتاقش دیدم.”حکومت با کفر باقى مى ماند اما با ظلم نه!
۱۸۴
وقتى در اردبیل زلزله آمد،پاى دکتر در حادثه اى آسیب دیده و شکسته بود.و با عصا
راه مى رفت.
درحالى که برف سنگینى هم روى زمین نشسته بود، با همین وضعیت دکتر تا چند شبانه روز،
بى وقفه،درگیر رسیدگى به وضعیت زلزله زدگان بود.
سه روز بعد از زلزله بچه هایش که چند روز بود پدر را ندیده بودند، به دیدنش در
استاندارى رفتند و او را مجبورکردند بعد از سه شبانه روز بى خوابى کشیدن، یکى-
دو ساعتى بخوابد و استراحت کند.
۱۸۵
در اسفندماه ۱۳۷۵ در اثر زلزله، دوازده هزار خانه در استان اردبیل خراب شد. در
مهر ۱۳۷۶ به همت استاندار، دکتر احمدى نژاد همه ى خانه ها از نو ساخته شده، به
ساکنانش تحویل داده شد.
۱۸۶
به خاطر عملکرد خوبى که دکتر در استاندارى اردبیل داشت،.سه سال پیاپى به
عنوان استاندار نمونه معرفى شد.
مسئولین وقت، به نشان تقدیر یک اتومبیل بنز آخرین مدل از طرف وزارت کشور به
دکتر هدیه کرد که دکتر هم آن را به استاندارى بخشید.
۱۸۷
تا قبل از اینکه دکتراستاندار اردبیل شود، دریاچه ى” شورابیل”؛ تفریحگاه اهالى
آنجا، دریاچه اى با آب شور مثل دریاچه ى ارومیه بود با چند اصله درخت و یک چرخ
و فلک.
دکتر بعد ازکارشناسى که انجام داد، دستورداد آب دریاچه را شیرین کردند.
طورى که هم اکنون، آنجا ماهى پرورش مى دهند،
به دستور دکتر ده ها اصله درخت در محوطه ى اطراف دریاچه کاشته شد و…
شورابیل تبدیل شد به یک منطقه ى دیدنىِ توریستى!
۱۸۸
وقتى دکتر استاندار اردبیل شد آب گرم سرعین در حد یک روستاى نیمه مخروبه بود.
دکتر سرعین را به یک جاى توریستى و آب درمانى تبدیل کرد و توریست هاى آنجا
چندین برابر شد.
کارساخت هتل هایى که دکتر بانى آن بود و در سرعین ساخته مى شد، وقتى به
اتمام رسید،که دکتر از اردبیل رفت.
۱۸۹
بعد از برکنارى از استاندارى،از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ حجم کتابهایى که دکتر مى خرید
و مطالعه مى کرد، سه برابر قبل شد.زمینه ى مطالعات، تخصصى و در موضوعات
اخلاقى،اقتصادى، اجتماعى، سیاسى و… بود.
۱۹۰
یک بار دکتر در جمع پزشکان صحبت مى کرد. چون دکتر به سنت هاى ملى خیلى
پایبند است،صحبت هایش هم راجع به تغذیه ى سنتى ایرانى بود.
بحث هایى که مطرح مى کرد، براى پزشکان متخصصِ حاضر در جلسه هم جالب و
هم قابل بهره بردارى بود.
۱۹۱
از سفر استانى مشهد برمى گشتیم.وقت پیاده شدن از هواپیما، دکتر چند ورق کاغذ به
من داد تا نگه دارم.
روى کاغذها دست خط دکتر بود.
اشعار زیبایى سروده بود. برایم جالب بود که دکتر شعر هم مى گوید.
فردا صبح در دفتر رئیس جمهور تا دکتر را دیدم به ایشان گفتم: با اجازه ى شما مى خواهم
آن کاغذها را یادگارى براى خودم نگه دارم.
دکتر با خنده گفت:براى خودت ! من خودم اصل وپاک نویسش را دارم.
۱۹۲
در جشن کتاب سال آقاى حداد و دکتر با هم حضور داشتند. بعداز سخنرانى آقاى حداد،
دکتر بالاى سن رفت و مشغول سخنرانى شد.
آقاى حداد که خودش هم ادیب است با یک حالت تعجبى درِ گوشم گفت:آقاى احمدى نژاد
خیلى خوب صحبت مى کند!
من هم گفتم:دکتر همیشه این طور صحبت مى کند.جملات کوتاه به کار مى برد.صحبت
هایش نظم منطقى دارد و ساده و همه فهم هم حرف مى زند.
۱۹۳
در طول شش ماهِ اوّل حضور دکتر در اردبیل به عنوان استاندار، او به طورکامل به زبان
ترکى تسلط پیدا کرده و با مردم استان به زبان خودشان، ترکى صحبت مى کرد.
۱۹۴
پسرکوچک دکترضریب هوشى بالایى داشت و بین هم کلاسى هایش از لحاظ درسى
بالاتر بود.
همین مسأله باعث شده بود او دچارغرور شود. به خصوص که پدرش هم استاندار
آنجا بود.
یک با ربه خواست معلم قرار شد با یکى ازهم کلاسى هایش که در درس ریاضى
ضعیف بوده، کارکند.
این دانش آموز جمع و تفریقى را اشتباهى انجام داد. پسر دکتر در جمع دوستانش
او رامسخره کرد. خودش هم فورا” از کارى که کرده بود، پشیمان شد.
در خانه موضوع را با پدرش در میان گذاشت.
دکتر به شدت ناراحت شد و ازعلىرضا خواست برود و از آن دانش آموز عذرخواهى کند.
على رضا هم فرداى همان روزجلوى بقیه ى بچه ها از آن دوستش عذرخواهى کرد.
آن شب پدرش او را کنارى کشید و با او صحبت کرد:اگه آدم یک استعداد و توانایى
داشته باشد باید در اختیار دیگران قرار دهد نه اینکه آن را چماق کند و بزند توى
سربقیه!
۱۹۵
دکتر معمولا” وقتى مطلبى مى خواهد بنویسد،حداکثر استفاده را از کاغذ دم دستش
مى برد. پاکت هاى نامه را آرام و با احتیاط باز مى کند که آسیبى نبیند و بعد از پشت
آنها هم براى نوشتن استفاده مى کند.و دور نمى اندازد.
به کارمندها و منشى هاى دفترش هم سفارش کرده از پشت کاغذهاى باطله که سفید
و قابل استفاده است استفاده کنند.
۱۹۶
دکتر نسبت به مصرف بى رویه ى انرژى فوق العاده حساس است و خودش هم رعایت
مى کند. سیستم خنک کننده ى دفتر رئیس جمهور کولرهاى گازى است. این کولرها
برق زیادى مصرف مى کنند.
دکتر معتقداست کشورهاى پیشرفته با تبلیغ و فروش این کولرها به مردم ایران
انرژى مملکت را ازبین مى برند.
حتى اگر هوا در اوج گرما هم باشد، به محض این که مى بیند در اتاق کولر روشن
کرده اند،فورى آنها را خاموش مى کند.
۱۹۷
روشنایى اتاق دکتر با مهتابى و لوستر است.به عنوان منشى دکتر،هر وقت به اتاق دکتر
مى رفتم، مى دیدم دکتر لوستر ها را خاموش کرده و در روشنایى مهتابى کار مى کند.
با شناختى که از دکتر داشتم،نشستم و مصرف برق هر دوى این روشناییها را حساب
کردم.متوجه شدم مصرف برق در مهتابى ها ى اتاق دکتر کمتر از لوستر هایست که
لامپ کم مصرف دارند.
چند بار زودتر از دکتر به اتاقش رفتم وا ز قصد لوسترها را روشن کردم.
تا دکتر وارد اتاقش مى شد، لوستر ها را خاموش و مهتابى ها را روشن مى کرد.
باز با خودم گفتم شاید نور لوسترها برایش آزار دهنده است.امّا وقتى مهمان خارجى
برایش مى آمد، دستور مى داد تمام چراغ ها راروشن کنند.
به محض خروج مهمان هم مى گفت بچه ها لوستر ها را خاموش کنند.
حالا بعد از گذشت چهار سال بچه هاى خدماتى دیگر عادت کرده اند.
در حضورمهمانهاى خارجى این لامپ ها را روشن و به محض خروج آنها،خاموششان کنند.
یک بار من به آنها اعتراض کردم که این بى ادبیست که در حضور رئیس جمهور چراغ ها
را خاموش مى کنید.
گفتند دکتر آن قدر به ما سفارش کرده که چه ایشان باشند و چه نباشند ما موظفیم
این کار را انجام دهیم!
۱۹۸
بعد از بدرقه ى رسمى رئیس جمهور یکى ازکشورها در باغ ریاست جمهورى، به
سمت دفتر برمى گشتیم. یک دفعه دکتر چند قدم عقب برگشت.خم شد. از روى
زمین. چیزى برداشت.گرفت طرف من که مسؤول تشریفات بودم.سنجاق کاغذ بود.
سنجاق را گرفتم. گفت، لازم مى شود.حیف است!
۱۹۹
اوایل ریاست جمهورى دکتر، یک روز مرا که منشى مخصوصش بودم صدا کرد.
رفتم به اتاقش. اشاره کرد به فرش دستبافى که کف اتاق بود: این فرش را ببین.
چقدر نفیس است!چه نقشه ى قشنگى دارد!چه طرح ورنگ زیبایى در آن به کار
رفته!ازدیدنش آدم لذت مى برد.
آن وقت فرش به این زیبایى و گرانى افتاده زیر پا ونخ نما شده.
بگو بیایند این فرش را ببرند.حیف است ازبین برود.
توجه و دقت دکتر تعجب برانگیز بود.معلوم بود این فرش سالهاى سال کف این اتاق را
پوشانده و خیلى ها پا روى آن گذاشته و بى توجه به آن بوده اند.
با مسئول مربوطه هماهنگ کردم تا براى انتقال فرش اقدام کنند.
۲۰۰
مسئول یکى از نهادهاى دولتى به دکتر مراجعه کرده و درخواست خرید سیصد
دستگاه کامپیوتر داد.
دکتر به متقاضى گفت دستور مى دهد از نهاد ریاست جمهورى این تعداد کامپیوتر
را به آن اداره بدهند.
بعد به کارمندهاى دفترش گفت کامپیوتر هاى اضافى روىمیزهاى کارمندهاى نهاد
را که بیشتر جنبه ى نمایشى دارد تا کاربردى و سال تا سال هم از آن استفاده نمى شود، آماده کنند
و به آن اداره تحویل دهند.
به این صورت بحث خرید کامپیوتر که رقم بالایى هم باید بابت آن هزینه مى شد،منتفى شد!
۲۰۱
در زمان شهردارى رفته بود بازدید پروژه ى بزرگراه امام على (ع).
این پروژه براى دکتر خیلى مهم بود. چون گره بزرگى از ترافیک شهر را حل مى کرد.
پیمانکار مشغول ریختن آسفالت بود.
دکتراز او دماسنج خواست. بعد دماسنج را درآسفالت فرو کرد و به پیمان کار گفت: الآن که وقت
آسفالت ریختن نیست. درجه حرارت آسفالت باهوا هم خوانى ندارد. الآن هر چه آسفالت بریزید،
از بین مى رود.
مهندس پیمانکار که از اطلاعات تخصصى دکتر کپ کرده بود، شروع کرد به توجیه
کردن که آسفالت را از جاى دیگرى براى ما مى آوردند و دست ما نیست و….
اما هر توجیهى کرد نتوانست پاسخ قانع کننده اى به دکتر بدهد.
به دستور دکتر کار پروژه تا مساعد شدن شرایط جوى به تعویق افتاد.
۲۰۲
اواسط عید سالى که دکتر شهردار بود، یک روز سرى به پروژه ى بزرگراه امام على زد.
آنجا به مراحل کار پروژه ایى که انجام شده بود نظارت مى کرد.
جایى متوجه شد در اثر بى احتیاطى کارگرها درختى درحال خشک شدن است.
همانجا با زیبا سازى شهردارى تهران تماس گرفت.
آنها هم تا دکتر آنجا بود، سریع آمدند. درخت را درآوردند و دوباره در جاى دیگرى کاشتند
تا خشک نشود.
۲۰۳
همان روز در حین بازدید متوجه شد ساخت پلى که در بزرگراه بود را بیش از حد طول
داده اند.
دکتر با مدیر مربوطه تماس گرفت. او خودش را رساند و در مقابل سؤال دکتر، شروع به
توجیه کم کارى هایش شده بود کرد.
دکتر آقاى على آبادى، معاون عمرانى شهردارى راهم خواست و همانجا به مدیر ابلاغ شد
که توانایى انجام درست کار را ندارد.
۲۰۴
وقتى مسئو لیت شهردارى را برعهده گرفت،براى این که تکانى به نیروهاى شهردارى داده،
مسئولیتشان را در قبال شهر به آنان یادآورى کند، گفت چهل و پنج روزه کل خیابان هاى
تهران لکه گیرى مى شود.
خیلى ها مسخره اش کردند.خیلى ها چوب لاى چرخ گذاشتند. خیلى ها همکارى
نکردند.خیلى ها هم،کم کارى کردند.اما…بیش از دو سوم خیابانهاى تهران ظرف
چهل وپنج روز لکه گیرى شد.
۲۰۵
یکى از مشکلاتى که تیم حفاظت دکتر با ایشان دارد این است که دکتر اصلا” پایبند
تشریفات نیست.
از استفاده از پیشرفته ترین امکاناتى که خاص رئیس جمهور فراهم
شده مثل آسانسور مخفى،امکانات تفریحى-ورزشى و… گرفته تا ساده ترین آنها.
در طول پنچ سالى که از شهردارى و بعد، ریاست جمهورى ایشان گذشته، همین رویّه
را داشته.
به عنوان مثال در داخل اتومبیل مقامات از درجه ى اوّل گرفته تا درجه ى دوّم و
سوّم،همیشه” چتر” مى گذارند که در مواقع بارندگى محافظان روى سر آن مقام
مسئول بگیرند.
امّا در طول چند سال مسئولیت دکتر چه به عنوان شهردار و چه به عنوان رئیس جمهور
تا به حال ایشان نگذاشته ما محافظ ها در هنگام بارندگى چتر روى سرشان بگیریم.
۲۰۶
در اولین دور سفرهاى استانى، مسئولین استان ها سرسفره، چند جورغذا و سالاد
و دسر مى گذاشتند.
دکتر فقط سالاد یا نان و ماست مى خورد. اعتراضى به ریخت وپاش هایى که انجام شده بود،
نمى کرد اما جورى رفتار مى کرد که استاندار دفعه ى بعد یک جور غذا بیشتر سر سفره نمى آورد.
این اتفاق دربازدید هاى زمان شهرداریش ازمناطق مختلف شهردارى هم افتاده بود.
۲۰۷
تازه شهردار شده بود. براى بازدید از یکى از مناطق تهران رفته بود.
آنجا،مسئولین شهردارى منطقه براى خود شیرینى چند جور غذا درست کرده و در
یک سالن بسیار زیبا، میزهاى آن چنانى چیده بودند.
به محض تمام شدن دیدار مردمى، دکتر را به سالن غذا خورى راهنمایى کردند.
پرسید: به مردمى که به شهردارى مراجعه کرده بودند ناهار دادید؟
گفته بودند به آنها غذا داده اند.
تا داخل سالن شده بود و ضیافتى را که از پول بیت المال برایش ترتیب داده بودند،
دیده بود، گفته بود من سر سفره اى که اشرافى گرى در آن باشد، نمى نشینم!
آمده بود بیرون و هر چه مسئولین و معاونان التماس کرده بودند به سالن بر نگشته بود.
آقاى…، یکى ازمشاوران دکتر را واسطه کرده بودند.
او به دکتر گفته بود شهردار منطقه بدجورى ضایع شده!
دکتر هم به مشاورش گفته بود: من باید الان با این مسئله برخورد کنم که بعدا”
کارمان به برخورد با مسائل بزرگتر از اینها نکِشد.
آن روز دکتر نان وماست خواسته و نان و ماست خورده بود.
این اتفاق مثل بمب در شهردارى ها صدا کرد و زمینه اى شد که جلوى ریخت و پاش
هاى شهردارى ها گرفته شود.
دکتر در ریاست جمهورى هم همین رویه را دارد.طورى که کارکنان نهاد حتى اگر
بخواهند پرده اى را تعویض کنند، نگران این هستند که نکند اسراف باشد و دکتر با
آنها برخورد کند!
۲۰۸
در همایش ها معمولا”مسوؤلان از آسانسور یا پله هاى ویژه استفاده مى کنند تا با
خبرنگاران یا مردم تماس نداشته باشند.
در یکى از اولین همایش هایى که دکتر بعد از ریاست جمهورى حضورداشت، بعد از
همایش منشى ها، دکتر را به سمت پله هاى ویژه راهنمایى کردند.
اما دکتر نپذیرفت و با ناراحتى گفت: یعنى چه؟ چرا فرار کنیم!
و از همان راهى رفت که همه ى شرکت کننده ها مى رفتند.
۲۰۹
در فهرست همراهان رئیس جمهور در اولین سفرخارجى همه نوع مسئولیتى دیده می شد.
۶-۵ نفرمحافظ در پست هاى مختلف،خدمت کار،جامه دار،کفش دار.
دکتر که فهرست را دید،،در همان اولین سفر خارج از کشورش این فهرست عریض
وطویل را به هم زد.
فقط آنهایى همراه دکتر به سفر باید مى رفتند که حضورشان ضرورت داشته باشد.
کل همراهان دکتر در سفرش به نیویورک و سازمان ملل ۲۶ نفر بود.
در سفرهاى بعدى هم به خواست دکتر مسئول تشریفات این تعداد را کمتر کرده که
بیشتر نکرده.
۲۱۰
همراه دکتر رفته بودیم قم. وقتى براى زیارت حرم حضرت معصومه(س) رفتیم، دکتر
دید حرم خلوت است.
پرسید:مردم کجا هستند.
بچه هاى تشریفات ومحافظان گفتند: یا داخل حرم هستند یا بیرون!
برگشت به محافظان و بچه هاى تشریفات گفت:درها را بستید. قرق کردید.کى به
شما چنین اجازه اى داده؟!
بچه ها شروع کردند به توجیه. هرکدام گناه را گردن دیگرى مى انداخت.
دکتر گفت به زیارت نمى رود. همان جا مى ماند تا در ها را بازکنند.
در ها که باز شد، مردمى که پشت درها مانده بودند، ریختند داخل صحن.
دکتر آن روز در سخنرانى عمومیش مسئولین اجراییش را به خاطر این کارشان توبیخ کرد
روز اهداء خون، على رغم اصرار دکتر به اهداء خونش، پزشکان به خاطر فشار کارى زیادِ ایشان،
دکتر را از این امر منع کرده بودند.
اما مسئول مربوطه اصرار داشت که مثل هر سال، دکتر در مراسم اهداء خون که از طرف
تلویزیون تصویر بردارى هم مى شد، شرکت کند.
وقتى کارمندان دفتر به او توصیه ى پزشکان را یادآورى کردند، پیشنهاد کرد دکتر برای
تشویق و ترغیب مردم به اهداء خون فقط جلوى دوربین هاى تلویزیونى حاضر شده و به حالت
نمادین و نمایشى از ایشان خون گرفته شود.
کارمندان دفتر که اخلاق دکتر را مى دانستند، به او گفتند خودش با دکتر صحبت کند.
او هم پذیرفت و همان حرفهایى که به ما گفته بود، براى دکتر هم تکرار کرد.
هنوز حرفهایش تمام نشده بود که دکتر با عصبانیت گفت: شما مى دانید از من چه
مى خواهید؟من براى مردم نقش بازى کنم؟! جلوى دوربین براى مردم تظاهر به خون
دادن کنم؟!
۲۱۲
روزاول تبلیغات انتخاباتى دوره ى نهم ریاست جمهورى در سالن هفتم تیر قرار بود
دکتر سخنرانى کند.
روى سِن صندلى خیلى شیکى گذاشته بودند.
تا دکتر آمد داخل، او را به سمت سن راهنمایى کردیم.
گفت: ما آمده ایم این ها را به هم بزنیم.
رفت نشست پایین. روى سن یک صندلى معمولى گذاشتند.روى آن نشست و سخنرانى کرد.
۲۱۳
دکتر به دعوت دانشجوهاى دانشگاه امام صادق(ع) براى افطارى به آنجا دعوت
شده بود. با دکتر قبلش رفتیم تا ایشان سرى به خوابگاه دانشجویان بزند. برگشتنى
یک دفعه باران شدیدى گرفت. با این که مى دانستم دکتر سوار اتومبیل نمى شود،
به بچه ها گفتم سریع اتومبیل را آوردند.
گفت پس بقیه چى؟!
سوار نشد.
وارد مسجد که شدیم،دکتر همانجا دم در نشست.
گفتیم این طورى دانشجوها شما را نمى بینند.
گفت آن بالا هم که برایش میز و صندلى گذاشته ایم نمى نشیند.
بچه ها میز و صندلى را بردند گوشه اى از وسط هاى مسجد.
به دکتر جایگاه را نشان دادیم. خیلى سریع، طورى که نظم مجلس به هم نخورد،
خودش را آن جا رساند.
۲۱۴
مى خواستیم براى انتخابات،براى دکتر فیلم تبلیغاتى بسازیم. همراه دکتر رفتیم
دانشگاه علم و صنعت.
در حین فیلم بردارى یکى از بچه ها گفت:ان شاءا… یک ماه دیگر سعدآباد مى بینیمتون
دکتر!
دکتر با ناراحتى گفت: سعد آباد باید تحویل میراث فرهنگى شود. اگر خدا اراده کرد
و خواست، پاستور.
۲۱۵
در زمان شهردارى، یکى از مسئولین فرهنگى شهردارى بدون هماهنگى با شهردار
براى روز معلم برنامه اى ترتیب داده بود با حضورمهمانان خارجى.
پر از اسراف و ریخت و پاش.
بعضى از مقامات مملکتى مهم آمده بودند.
دکتر موقع رفتن به آن مسئول گفت خودم که چیزى نخوردم. پول شام محافظ هایم را
از جیبم مى دهم. همه ى این خرج ها را بایداز جیبت بدهى. شهردارى ریالى بابت این
ریخت و پاش ها هزینه نمى کند.
۲۱۶
مسئول تشریفات دکتر براى یکى از بستگانش تعریف مى کرد:در سفر حج، بعد از
دعاى عرفه، به دکتر گفتم یک خواهش از شما دارم.
براى من تفکیک سندهاى مالى سفرهاى خارجى و داخلى سخت است.
شما یک اختیارى به من بدهید.تا هر جا تشخیص خودم بود با شناختى که از خصوصیات
اخلاقى و نوع خرج کردن شماست، تنظیم کنم، شما هم تأیید کنید!
دکتر جواب داد: یعنى چه که شما مرا مى شناسى.خصوصیات مرا مى دانى.یعنى مى دانى
من چه قدر خرج مى کنم. بریز و بپاشم جه جورى است؟!
چنین درخواستى از من نداشته باش!
۲۱۷
در شروع سفرهاى استانى،دکتر مى خواست با هواپیماى عمومى سفرکند.
چند بارهم همین کار را کرد.و با مردم عادى رفت.
در سفرهاى خارجى هم همین طور بود.
اما به خاطر این که تیم حفاظتى سخت گیرىزیادى مى کردند، براى رعایت حال مردم مجبور
شد با پروازهاى اختصاصى این سفرها را برود.
۲۱۸
زمانى که دکتر شهردار بود، یک بار سرِ ناهار یکى از بچه ها از دکتر پرسید چرا از
خانه غذا مى آورد و اگر غذاىِ شهردارى شبهه دار است ما هم مصرف نکنیم!
دکتر جواب سر بالا دادکه نه شما بخورید.
آن روز غذاىِ شهردارى قیمه بود. یک دفعه سه تا مهمان دیگر به جمعمان اضافه
شدند و نشستند سر سفره. خدمت کار رفت و این بار کوفته آورد.
دکتر تا غذا را دید صدایش بلند شد که: چرا دو جور غذا؟!
خدمت کار آمد دم گوش من وگفت قیمه تمام شده بود. رفتم از ساختمان دیگر غذا
بیاورم. غذاى آنها هم کوفته بود.
قضیه را به دکتر گفتم. سکوت کرد و دیگر چیزى نگفت.
۲۱۹
به محض این که در ساختمان شهردارى مستقر شد، اتاقش را تحویل گرفت و فضاى
آنجا را دید، حتى یک دقیقه هم صبر نکرد.
از اتاق آمد بیرون و رفت در اتاق مدیرکل نشست.
اتاق مدیر کل شد اتاق شهردار، اتاق ۱۶۰ مترى شهردار با آن همه دکوراسیون
شیک و گرانقیمت هم شد موزه ى عبرت.
۲۲۰
یکى از مسوؤلین کشورى آمده بود شهردارى. آقاى دکتر، اتاق کذایى و بریز و بپاش
هاى آنرا نشانش داد.
جواب آن مسوؤل مملکتى به آقاى شهردار این بود که این تجملات براى نظام ما شأن
مى آورد!
دکتر مدت ها بعد، در یکى از سخنرانى هایش به آن دیدار اشاره کرد: اگر ریخت
و پاش و تجمل پرستى براى نظام ما شأن مى آورد، سلطنت هم همین کار را کرد.
انقلاب ما براى این بود که ارزش ها حاکم شود.
این ارزش و شأن نیست که مسوؤلین در کاخ هاى مجلل بنشینند و براى فقرا و
نیازمندان تصمیم بگیرند.
۲۲۱
در سفرهاى استانى گاهى برنامه ها آن قدر فشرده بود که به خواست رییس جمهور غذا را
داخل ظرف هاى یک بار مصرف مى ریختیم و داخل هلى کوپتر در حال رفتن از شهرى به
شهر دیگر به رئیس جمهور و همراهان مى دادیم تا در زمان صرفه جویى کنیم.
۲۲۲
اگر بخواهیم ۲۴ ساعت دکتر را تجزیه و تحلیل کنیم، ایشان مدام در حال فعالیت
است.
از شرکت در جلسات مختلف گرفته تا مطالعه ى پایان نامه ى دانشجویانش یا
گزارشات مختلف از موضوعات مختلف ادارى تا تحلیل بین المللى یا اقتصادى.
با این حال هر تألیف تازه اى که در این خصوص در بازار نشر مى آید، یک نسخه اش
را هم دکتر براى مطالعه روى میز کارش دارد.
۲۲۳
در اوایل ریاست جمهورى دکتر، براى برنامه هاى کاهش آسیب و درمان معتادین به
خواست ایشان، قرار بر این شد که وزارت خانه هاى بهداشت، رفاه و ستاد مبارزه با
مواد مخدر طرحى را آماده کنند.
وزرا و رئیس ستاد براى ارائه ى طرحشان خدمت رئیس جمهور رسیدند.
آنها توضیح مى دادند و دکتر با دقت گوش مى کرد.
در نهایت دکتر چند سؤال اساسى که در حیطه ى این طرح و تخصصى بود مطرح کرد
که هیچ کدام قادر به پاسخ گویى نشدند.
بعد دکتر از آنها خواست روى مواردى که مطرح کرده هم کار
بکنند، بعد که طرح پخته شد، آن را براى بررسى دوباره نزد او ببرند.
براى این منظور بیش از دو-سه هزار ساعت کار کارشناسى شد.
وقتى طرح را پیش دکتر بردند، ایشان نزدیک به چهار-پنج ساعت وقت گذاشتند.
مطالعه کردند و بعد نظر تکمیلى را دادند.
طرح، تازه آماده ى ارائه در ستاد مبارزه بامواد مخدر شده بود!
۲۲۴
مهندس فتاح؛وزیر نیرو تعریف مى کرد: دکتر به عنوان یک فرد اجرایى-عملیاتى
کاملا”براوضاع اداره ى کشور مسلط است.
ما وزرا حتى اگر بخواهیم،نمى توانیم اطلاعات غلط به ایشان بدهیم.چون دکتر خودش
همیشه اطلاعت درست را از طریق بازرسینش در نقاط مختلف کشور دارد
ما؛وزرا همیشه مراقبیم تا در بحث و ارائه ى گزارش به دکتر اشتباه نکنیم.
اوایل سال ۱۳۸۸ من در مشهد بودم که دکتر تماس گرفت و از بارندگى هاى اول سال
پرسید.
از میزان خسارات و تلفات هم اطلاع دقیق داشت.مى خواست بداند وضعیت
ذخیره ى آبى سده چه قدر شده؟
هر کدام از سدها را که مى گفتم دکتر محل سد و میزان ذخیره ى قبلى آن را مى دانست.
تا من میزان آب اضافه شده به آن سد را مى گفتم،سریع مى گفت:این سد ذخیره ى
قبلیش…بوده.با این میزان آب اضافه شده، ذخیره اش…شده!
مثلا”تا من مى گفتم سد میناب ۷۰ میلیون متر مکعب شده،دکتر سریع مى گفت:حجم
قبلى آن ۲۰ ملیون متر مکعب بود.یعنى خدارا شکر ۵۰ میلیون متر مکعب به ذخیره ى
آب آنجا اضافه شده.
۲۲۵
قرار بود دکتر براى معاونین وزارتخانه ها در محل مجلس قدیم درباره ى اصلاح
بودجه ى کشور صحبت کند.
نزدیک به سیصد معاون وزیر در صحن مجلس حضور داشتند.
دکتر وقتى شروع به صحبت کرد،اغلب مى دانست کدام معاون وزیر کجا نشسته.
بیشترسیصد معاون را به اسم مى شناخت و مى دانست هر کدام در وزارت خانه هایشان
چه معاونتى را عهده دار هستند.چون در بین صحبت هایش خیلى هارا به نام صدا مى کرد
وراجع به حوزه ى فعالیتیشان عدد وآمار مى گفت وآنها هم تأئید مى کردند.
۲۲۶
دکتر تقریبا”براى هرموضوعى که مطرح مى شود و از ایشان نظرخواهى مى کنند،
نظر تخصصى مى دهد و حرفى براى گفتن دارد.
ازبرنامه هاى تخصصى وزارتخانه هاى مختلف گرفته تا ارائه ى ابتکاراتى که در
سفرهاى استانى اهالى با دکتر مطرح مى کنند.
در سفر دکتر به استان خراسان جنوبى،یکى از اهالى ابتکار خود را که در مورد
آبیارى زمین هاى کم آب بود به دکتر عرضه کرد. بنده ى خدا سعى کرد با زبانى ساده
در مورد طرحش توضیح بدهد، دکتر در مورد آن به طور تخصصى صحبت کرد و از
سابقه ى تاریخى چنین ابتکاراتى در گذشته گفت. و گفت در کدام مناطق کشور هم
از ابتکار این آقا مى شود استفاده کرد.
مبتکر که با شگفت زدگى، متوجه احاطه ى علمى دکتر به طرحش شد، با اشتیاق در مورد
کارهاى دیگرى که در همین مورد انجام داده ولى رو نکرده بود، با دکتر صحبت کرد.
۲۲۷
در جلسه هیئت دولت در یکى از سفر هاى استانى صحبت در مورد ساخت و ساز
مسکن در مرکز استان بود.
دکتر خطاب به مسئولین استان گفت: ضریب مقاومت زمین در این منطقه مگر… درصد
نیست.
مسئولین استان با تعجب حرف دکتر را تائید کردند.
دکتر به مسئولین استان که مدعى بودند نمى شود خانه هاى چند طبقه ساخت، بعد
از بیان یک سرى اصطلاحات خاص مهندسى عمران گفت، بارعایت نکات تخصصى که
به آن اشاره کرده، در این منطقه،امکان ساخت و ساز هاى چند طبقه وجود دارد.
۲۲۸
دریکى دیگر از سفرهاى استانى،در هیئت دولت گفتند سرمازدگى باعث خشک
شدن گیاهان این منطقه شده.دکتر پرسید مسئول هواشناسى استان کیست؟
مسئول هواشناسى بلند شد ایستاد.
دکتر از او پرسید: عمق نفوذ سرما چه قدر بوده!
مسئول به جاى جواب دکتر گفت که ۲۵ روز طول سرماى استان بوده.
دکتر دوباره پرسید: عمق نفوذ سرما. یعنى چندسانتى متر تا زیرزمین یخ زده؟
مسئول هواشناسى شروع کرد به زیر و روکردن کاغذهایش.
یک نفراز حضارگفت ۳۵ سانتى متر.
دکتر بلافاصله خطاب به مسئولین استان گفت:اگر این طوراست،شما درختان زیتون،
انجیر و تاک هاى مو را از دست داده اید.
آمارى را که مسئولین استان باید ارائه مى دادند دکتر به آن ها گفت!
۲۲۹
حافظه ی قوی دکتربا اینکه برای بچه های تشریفات دردسر ساز است،گاهی به نفعشان تمام می شود.
رئیس جمهور کومور، مسلمان و شیعه است. در ایران درس خوانده و شاگرد آقاى
مصباح یزدى بوده.
مى خواست بیاید ایران. اما چون هواپیماى مناسبى براى آمدن به ایران در اختیار
نداشت، دکتر دستور داد یک هواپیما ى فالکون بفرستند تا او را بیاورد.
روز بعد روزنامه ها عکس او را در حالى که از یک هواپیماى دیگر پیاده مى شد، انداختند.
دکتر مسئول تشریفات صدا کرد عکس را نشانش داد و پرسید مگر هواپیماى فالکون
نفرستاده بودید؟ این فالکون نیست!
مسئول تشریفات توضیح داد که طبق دستور عمل کرده. بعد دنبال یک توضیح براى
عکس روزنامه مى گشت که خود دکتر بعد از کمى مکث گفت: قبل از این که بیاید
تهران رفته بود مشهد و با پرواز داخلى آمد تهران.
احتمالا” عکاس روزنامه عکس را در حال پیاده شدن از پرواز داخلى گرفته!
۲۳۰
دکتر الهام،وزیر دادگسترى مى گفت: با این که حقوق رشته ى تخصصى دکتر
نیست، اما من ایشان را به عنوان یک حقوقدان قبول دارم. چون در جاهایى که بحث
قانونى پیش مى آید، مسأله و اشکالى را مطرح مى کند که نشان از تسلط به موضوع،
آمادگى ذهنى و قدرت تحلیلى بالاست.
حتى وقتى من مطلبى را ناقص بیان مى کنم،ایشان وجوه دیگر آن مسأله ى حقوقى
را هم بیان مى کند.
۲۳۱
دکتر الهام تعریف مى کرد:یک بار خدمت دکتر رسیدم تا مطالب دسته بندى شده اى
را با ایشان مطرح کنم.
من هنوز اولین مطلب را برایشان مى خواندم که دکتر از موردى که در مطلب هشتم
نوشته بودم، سؤال کرد. در ابتدا متوجه نشدم. به دکتر که نگاه کردم،دیدم از روى
دست من تمام مطالب را خودش خوانده.و اصلا”نیازى نبود من یک به یک آنها را
براى ایشان بخوانم و توضیح دهم.
۲۳۲
تأکید دکتر در جلسات هیئت دولت براین است که صحن دولت نباید محل ابتدایى
بحث ها باشد.
به اعتقاد دکتر هر طرح و برنامه اى که در جلسات هیئت دولت مطرح مى شود، باید
از قبل کار کارشناسى روى آن انجام شده و براى جمع بندى و تصویب نهایى در
هیئت دولت مطرح شود.
گاهى پیش آمده که موضوعى درجلسه ى هیئت دولت مطرح مى شود.
هر یک ازاعضاء کابینه،نظرى مى دهند. آن وقت دکتر مى گوید معلوم است که شما
هنوزکار کارشناسى روى آن انجام نداده اید.آن را از دور بحث خارج کرده به کمسیون
مربوطه برمى گرداند.
۲۳۳
در سفرهاى استانى،قبل از تشکیل جلسه ى هیئت دولت، تک به تک وزراتخانه ها با
حضور معاونت اجرایى رئیس جمهور، وزیر مربوطه، استاندار، مسئولین اداراه ى زیربط
استانى و برخى نماینده هاى استان جلسه مى گذارند.
روى طرح هاى پیشنهادى کارمى کنند و پیش نویس مصوبات را آماده مى کنند.
علاوه بر آن جلسه ى کارگروه هاىتخصصى هم در استان مربوطه تشکیل مى شود که دکتر
مقیّد است حتما”در کارگروه تخصصى خودش شرکت کند.
در این جلسات علاوه بر مسئولین دولتى،مسئولین استان و نماینده ها، از سایر ذى نفع
ها هم دعوت مى شود.
مثلا”درکارگروه صنعت، نمایندگان صنعت آن استان و کسانى که در بخش خصوصى فعالیّت دارند
هم حضور دارند یا در کارگروه کشاورزى،نماینده ىکشاورزان و تعاونى هاى کشاورزى و یا در
کارگروه اشتغال نماینده ى کارآفرین ها هم هستند.
حضور آنها کمک مى کند تصمیمات،تصمیمات کارشناسى شده ترى باشد!
بعد از طى این مراحل طرح هاى آماده شده تازه در جلسه استانى هیئت دولت مطرح
و تصویب مى شود.
۲۳۴
جلسه راجع به تظیم بودجه ى سال ۱۳۸۸ بود.
یکى از کارشناسان در ابتداى جلسه برنامه اى رامطرح کرد براساس قیمت نفت،بشکه
هاى ۳۵ دلار و یک طرح هم ارائه کرد با قیمت هر بشکه نفت ۴۰ دلار.
جلسه که پیش رفت،همین کارشناس موضوعى را در خصوص بودجه مطرح کرد که
با فرض اوّلش نمى خواند.
رقمى که در خصوص مسأله ى مورد نظر مطرح شد،آن قدردقیق بود که هیچ کدام از اعضاى
جلسه متوجه این موضوع نشدند. چون اعداد و ارقام درشت بود.علاوه بر آن باید در یک لحظه
سقف بودجه را در نظر آورده، یک بار با قیمت نفت بشکه اى ۳۵ دلار و یک بار با قیمت نفت بشکه اى
۴۰ دلار محاسبه کرده و در آمد روزانه ى حاصل از هر کدام را در آن واحد ذهنى حساب مى کردند.
امّا دکتر که با دقت این ارقم و اعداد و مسائل مطرح شده را دنبال مى کرد، و همه را ذهنى
محاسبه مى نمود، به آن کارشناس گفت که ارقامى که ایشان مى گوید، با هیچ کدام از دو
طرح ارائه شده در ابتداى جلسه جور در نمى آید.
آن کارشناس در ابتدا حرف دکتر را نپذیرفت.
ده دقیقه اى کاغذهایش را بالا و پایین کرد. دوباره محاسبه کردتا بالاخره متوجه شد
حق با دکتر بوده است و ارقام مطرح شده از طرف او اشتباه بوده است!
۲۳۵
منشى دکتر که در یکى ازجلسات طرح تحول اقتصادى حضورداشته تعریف مى کرد:
مسئولین براى جمع و تفریق و ضرب و تقسیم عددهاى میلیاردى که به توان(ایکس) رسیده
بود، از کاغذ و قلم و ماشین حساب استفاده مى کردنداما دکتر زودتر از ماشین حساب، ذهنى
حساب مى کرد و عدد را به آن ها مى گفت.
۲۳۶
قبل از جلسه ى هیئت دولت در بوشهر،دکتر بازدیدى ۱۰ دقیقه اى از پروژه ى احداث
بیمارستان در این شهر داشتند.
با نگاهى گذرا متوجه شدند آنجا زمین ها را براىمقاوم سازى،شمع کوبى کرده اند.
با این کار هزینه ى ساخت و ساز بیمارستان چند برابر شده.
دکتر در جلسه ى هیئت دولت از وزیر مسکن علت شمع کوبى ها را سؤال کرد.
وزیرمسکن توضیح داد که قرار است ساختمان بیمارستان را چند طبقه بسازند.
دکتر با انتقاد از این اقدام وزارت مسکن گفت که چون مقاومت زمین در این منطقه
پایین است و در عوض کمبود زمین ندارند، به جاى ساخت و ساز عمودى،چند ساختمان
دو طبقه بسازند. به این صورت هم هزینه ى تمام شده پایین مى آید و هم احتمال ریزش
ساختمان در مواقع وقوع زلزله و….
۲۳۷
یکى از ویژگى هاى مدیریتى دکتر سعى ایشان براى همگرایى وزارتخانه ها و معاونت هاى
مختلف با هم دیگر است.
زمانى که طرحى از سوى یک وزیر در جلسه ى هیئت دولت مطرح مى شود، دکتر
سعى مى کند همه ى جوانب این طرح دیده شود، جنبه اى مخفى نماند. و وزارتخانه
هاى مختلف در مورد این موضوع حرفى براى گفتن داشته باشند.
دکتر در ابتداى جلسه جنبه هاى مختلف طرح را برشمرده واعلام مى کند که هرجنبه
اى مربوط به کدام وزارتخانه مى شود.
در طول جلسه هم، اگر وزیرى در آن لحظه متوجه نباشد و یا نخواهد به دلایلى در
مورد این موضوع حرفى بزند، دکتر خودش به او یاد آورى مى کند که آقا این جنبه
از این مسأله مربوط به وزارت صنایع، بازرگانى، محیط زیست و… است.
این روش کمک مى کند که در خصوص هر طرح، تصمیم گرفته شده جامع تر باشد.
وفضاى تعاملى وزارتخانه ها هم با هم دیگر بیشتر شود.
۲۳۸
توجیه و دلیل تراشى یکى از بهانه هاى مدیران براى از زیر کار در رفتن است.
اوایل ریاست جمهورى دکتر، پیش مى آمدکه مسئول اداره و سازمانى با ارائه ى
گزارش به دکتر مى خواست تعلل وکم کارى کارمندان وزیر مجموعه اش را توجیه
کرده و بدون دلیل از آنها دفاع مى کرد،
آن وقت دکتر با عصبانیت و ناراحتى با این مسئول برخورد مى کرد.
به خصوص که این وظیفه از قبل به این سازمان تفهیم شده و امکانات کافى هم
دراختیارش گذاشته شده بود.
این رفتار دکتر سبب شده تا مدیران دستگاههاى دولتى همواره خود را موظف به پاسخگویى
دانسته و کم کارى نکنند.
۲۳۹
یکى از مواقعى که دکتر با مدیران برخورد مى کند، زمانى است که اجراى طرحى به
خاطر لج و لجبازى مسئولین و دستگاهها با همدیگر به تعویق و تأخیر افتاده.
آن هم زمانى که کار کارشناسىِ دقیق روى آن انجام شده، در دولت تصویب شده و بودجه
هم به طرح مورد نظر اختصاص داده شده است!
یکى دیگر از مسائلى که براى دکتر قابل قبول نیست،دلیل تراشى زیر دستانش است.
به خصوص اگر فردى اشتباه کند و به جاى پذیرش اشتباهش مدام براى اشتباهاتش
دلیل تراشى کند.
کسانى که بدون صداقت با ایشان کار مى کنند، مدت عمر کاریشان کوتاه خواهد بود.
۲۴۰
براى بازدید از یکى از پروژه ها یى که چند ماه بود کارش شروع شده بود رفته بود. دید
درصد بالایى از کار انجام نشده مانده.
همانجا با شهردار منطقه تماس گرفت.گفت:همین حالا مى آیى اینجا، سر پروژه.
کارگرهاى شهردارى را مى آورى. خودت هم مى ایستى بالاى سر کار. تا تمام نشده به
شهردارى برنمى گردى.
دکتر به هیچ وجه اهل تعارفات و بده بستان هاى سیاسى نیست.
با کسى هم رودربایستى ندارد.
حتى با وزرایى که خودش آنها را تعیین و به مجلس معرفى کرده است.
بعضى از وزیران دولت نهم،على رغم تعهدى که در ابتداى پذیرش مسئولیت داده و
میثاق نامه اى که امضاء کرده بودند، در انجام وظایفشان تعلل مى کردند.
دکتر در ابتداى امر با این وزیران جلسه ى خصوصى مى گذاشت.
از آنها توضیح مى خواهدو وظایفشان را به آنها یاد آور مى شد.
یک زمانى را هم با همدیگر مشخص مى کردند که وزیر مربوطه در طول این مدت تا زمان
تعیین شده به تعهداتش عمل کند.
امّا وقتى مدت تعیین شده به اتمام مى رسید و باز تغییرى در عملکرد وزیر دیده
نمى شد، دکتر باز با او جلسه ى خصوصى گذاشته، توضیح خواسته و وظایفش را یاد
آورى مى کرد و باز زمان مشخصى براى اصلاح عملکرد وزیر تعیین مى شد.
این فرصت دادن ها تا شش ماه طول مى کشید. امّا وقتى دکتر به این اطمینان مى رسیدکه
وزیر مربوطه قادر به اداره ى صحیح وزارتخانه ى مربوطه نیست، و حجت برایش تمام مى شد،
به ناچار عذر او را مى خواست.
۲۴۲
یکى از اقدامات دکتر در اولین سال ریاست جمهورى حذف برنامه ى تغییر ساعت بود.
دکتر این تصمیم را با کارشناسى هاومطالعات متعددى که انجام شد،اِعمال کرد.
امّا دوسال بعد در سال ۱۳۸۶ نمایندگان آن را به صورت یک قانون درآورده و تصویب کردند
که ساعت در اوّل فروردین یک ساعت به جلو و اوّل مهرماه هر سال یک ساعت به عقب
کشیده شود.
اطرافیان دکتر به او گفتند این قانون را به ادارات دولتى ابلاغ نکند و عملا”آن را بلا
اجرا بگذارد. امّا دکتر نپذیرفت. چون معتقد بود حالا که به صورت یک قانون تصویب
شده و شوراى نگهبان هم آن را تأیید کرده،
ما موظف به اجراى آن هستیم ولو این که بدانیم کار نمایندگان صحیح نبوده.
تا زمانى هم که خود مجلس آن را تغییر نداده ما حق نداریم تغییرش بدهیم.
۲۴۳
دکتر نسبت به تمام قوانینى که با آنها سر و کار دارد، مطالعات جامع و گسترده اى
دارد. به این ترتیب به آن احاطه ى کامل پیدا مى کند.
وقتى با متخصصان بحث مى کند، مثل یک کارشناس خبره ى به جنبه هاى
مختلف موضوع مورد بحث اشاره مى کنند.
مثلا”در خصوص هدفمند کردن یارانه ها،مبانى حقوقى آن را در قوانین مختلف؛ چه در
قانون توسعه ى چهارم،چه در قانون تشکیل وزارت رفاه، قانون ساختار رفاه و تأمین
اجتماعى،چه قانون حمل و نقل که مصوبه ى مجلس هفتم بود، همه ى این مبانى را
اِحصا کرده بود و وقتى در مورد هدفمند کردن یارانه ها بحث کارشناسى مى شد، دکتر
ظرفیت قانونى آن را گوشزد مى کرد
۲۴۴
سازمان مدیریت و برنامه ریزى،یکى از معاونت هاى ریاست جمهورى وزیر نظر قوه ى
مجریه بود. امّا در عمل مدیریت حقیقى کشور در بخش اجرا محسوب مى شد.،حتى
شکل دهنده ى خط مشى مجالس قانون گذارى بوده و حکومت دست کارشناسان این
سازمان بود.
هر برنامه اى که در دولت تصویب مى شد، باید به تأیید کارشناسان این سازمان مى رسید.
وزرا باید، نزد کارشناس مربوطه مى رفتند. از او خواهش مى کردند که براى پروژه
هایشان بودجه تخصیص دهند یا در برنامه ریزى هاى سال آینده لحاظ کنند.
وزراى دولت با این که اختیاراتشان را از رئیس جمهور و با رأى نمایندگان مجلس
گرفته بودند، از خود اختیاراتى نداشتند.
حتى دستور صریح رئیس جمهور هم بدون تأیید این سازمان فاقد اعتبار مالى و اجرایى
لازم بود.
۲۴۵
چند سال پیش قرار بود در کرمان موزه ى جنگ ساخته شود.
فرمانده سپاه کرمان نامه اى به رئیس جمهور وقت نوشت و از ایشان در خواست
تخصیص بودجه براى راه اندازى موزه را کرد.
ایشان هم اعتبار قابل توجهى به این امر اختصاص داد. اما فرمانده سپاه کرمان
هر چه دوندگى کرد تا دستور رئیس جمهور اجرا شود، سازمان برنامه ریزى آن را
تصویب نکرد!
۲۴۶
وقتى استاندار اردبیل بود،نامه اى نوشت به رئیس جمهور وقت، آقاى هاشمى و یک
سرى ایرادو اِشکال هاى سازمان مدیرّیت را براى ایشان به صورت مکتوب شرح داد.
در ملاقات حضورى هم که با آقاى هاشمى داشت، این موارد را مطرح کرده بود.
آقاى هاشمى که از قدرت سازمان بااطلاع بود، به دکتر گفته بود:گزارشت را در مورد
این سازمان بدون عنوان نویسنده ى گزارش بنویس. اگر بفهمند کار تو بوده، اذیتت
مى کنند.
این را هم گفته بود که فعلا” اصلاح این سازمان به مصلحت نظام نیست.
آقاى هاشمى حرف هاى دکتر را رد نکرده بود. امّا گفته بود فعلا”کارى در جهت
بهبود این سازمان نمى شود انجام داد.
چندین سال بعد وقتى که دکتر خودش به ریاست جمهورى رسید،یکى از کارهاى
زیر بناییش را اصلاح ساختار مدیریت کشور قرار داد.
۲۴۷
یکی از دغدغه های دکتر حتی تا قبل از ریاست جمهوری،هدفمند کردن یارانه ها بود.
سال ۱۳۸۶بررسی کرده بود که براساس قیمت نفت در آن سال،یارانه اى که دولت،براى
مصرف بنزین،گاز وگازوئیل با احتساب قیمت تمام شده و یارانه به آن مى داد، ۱۰۰ هزار میلیارد
تومان مى شد.
در حالى که بودجه عمرانى کشور در همان سال ۲۷ هزار میلیارد تومان بود.
یعنى بیش از سه برابر بودجه ى عمرانى کشور درایران انرژى مصرف مى شد.که در دراز
مدت ضربه ى سنگینى به اقتصاد کشور وارد مى آورد.
این اتلاف درآمد ملى، همین طور هدفمند کردن یارانه هاو… از مسائلى بودکه از
ابتدا مورد توجه دکتر گرفته بود.
طرح تحول واصلاح ساختار اقتصادى کشور به ابتکار دکتر با هدف هدفمند کردن
یارانه ها،اصلاح ساختار بانک ها،مالیات گمرک، حفظ ارزش پول ملى وبالا بردن سطح
کارایى مطرح شد.
درابتدا موضوع به صورت یک دستور در جلسه ى راهبردى ریاست جمهورى که به
صورت مستمر با حضور خبرگان اقتصادى،وزیر دارایى و خود رئیس جمهور برگزار
مى شد، از طرف دکتر مطرح شد.
دکتر،گروهى توانمند، خبره و قوى از کارشناسان را براى بررسى تمام جوانب کار و
نهایى کردن طرح مأمور انجام این کار کرد.
با اعلام رسمى آن به مردم در سخنرانى ۲۲ بهمن سال ۱۳۸۶ عملیات اجراى طرح شروع
شد..طرح طورى بود که راه را براى تمام کسانى که صاحب نظر بودند،باز گذاشته بود.
وشاید تا به حال در کشور طرحى با این وسعت و عمق کارشناسى انجام نشده بود.
دکتر جلساتى با اقتصاددانان،صنعت گران،تولید کنندگان،منتقدان،کارشناسان سازمان
هاى مختلف، نمایندگان مجلس و… برگزار کرد.آنها را توجیه کرد و نظراتشان را شنید.
زمینه ى کار هم فراهم شد؛ آمارگیرى از خانوارها در کل کشور و دهک ها و سیستم
اجرا هم مشخص شد و کافى است مصوبه از مجلس در بیایدکه کار راه بیافتد!
۲۴۸
دکتر اگر به نکته اى برسد که آنرا صحیح تشخیص دهد تنها مسأله اى را که مد نظر
قرار نمى دهد، مصلحت و آبروى شخصى خودش است.
بعضى از دوستان و افراد خیرخواه به دکتر گفتند طرح تحول اقتصادى مصادف با
دوران انتخابات است.
این طرح در شروع کار یک افزایش قیمت را به دنبال خواهد داشت. و ممکن است
در انتخابات مؤثر بیافتد. مصلحت نیست.
دکتر هم جواب مى داد: چه مصلحتى بالاتر از رشد و پیشرفت کشور.
اگر قرار است کسى در این قضیه فدا شود، من حاضرم براى منافع کشور آن یک نفر باشم.
مى ارزد یک دولت فداى اجراى این طرح شود.
اگر یک روز هم به پایان دولت مانده باشد و لازم باشد این طرح به مرحله ى اجرا در
بیاید،ما باید آن را اجرا کنیم.
۲۴۹
یکى دیگر از اتفاقات بزرگ و ارزشمندى که دکتر مجرى آن بوده، تشکیل معاونت
علمى و فناورى در نهاد ریاست جمهورى و بودجه اى که در اختیار این معاونت قرار
داده و همچنین دو برابر کردن بودجه ى پژوهش است.
با این اقدام، بنیاد نخبگان با معاونت علمى و فن آورى ارتباط تنگاتنگ پیدا کرده و
آثار مثبت آن ثبت اختراعات در یک سال،معادل سى سال گذشته بوده است.
۲۵۰
در جمهورى اسلامى، رئیس جمهور در ابتداى مسئولیتش، باید
فهرست تمام اموال و داراییهایش رابه رئیس قوه ی قضائیه اعلام کند.
دکتر احمدى نژاد هم از این قاعده مستثنى نبود؛ خانه اى قدیمى در بن بست میدان
هفتاد و دوم نارمک تهران، اتومبیل پژو ۵۰۴ مدل ۱۹۷۳
نکته ى جالب این بود که در ابتداى پذیرفتن مسئولیت شهردارى
تهران هم دارایى هاى او همین اندازه بود.
جالب تر این که هنوز هم بعد از گذشت چهار سال فهرست اموال و دارایى هاى دکتر همان
است:خانه اى قدیمى در بن بست۷۲ میدان نارمک…
دو بيانيّه انتخاباتي از آيت الله العظمی بهجت (ره)
بيانيِّه اول
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة علي سيد الانبياء محمد و آله السادة الاوصياء الطاهرين.
و بعد، چنانكه مكرراً، از شركت در انتخابات، سئوال شده، در جواب آنها، آنچه اظهار شده است، بيان مي شود:
اين جانب، جهات سلبيه و اثباتيه را متعرض مي شوم. كساني كه بنا دارند در رأي دادن و يا انتخاب شدن، شركت نمايند، بايد متذكر باشند، كه كساني حق انتخاب شدن و امين مردم با ايمان در مورد دين و دنيا بودن را دارند، كه از رجال با عقل كامل كافي و ايمان كامل از شيعه اثنا عشريه و با علم به مسائل شرعيه در شخصيات و اجتماعيات و با شجاعت باشند؛ و از آنهايي باشند كه در اظهارات و تروك، ( لا يخافون في الله لومة الائم. سوره مائده/54 ) باشند؛
و از رشوه ها و تخويفات و نحو آنها دور باشند؛ نظر نكنند كه تا به حال چه بود، بلكه نظر نمايند كه از حال چه بايد بشود و چه بايد نشود؛ و بايد پرهيزكار و خداترس باشند، اراده خداي تعالي را بر همه چيز ترجيح بدهند؛ اگر فاقد بعض صفات باشند، اهل ائتمان نيستند، و رأي دادن براي فاقدها بي اثر است، بلكه جايز هم نيست، مشكوك هم، متروك است.
تفحص هم، بايد كامل باشد و بدون مداخله دوستي و دشمني در امور نفسانيه باشد. در حال رأي دادن و گرفتن، خداي عظيم را ناظر به تمام خصوصيات همه بدانند. كساني هم كه واجد خصوصيات مذكوره باشند- كه جايز باشد رأي دادن و گرفتن درباره آنها- واجب مي شود با توانايي، اگر بدانند يا احتمال بدهند كه فاقد بعض آنها، رأي خواهند گرفت.
ملاحظه نماييد دول كفر را [كه] چگونه انتخاب مي نمايند و انتخاب مي شوند، و چه كساني انتخاب مي شوند، و از چه راه هايي انتخاب مي شوند، و چه آرائي در مجلس هاي خودشان اظهار مي كنند، و دولتهاي آنها چه عملياتي بر طبق قانون مملكت و بر خلاف قانون عقل و دين، حتي اديان منسوخه آنها، انجام مي دهند كه فساد و افساد آنها بر همه عقلاي دنيا آشكار است، [و] مخالفت نماييد با چگونگي كارهاي آنها و چگونگي وسائل و اسباب و مسببات آنها، كه مطابقت با هيچ دين اصل دار و هيچ قانون عقل پسند، ندارند.
عصمكم الله و ايانا من الزلات كلها بمحمد
و آله الطاهرين، صلوات الله عليهم اجمعين
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.
بيانيّه دوم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله و رب العالمين و الصلاة علي سيد الانبياء محمد و آله سادة الاوصياء المطهرين.
در جواب سئوال مكرر مربوط به انتخابات، [مطالبي ذكر مي شود] با اشاره به آنچه در سال گذشته تذكر داده شده بود، از بياناتي كه اختصاص به زماني و مكاني ندارد و در آنها تعيين توصيفي- كه اتمّ و اعمّ و احسن و اكمل و ادوم از تعيين اسمي است- شده بود. از « حذيفه » رضوان الله عليه مروي است، كه فرمود:
« كانوا يسألون رسول الله عن الخير و كنت أسأله عن الشر »؛
بايد بدانيم « شرّ» چيست و « اهل شرّ» كيست تا فرار از آن نماييم، و « خير» چيست و « اهل خير » كيست تا به سوي آن فرار نماييم. بايد اهل انتخاب، در پياده كردن كبريات در صغريات، و كليات در جزئيات، روشن و با احتياط باشند؛ و رضاي خداي بزرگ را مقدم بر رضاي غير نمايند؛ و فحص از عقلاي متدينين كه اصلح باشند نمايند؛ و در روشني توقف ننمايند و در تاريكي حركت ننمايند؛ و از رشوه دادن و گرفتن ( شيوه دول كفر)، دور باشند؛ با متدينين از عقلا، كه محيط به مسائل شرعيه و با ايمان اعتقادي و عملي، و پرهيزگار، و با تدبير، و شجاعت، و اعتدال فكري و مسلكي، باشند و با غير آنها سر و كار نداشته باشند، و مسلمانها را گرفتار نكنند و كاري نكنند كه در پشيماني از آن، تداركي نيست.
از وطن فروشي و وطن فروشان كه غايت محبت دول كفر است، دور باشيد. عواقب وطن فروشان به دول كفر را، ملاحظه بنمائيد! ديديم و مي بينيم كه به محلل هاي خودشان، وفا نمي كنند، مگر تا زماني كه چاره ندارند، و پس از آن، جز پشيماني و عاقبت سوء براي تابعين آنها نمي ماند. بايد بدانيم كه هيچ نقصي در ممالك اسلاميه نيست كه منسوب به دول كفر نباشد؛ و آنچه منسوب به آنها است، نقص در اسلام و ايمان است، يا منتهي به آن است. غير از معصومين(عليهم السلام) كسي نمي تواند بگويد: « همه چيز را مي دانم، با مي بينم» و نمي تواند كسي بگويد:
« هيچ چيز را نمي دانم و همه جا تاريكم، بلكه هر عامل عادي، چيزهايي را مي داند و بايد حركت كند و توقف ننمايد، [و] بلكه بايد از معلومات خود، مجهو
